بنا بر گزارش جام نیوز از پشت پردهی مذاکرات هستهای در دوران حاکمیت مدعیان اصلاحات، یوشکا فیشر وزیر خارجهی اسبق آلمان در مصاحبهای که هفتهنامهی میدل ایست در روز ۱۳ آگوست (۱۲ مرداد) منتشر کرده، با اشاره به شرایط تروئیکای اروپایی برای شروع مذاکرات هستهای در نامهی ارسالی به ایران که عبارت بودهاند از: امضاء و تصویب پروتکل الحاقی، اجرای فوری آن قبل از تصویب و توقف ساختن تأسیساتی که برای تولید موارد رادیواکتیو مورد استفاده قرار میگیرند، انفعال تیم ایرانی مذاکرهکننده را بازگو کرده است. او افزوده است: «در گفتگوی اولیه و مقدماتی با سروزیر خارجه کشورهای اروپایی و نماینده ایران، همواره ما تأکید میکردیم که بدون توقف فعالیتهای اتمی ایران توافقی بین ما حاصل نخواهد شد و ما بدون معطلی خواهان رفتن به فرودگاه و بازگشت به کشورهای خود هستیم. این گفتههای ما منجر به قطع جلسه شد. ایرانیها با دستپاچگی شروع به تلفن زدن کردند و بالاخره در این مورد هم به توافق رسیدیم».
وی در ادامه به مقایسهی مواضع اصولگرایان در دورهی حاکمیت آنها با اصلاحطلبان میپردازد و از یأس خود پس از دیدار با احمدینژاد و لاریجانی پرده بر میدارد. او این دیدارها را در نیویورک گزارش داده و میگوید: «لاریجانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی به محض رسیدن و قبل از نشستن و سلام کردن شروع به صحبت کرد و برنامهی اتمی ایران را با ملی کردن صنعت نفت در دههی ۵۰ مقایسه کرد. لاریجانی میگفت که همه قدرتهایی که امروز درصدد سد رشد ظرفیت هستهای ایران هستند، همان نقشی را ایفا میکنند که دیروز بریتانیا و آمریکا علیه مصدق کودتا کردند و شاه را به قدرت برگرداندند».
فیشر در توضیح این تفاوت موضع ادامه میدهد: «لاریجانی به این مقایسهی تاریخی باور داشت. در واقع این نشان میداد دولت جدید به هیچ وجه حاضر به کوتاه آمدن در مسألهی اتمی نخواهد شد. زیرا هرگونه کوتاه آمدن نسبت به این حق مسلم در مقابل قدرتهای بیگانه را خیانتی به مردم ایران میدانست. من دریافتم اگر تصور دولت جدید واقعاً این است، پس هرگز حاضر به کوتاه آمدن و سازش نخواهد شد».
جالبتر این که یوشکا فیشر در پایان این مصاحبه با پیشنهاد این که: «باید آمریکا و اروپا به ایرانیان بگویند که اگر از ساختن بمب اتم دست بردارید و نقش مسئولانه در منطقه به عهده بگیرید، در عوض آن، ما آماده عادیسازی روابطمان با شما هستیم، تفاوت موضع غرب را نیز در این دو مرحله برملا میسازد که به جای موضع تهاجمی و تهدید به بازگشت در صورت عدم توقف به زعم خویش به نوعی وعده و تشویق رو آورده است.
گرچه ادعاهای یک فرد بیگانه نمیتواند ملاک قضاوت و ارزیابی مواضع و سیاستهای کارگزاران حکومتی ما باشد اما بر اساس یک ملاک کلی که از سوی حضرت امام خمینی(ره) برای اطمینان از عملکردها و مواضع نیروهای انقلابی تعیین شده و آن هم تعریف یا اعلام خشنودی بیگانگان از نیروهای خودی به عنوان اشتباه و عدول از مواضع درست است، این مصاحبهی یوشکا فیشر میتواند برای جریانهای داخلی ما پیام داشته و ملاکی برای تشخیص و ارزیابی مواضع باشد. به خصوص این که جریان مدعی اصلاحات که سنگ خط امام را به سینه میزند، بارها در نقد و شاید هم تخریب سیاست خارجی اصولگرایان، تصمیمات و اقدامات هستهای آنان را نیز بینصیب نگذاشته و زیر سؤال بردهاند. حال آن که بر اساس گفتههای یوشکا فیشر که آن زمان به عنوان وزیر خارجهی آلمان در مذاکرات حضور داشته؛
۱ـ تیم مذاکرهکنندهی دوم خردادی یا اصلاحطلب فریب جنگ روانی طرف اروپایی را خورده و در مقابل تهدید آنان ابتکار عمل را از دست داده است.
۲ـ اعضای اصلاحطلب تیم مذاکرهکننده برآورد واقعی از موقعیت طرف مذاکرهکننده گذاشته و در حالی که اروپا و حتی وزیر خارجهی انگلیس نگران ورود به بحران دیگری در منطقهی خاورمیانه بوده و حاضر به همراهی با ماجراجوییهای آمریکا نبوده، با تصور واقعی بودن تهدید به شرایط ذلتبار اروپائیان گردن گذاشتهاند.
۳ـ فقدان روحیهی انقلابیگری و نداشتن شهامت و جسارت برای مذاکره موجب شده، تیم دوم خردادی و اصلاحطلب در مقابل تهدید به قطع مذاکرات و بازگشت نمایندگان تروئیکای اروپایی به فرودگاه واکنشی شتابزده و بزدلانه از خود نشان دهند که این امر موجب اعتماد به نفس و جسارت طرف اروپایی برای تأکید بر شرایط ظالمانهی خویش و تحمیل آن بر جمهوری اسلامی شده است.
این ویژگیها که یوشکا فیشر به صورت ضمنی و یا صریح آنها را توضیح داده، نشاندهندهی این واقعیت است که تیم مذاکرهکنندهی ایرانی در دوران حاکمیت اصلاحطلبان هیچ نسبتی با عظمت و عزت ملت شریف ایران نداشته و ضعف کارشناسی و حقارت شاه سلطان حسینی آنها موجب بر باد دادن منافع ملی و غرور ایرانیان شده است. حال آنکه تیم ایرانی مذاکرات در دوران اصولگرایان با برخورداری از اعتماد به نفس و ابتکار ضمن پاسداشت عزت و غرور ملی، یأس و البته عصبانیت را به نمایندگان متکبر و مکار اروپایی تحمیل کرده است. مقایسهی این مواضع میتواند تفاوت ماهوی دو جریان را روشن نموده و ملاکی برای صحت ادعا باشد.



