یا اسد الله علی علی علی
یا غیرت الله علی علی علی
کیست این شیر نژاد غیرت الله
ببین گره بر ابرو زد
جنگ در محضر او زانو زد
کاش میشد که کسی تاب نگاهش را داشت
تا بدانند همه معنی جنگیدن چیست
تا ببینند همه چیست غریدن شیر
رزم بازیچه ی اوست
این جوانی علی است
پهلوانی علی است
عباس شبه المرتضی
مرتضی هیبت اوست
همه جای صحبت اوست
این جوانی علی است
پهلوانی علی است
مرتضی هیبت اوست
همه جای صحبت اوست
صاحب فضل و علم
باز آمد به حرم
تا که از مرکب خود زد به سرخاک قدم
عباس نجل المرتضی
روی بازوی یل ام البنین در کار زار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذوالفقار
کودکان باز دویدن به سویش نا گاه
کودکی دامن او می گیرد
کودکی انگشتش
همگی حلقه شده اند
مثل هر بار چه غوغا شده است
یک نفر گفت آرام
که علی در خواب است
محکم بگیر رشته ی قنداغه اش به دست
باب الحوایج است اگر شیر خواره است
تا که از مرکب خود زد به سرخاک قدم
باز کلثوم و رباب و زینب
نفس راحتی از سینه کشیدن
خداوندا شکر
چه پناهی داریم
چه سپاهی داریم
عباس علم دار حسین
میر و سپه دار حسین
یگانه سردار حسین
عباس علم دار حسین
ولی عباس دلش عقده دیگر دارد
با خودش زیر لبی صحبت مادر دارد
اشک در گوشه چشمش گل کرد
زیر لب با خود گفت
کاش در کوچه به همراه حسن می بودم
ای که بستی راه بر زهرا میان کوچه ها
گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود
به خودش آمد و دید حلقه ی اشکش را
با سر انگشت رقیه می گفت
لاله ی چشمش را
گل لبخند عمو پیدا شد
چقدر زیبا شد



