قلاده طلا گردنشان را خورد کرده !

اگر قرار بر آمار گیری و اعتای پسوند ترین به موضوعی باشد بدون شک سینما و مجموعه های وابسته اش لقب پر توجه ترین و شاید پر حاشیه تر ین را از آن خود کند . سینما در حالی به استقبال سال ۹۱ رفت که از طرفی به دلیل اکران دو فیلم نجس “گشت ارشاد” و ” خصوصی” مورد اتهام و شکایت قرار گرفت و از سوی با اکران فیلم قلاده های طلا مورد فشار ضد انقلاب خارج نشین  و دارو دسته اپوزیسیون داخل نشینشان بود ، پرداختن به حواشی دو فیلم اول مد نظر بنده نیست چرا که با توقف اکران دو فیلم مذکور بحث و طرح ادعا ارجا داده می شود به دادگاهی که به نظر بنده باید برای بررسی چرایی مجوز گرفتن و تولید چنین فیلم ها و از آن بد تر اکران آنها تشکیل شود ، فقط یک نکته کوتاه خطاب به آقای سعید سهیلی : برادر جان شما در آن نامه کله گشادت نوشته بودی که از ابتدا دغدغه های فرهنگی و انقلابی داشتی کلی از اسم هایی مایه گذاشتی که ان شا الله جواب آن باشد بین تو و خود آن شهدا اما فقط یک سوال : شما زمانی که فیلم ازدواج در وقت اضافه یا فیلم چهار چنگولی را می ساختی هم همین دغدغه های فرهنگی را داشتی یانه؟ آن زمان کدام یک از شهدایی که نام برده بودی از تولیداتت راضی بودند ؟ این فیلم گشت ارشاد هم که ما شا الله کارنامه جنابعالی را تکمیل کرد.

یک سخن کوتاه هم با حسین فرحبخش:

جناب فرحبخش آن همه شهادتین گفتی و آن همه اشک تمساح ریختی فقط این جمله را از من داشته باش که شما پول های کسب شده از فروش فیلم زندگی خصوصی و نسخه های تکثیر شده اش را گفتی آتش میزنم تا مردم بدانند که برای پول کار نکردی !!! هر وقت موعد مقرر آتش کشیدن بود بگو من خودم بیام برات کبریتش رو بزنم تا خوب بسوزه !!! مردنباشی اگر این کار رو نکنی و آتش نزنی !!!با اشک تمساح می خواهی دله مردم را نرم کنی ؟

خوب فعلا اینها به کنار و در مورد فیلم قلاده های طلا:

فیلم قلاده های طلا در ۱۸ روز اکران نوروزی حدود یک و نیم میلیارد تومان فروش کرده به استدلال بعضی از دوستان که در کامنت های سه تا پست قبل تر موجود است ، استقبال چشم گیر مردم از فیلم های انقلابی مثل قلاده های طلا و یا قبل تر اخراجی های ۱، ۲ و ۳ به نوبه ی خود یک رفراندوم هنری برای نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود ، اما فیلم قلاده های طلا و افشاگری های بی سابقه آن که جای بسی تقدیر و تشکر از کارگردان و عوامل این مجموعه دارد پنجره ای جدید به روی انقلاب اسلامی باز کرده تا بتواند از دریچه ی هنر حقایق را به نمایش بگذارد ، اما جالب تر اینکه علاوه بر دست و پازدن های بی خود ضد انقلاب در واکنش به تاثیر اکران این فیلم روش های باحال این گاگول های خارج نشین برای پایین آوردن فروش قلاده های طلا و یا شاید هم علاقه شدید برای دیدن این فیلم در تصویر زیر قابل مشاهده است

خوب بابا یک بخش هم درست کنید اکران خارج از کشور این بدبخت ها که مردن ، دلشون آب شد ، تا کی باید صبر کنن تا این فیلم رو ببینن؟ :)

البته جالب تر تحریم های ابلهانه بازیگران مجموعه ی قلاده های طلا بوده که خودشون تحریم کردن و بعد خودشون اومدن توهم زدن که حیایی و شریفی نیا درخواست پناهندگی دادن

والبته برای اینکه این فیلم فروش نره خودشون رو به آب و آتیش میزنن و از هرچی که فکر کنید استفاده میکنن ! حتی اون پسره که میگن کشته شد (لفظ شهید رو براش به کار نمی برم ) و بعد دوست دخترش اومد به گریه زاری که وای امیر من رو کشتن :)

بعد جالب ببینید چی نوشته برای این معشوقه در مزار عشق نامردش!

