دیشب جبرئیل به زور چوب نازل کرد

 

حجرات

شبکه‌های دینی مبلغ مسیحیت در آستانه ماه مبارک رمضان تلاش می‌کنند با زیر سؤال بردن قرآن، به تبلیغ دین خود بپردازند، «دانیال شایسته» از شبکه محبت، با سوء‌استفاده از شعور مخاطب، به آیاتی اشاره کرد که در قرآن وجود ندارد.

وی در اثبات این ادعا که قرآن از جانب خدا نیست، به آیات ۹۱ و ۹۲ سوره حجرات! استناد کرده و بیان داشت: «با مراجعه به آیات ۹۱ و ۹۲ سوره حجرات، به خوبی فهمیده می‌شود که قرآن از جانب خدا نیست.» این ادعا در حالی صورت می‌گیرد که با مراجعه به قرآن کریم و سوره مبارکه حجرات، می‌بینیم که این سوره تنها ۱۸ آیه دارد و اساساً آیات ۹۱ و ۹۲ وجود خارجی ندارند.

این ماجرا گویای این است که شبکه های مدعی بی‌طرفی و بی‌غرضی ، سعی دارند با به کار بردن مجریان بی سواد در آستانه ماه مبارک رمضان و زیر سوال بردن قرآن آن هم به صورت خیلی بچگانه نسبت به جذب افرادی که از نظر هوش هم سطح خود هستند اقدام کنند .

البته این ماجرا ها زیاد هم خالی از لطف نیست و جالب است این ماجرا را هم بخوانید :

گویند در روستایی سه نفر به نام های ملا ابراهیم و ملا موسی و ملا محمد کمر همت بستند و برای روستای خود مسجدی ساختن و خلاصه مسجد افتتاح شد در اولین نماز صبح که در این مسجد برگزارشد امام جماعت بنا به عادت خود سوره ی اعلی را قرائت کرد و در آیه ی ۱۹ و قتی خواند صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ، ملا محمد ناراحت شد که چرا ابراهیم و موسی ولی محمد نه ، اول فکر کرد شاید امام جماعت فراموش کرده که سه نفری این مسجد را ساختن و بعد از نماز رفت جلو سلام و احوال پرسی و شروع کرد به تعرف خاطره و شرح ماجرا که ما سنفر بودیم ملا محمد و ملا ابراهیم و ملا موسی ، مسجد ساختیم ، خیل سخت بود ، مشلاتی داشتیم و خلاصه که فردا باز دید نه امام جماعت خواند صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ، ملا محمد با خود فکری کرد و یک تراول ۵۰ هزار تومانی در پاکت گذاشت و روی پاکت نوشت یکی از بانیان و دست اندر کاران ساخت مسجد ملا محمد اما باز فردا امام جماعت خواند :صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ، ملا محمد هر روز همین طور تدبیر میکرد که چطور به امام جماعت بفهماند ابراهیم و موسی تنها نبودند ملا محمد بدبخت هم بوده ، یک روز میوه فرستاد منزل حج آقا یک روز پول فرستاد هر کار کرد حاج آقا صبح می خواند :صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى تا اینکه یک روز عصبانی شد به پسرش گفت برو امام جماعت رو شام دعوت کن خونه و تا امام جماعت بد بخت وارد منزل ملامحمد شد بستنش به درخت و با چوب افتادن به جانش و او هم از همه جا بی خبر گفت بابا من چه هیزم تری به شما فروختم ؟ چرا میزنی ؟ گفت مردک من هرچی با تو به زبان خوش حرف میزنم تو نمی فهمی ! هر جور به تو گفتم که من از بانیان مسجدم تو هر روز فقط می خوانی : صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ، امام جماعت که تازه حساب کار دستش آمده گفت خوب اشکال نداره فردا ! فردا درستش میکنم ! صبح که شد امام جماعت سوره اعلی را خواند و آیه ی ۱۹ را که خواند گفت صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى و محمد ! بعد از نماز یک بنده خدایی رفت جلو گفت حاج آقا ما که صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى و محمد نداریم ! امام جماعت در حالی می خندید گفت داریم دیشب جبریئل به زور چوب نازلش کرده !

 

ادامه نوشته دیشب جبرئیل به زور چوب نازل کرد .

پاسخ