هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاریست
هنوز زخمِ نبودن به سینهام کاریست
ز مصحف مددت یک ورق به جا مانده
میان آن در و دیوار لحظهی یاریست
.
.
مادرِ زهرا چو دل را بر نبی تقدیم کرد
جانثاری بهر احمد را به خود تصمیم کرد
با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش
یاری همسر نمودن را چنین ترسیم کرد
.
.
برای خواندن ادامه پیامک ها به ادامه نوشته بروید
میان اشک گفتم دخترت را
نبوسد این قدر رویت خدیجه
که خود با روی نیلی روزگاری
شود مهمان رود سویت خدیجه