بعد دیده این جوری که فایده نداره مردم برای این حرفا تره خورد نمی کنن گفته خوب حالا اگر رفتید فیلم رو هم دیدید جایی که داشتن در مورد جنبش قهوه ای ( لجنی اسبق) حرف میزدن با هو کردن اعتراض خودتون رو نشون بدید :)

خوب از چرندیات این جماعت خیال باف بگذریم .

ادامه نوشته قلاده طلا گردنشان را خورد کرده ! .

حکیم ابوالقاسم فردوسی

حتما همه شما قبلا تا حدودی با سخنان جنجالی مشایی عضو چند ده شغله دولت آشنا هستید ، ما داشتیم کم کم به نوع بیان و قالب سخنان عادت می کردیم که متوجه شدیم بله آقای دکتر هم در بیان مطالبی در همان چارچوب ها مهارت بسیار دارند ، آخرین نمونه از این دست سخنان که از طرف دکتر ایراد گشته ، سخن در رابطه با فردوسی در تاجیکستان بوده که با کمک وب گردی به مطالب جالبی از طرف هواداران ایشان برخوردم ، این عزیزان که در توجیه سخنان جناب آقای مشایی ید طولایی دارند با استفاده از گزیده سخنان امام خامنه ای در رابطه با فردوسی سعی در توجیه سخنان اخیر دکتر را دارند(( البته قبل از پرداختن به اصل موضوع این مرود را اشاره کنم که بنده جناب آقای دکتر احمدی نژاد را رئیس جمهوری قانونی و منتخب ملت میدانم و در بسیاری از موارد عملکرد ایشان را تایید میکنم اما بر خطاهای ایشان توجیهی نمی آورم و صرح اگر نقدی وارد ببینم بیان خواهم کرد)) دیشب که یاهو مسنجرم رو باز کردم و با آیدی خودم به اصطلاح آن شدم چند تا پیغام برایم به نمایش در آمد که دوستان در زمان نبود من در مسنجر فرستاده بودند ، سخنانی از حضرت امام خامنه ای در مورد فردوسی که همان دلیل شروع بحث ما در مورد موضوع مذکور شد ، شرح بحث به شرح زیر است ، البته اکنون که این موضوع را در وبلاگ مطرح کردم فرصت را مناسب دیدم تا به یکی از وبلاگ های توجیه کننده سخنان دکتر احمدی نژاد هم اشاره ای بکنم البته بعد از متن بحث ما با یکی از دوستان در یاهو مسنجر

مدافع دکتر:  فردوسی یک حکیم الهیست

تعارف که نداریم به فردوسی حکیم میگوییم!

حکمت فردوسی چیست؟ حکمت الهی اسلامی…

اسفندیار یک فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دین بوده که سعى کرده پاکدینى را در همه جاى ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‏اللهى‏هاى امروز خودمان است

۱۳۷۰/۱۲/۰۵

مدافع دکتر: بخشی از سخنان امام خامنه ای

مدافع دکتر: امام خامنه ای:

به آقاى مهندس «حجت» گفتم که دنبال نمایید و فردوسى را بزرگ کنید. فردوسى باید هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. امیدواریم کم‌کارى – که دوستان اشاره کردند – گریبان ما را نگیرد تا حکمت فردوسى را بیان کنیم. ما هستیم که اسم او را «حکیم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتیم؛ دشمنان دین که این اسم را نگذاشته‌اند. خوب؛ این حکیم چه کسى است و حکمت او چیست؟ آیا حکمت زردشتى است، حکمت بى‌دینى است، حکمت پادشاهى است یا حکمت اسلامى؟

۱۳۸۱/۱۱/۰۷

من:  یک سوال هدف از این جمله هایی که در رابطه با فردوسی منتشر کردید از قول حضرت آقا

من: توجیه کار احمدی نژاد که نیست ؟

مدافع دکتر: اطلاع از هدف هست

من: متوجه نمی شم

مدافع دکتر: این که دلیل مطرح کردن این بحث ها چیه

مدافع دکتر: چرا باید فردوسی مطرح بشه

من: آها

من: خوب خدا رو شکر

من: فکر کردم می خواید حرف احمدی نژاد رو

من: تو جیه کنید

مدافع دکتر: البنه من صحبت های احمدی نژاد رو هم بر همین مبنا میدونم

من: حرف های احمدی نژاد که در تاجیکستان گفت ؟

من: فردوسی توانست معارف ناب اسلامی و انسانی را با تاریخ کهن ایران و ادبیات غنی فارسی در هم آمیزد و در روزگاری که زبان فارسی و هویت ایرانی و اسلام حقیقی در حال نابودی بود، به احیای مجدد این گوهر ناب و نایاب دست یابد. و این چنین به ایرانیان افتخار پرچم داری اسلام را عطا کند.

مدافع دکتر: بله

من: این جمله رو ؟

مدافع دکتر: بله

مدافع دکتر: و قبلش البته

من: اون وقت میشه حلقه وصل بین این

من: جملات رو

من: با صحبت های آقا

من: برای من مشخص کنید ؟

مدافع دکتر: حلق وصل لازم داره؟

مدافع دکتر: این صحبت ها یک مبنا داره ولی با لفظ های متفاوت

مدافع دکتر: من صحبت های اقا رو که فرستادم برخی دوستان افراطی متاسفانه

مدافع دکتر: فکر کردن صحب های احمدی نژاده

مدافع دکتر: و حرفی زدند که وقتی فهمیدن صحبت اقاست پشیمون شدند

من: نه من به دوستان افراطی کار ندارم

من: دیدید که من اول چک کردم

من: بعد عرض هم کردم که

من: جالب بود

من: اما

مدافع دکتر: بله خوشم اومد از این کارتون

من: اما من وجه مشترکی بین این جملات نمی بینم

من: مگر در ظاهر

من: که هردو از فردوسی تعریف کردن

من: که حتما می دونید

من: این کافی نیست

مدافع دکتر: وجه تمایزش رو اگر شما بفرمایید ممنون میشم

مدافع دکتر: فقط بحث الفاظ نشه که کوته نگریه

من: وجه تمایز اینه که حضرت آقا در اون جملات دارن آرمان گرایی برای خود باوری فرهنگی رو به مسئولین گوش زد می کنن

من: ولی در جملات آقای احمدی نژاد

من: برداشت من یک نوع دینی است که اسلام

من: نسیت به فردوسی داره

من: و اسلام رو مدیون فردوسی میدونه

مدافع دکتر: اسلام رو مدیون کسی دوسنتن اصلا عاقلانه نیست

من: احسنت

مدافع دکتر: وقتی گفته میشه سلمان فارسی یا ابوذر

مدافع دکتر: روشنگری کرده اند

مدافع دکتر: هرگز نمیتوان معنای مدیون بودن اسلام رو ازش دراورد

مدافع دکتر: پس این برداشت اشتباهه

مدافع دکتر: و دکتر هم چنین قصدی نداره

مدافع دکتر: مبنای این حرف ها

مدافع دکتر: همون خودباوری ملی و اثبات ریشه و عمق فرهنگی ملت ایران

مدافع دکتر: و ریشه تفکرات ناب الهی در ائین این ملته

مدافع دکتر: که به این نتیجه منتهی میشه که ایران یک موجود الهیست

مدافع دکتر: امام خمینی فرموندن

من: خوب میشه خواهش کنم معنی این جمله رو به من بفرمایید

من: اسلام حقیقی در حال نابودی بود، به احیای مجدد این گوهر ناب و نایاب دست یابد.

من: آقای دکتر دارن میگن

من: که

من: اسلام رو فردوسی نجات داد

من: اسلام در حال مردن و ازبین رفتن بود

من: و فردوسی اون رو نجات داد

من: اینکه فردوسی

مدافع دکتر: این پارگراف رو قبول دارید؟

مدافع دکتر: ملت ایران پس از پذیرش اسلام مشاهده کرد که حکومت دوباره به دست امویان و عباسیان افتاد که بویی از راه و مرام پیامبر نبرده بودند و آنها بر ملت ایران نیز حاکم شده ، شخصیت ملت را تحقیر و استعدادهایش را لگد مال کردند و در این شرایط این فردوسی بود که هویت موحد ،‌عدالت خواه ، آزادی طلب و انسانی ملت ایران را مجدداً احیا کرد.

من: شخصیتی

مدافع دکتر: این مطلب هم بخشی از صحبت های دکتر درهمین باره است

مدافع دکتر: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=98558

من: خوب این جمله سند ادعای منه

من: من هم همین رو میگم

من: من میگم دکتر

من: داره نجات اسلام رو

من: منحصر میکنه در فردوسی

مدافع دکتر: در ایران

من: در همون ایران

مدافع دکتر: غیر از اینه که در مقطعی اسلام در حاشیه رفت

مدافع دکتر: و یک شاعر که برد سخنش به وسعت تاریخه

مدافع دکتر: کاری کرد که حکمت الهی ناب در تاریخ ایران موندگار بشه؟

من: کسی منکر این نیست که اسلام در برهه هایی به حاشیه رفته اما این فردوسی نبوده که اون رو نجات داده

مدافع دکتر: اون که مد نظر شماست درسته

مدافع دکتر: خداوند در همه حال

مدافع دکتر: نجات بخش دین و قران است

من: نه اصلا منظور من این نبود

من: من عرض میکنم که دکتر در حرف هاش داره اسلام رو مدیون میکنه شما هم پاراگرافی که آوردی همین رو نشون میداد

من: من میگم این یاد آوری

من: آرمان ایرانی در فرهنگ نیست

مدافع دکتر: نمیدونم منظورتون از مدیون کردن چیه

مدافع دکتر: این که یه شخصیتی در تاریخ به حفظ اسلام کمک کرده

مدافع دکتر: باید گفت اسلام مدیون اون شخصه؟

مدافع دکتر: مثلا امام خمینی ره

مدافع دکتر: اسلام شیعی مدیون امام است؟

مدافع دکتر: اگر هست مدیون فردوسی هم هست

من: احسنت حالا اینجا

من: گوش بده

من: من منظور دقیقم رو عرض کنم

مدافع دکتر: بفرمایید

من: ادعایی که آقای دکتر در رابطه با زنده شدن اسلام توسط

من: فردوسی داره

من: خوده فردوسی هم نداره

من: خوده فردوسی میگی عجم زنده کردم بدین پارسی

من: حالا ایشون به قول حضرت آقا

من: شخصی دین مدار

من: و مسلمان بوده

من: اما اون نسبتی که دکتر

من: میده که اسلام رو نجات داد در ایران

من: اصلا صادق نیست

مدافع دکتر: نه برادر گرامی

مدافع دکتر: اتفاقا بحث سر همینه

مدافع دکتر: اقا نمیگن فردوسی یه انسان خوبی بود خدا رحمتش کند

مدافع دکتر: بلکه بحث سر اینه که

مدافع دکتر: فردوسی حکیم است

مدافع دکتر: حکمت از زبان حکیم جاری میشه

من: من نگفت که فردوسی آدم خوبی بود خدا رحمتش کنه

من: من گفتم دین مدار بوده

من: حکیم بوده

من: اما نجات دهنده اسلام نبوده

من: حرف دکتر

مدافع دکتر: خب شما چرا جمع بندی نمیکنید؟

من: اینه که اسلام توسط فردوسی نجات پیدا کرد

مدافع دکتر: قبول داریم که در برهه ای که فردوسی

مدافع دکتر: شعر می سروده

من: خوب جمع بندی من چند بار تکرار شد من عرض کردم از

مدافع دکتر: اسلام به حاشیه رفته

من: حرف دکتر این برداشت میشه که داره دین اسلام به تمدن ایران مطرح میشه

مدافع دکتر: از طرفی فردوسی یک حکیمیست که در همون برهه مفاهیم ناب عرفان الهی رو بیان کرده

مدافع دکتر: و در تاریخ مودگار شده

من: شما عرفان رو در شعر این حکیم به من نشون بده

مدافع دکتر: خب براتون صحبت های اقا رو میارم

مدافع دکتر: که درباره عرفانش هم صحبت کرده

مدافع دکتر: کردن

مدافع دکتر: من اول شب صفحه ها رو باز کرده بودم

مدافع دکتر: ولی بستم براتون میارم

مدافع دکتر: ولی این که میگید احمدی نژاد میگه

مدافع دکتر: میخواد بگه

من: عزیز من من منکر عرفان ابوالقاسم حیکم فردوسی نیستم

مدافع دکتر: دین اسلام با تمدن ایران مطرح میشه

مدافع دکتر: چیز جدیدی نیست

مدافع دکتر: مقام معظم رهبری:http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=98558

مدافع دکتر: اشتباه

مدافع دکتر: صبر

مدافع دکتر: حقیقت این است که دنیای اسلام، هیچ چاره‌ای جز این ندارد که خط ایران اسلامی و راه امام را مشی کند.(بیانات در دیدار مهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام(ره)-۱۳/۰۳/۱۳۷۱)

من: ببین کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران رو خوندی ؟

مدافع دکتر: بله خوندم

مدافع دکتر: البته نه کامل

من: احسنت

مدافع دکتر: خب

من: حتی در اون کتاب اگر بگردی یک جمله پیدا نمی کنی که اسلام رو مدیون به ایران کنه

مدافع دکتر: بنده عرض کردم

مدافع دکتر: دین رو اگر به معنای بد بگیری

مدافع دکتر: نه

من: مدیون به شخصی مثل فردوسی

مدافع دکتر: ولی اگر به معنی وسیله بگیری هیچ ایرادی نداره

مدافع دکتر: این اسلام و انقلاب مدیون خون شهداست

مدافع دکتر: مدیون امام و رهبری

مدافع دکتر: حالا سر این بحث داری که ایا فردوسی اینقدر تاثیر گذار بوده یا نه

مدافع دکتر: دیگه باید بحث تاریخی بشه

من: ببین شما به سخن وری استاد مطهری شک داری ؟

مدافع دکتر: من یه چیزی بگم

من: اگر جواب من رو بدی ممنون میشم

مدافع دکتر: نه شک ندارم ولی چون ایشون نگفتن دلیل نمیشه که این حرف اشتباه باشه

من: خوب اول حرف من رو بشنو بعد قضاوت کن

من: من میگم این درسته که

من: ما بگیم چون استاد مطهری سخنور ماهری بوده

من: و استاد در سخن بوده

من: نجات دهنده فارسی در تهران

من: یا مشهد

من: یا جایی دیگه بوده ؟

من: درسته ؟

مدافع دکتر: مگه شهید مطهری از لحاظ ادبیات سر آمد بود؟

من: خدا خیرت بده

مدافع دکتر: خب

مدافع دکتر: ولی فردوسی از لحاظ حکمت سرامد بود

من: مگر فردوسی از نظر فقاهت و حکمت و علم دین سرآمد بود ؟

مدافع دکتر: نجات دادن و کمک به دین نیازی به فقاهت نداره اخوی

مدافع دکتر: این همه شهدا هیچ کدوم فقیه نبودن

مدافع دکتر: ولی هر کدومشون به صد تا فقیه باید درس

مدافع دکتر: دین بدن

مدافع دکتر: فقاهت ابزاره

من: چرا بحث رو قاطی میکنی ؟

من: اصلا ربطی به هم نداره

مدافع دکتر: شما میگی چون فردوسی فقیه نبوده پس نمیتونه دین رو نجات داده باشه

من: مثال مع الفارقه

مدافع دکتر: وجه شبهش رو ذکر کردم که مع الفارق نباشه

من: مثال مع الفارق وجهه شبهش هم

من: بی ربطه

من: ببین

من: اگر فردوسی رفته برای دین شهید شده

مدافع دکتر: من نظرم رو درباره ایران بگم؟

من: حرف شما درست

مدافع دکتر: اخه مگه کمک به دین حتما با فقاهت و شهید شدنه

مدافع دکتر: ؟

من: این جدایه از اونه که شما میگی

مدافع دکتر: هزارتا راه داره

مدافع دکتر: امام خمینی هم شهید نشد

مدافع دکتر: فردوسی حکمتش در زمانی ماندگار شد

من: ببین مشکل میدونی کجاست ؟

مدافع دکتر: شاید همونقدری که روی زنده کردن زبان فارسی تاثیر داشته

مدافع دکتر: روی احیای مجدد دین هم تاثیر داشته

مدافع دکتر: میگم این بحثش تاریخیه نیاز به تحقیق داره

من: مشکل اینه که شما می خوای قبول نکنی که فردوسی آدم بزرگی بوده اما نجات دهنده دین نبوده

مدافع دکتر: خب حالا من الان درباره تاثیر شخص فردوسی صحبت نمیکنم باید بیشتر مطالعه کنم

مدافع دکتر: که دقیق باشه

من: آقا ببین به قول شما این بحث تاریخیه

من: اما همین سوال آخر و تمام

مدافع دکتر: ولی این حرف خنده داره که اسلام مدیون یه سری علما بوده ولی فردوسی چون احمدی نژاد گفته نه

من: شما قبول داری آقا اون جملات رو که در مورد فردوسی و اسفندیار گفتن فقط و فقط هدفشون مطرح کردن آرمان ایرانی اسلامی و خود باوری فرهنگی بوده ؟

مدافع دکتر: خب این یه هدفشه

من: اهداف دیگش رو بفرما

مدافع دکتر: یه هدفشم مطرح کردن خود حکمت فردوسیه

مدافع دکتر: اصل خود حکمت فردوسی

مدافع دکتر: شما منظرت اینه که فردوسی یه حکیمی بوده دیگه برا خودش اما الان برا خودباوری دینی

مدافع دکتر: حالا بیایم بزرگش کنیم

مدافع دکتر: ولی حالا حکمتش چیزی نبود که

مدافع دکتر: خودباروری نسبت به چیز حقیقی

مدافع دکتر: میسره

من: به نظر شما این عاقلانه است که در جمع اعضاى «گروه ادب و هنر» صداى جمهورى اسلامى ایران

من: از حمت فردوسی بگه

مدافع دکتر: امام خمینی ره در جمع کارگران

مدافع دکتر: صحبت هایی میکردن که همین الان خیلی از مراجع نمیفهمند

مدافع دکتر: صحبت های رهبری در جمع یه عده

مدافع دکتر: محدود به اون افراد نیست

من: شما کل سخنرانی رو خوندی یا فقط همین قدرش رو با جستجو در آوردی ؟

مدافع دکتر: کدوم؟

مدافع دکتر: این صحبت های اقا رو

مدافع دکتر: من حدود ۳ سال پیش

مدافع دکتر: با موضوع ایران و هر چیزی که مربوط به ایرانه

مدافع دکتر: هم دقیق مطالعه کردم

مدافع دکتر: و هم ذخیره

مدافع دکتر: اینطوری نیست که فکر کنید الان یه سرچ کردم بعد برا شما فرستادم

من: نه این سخنرانی رو

مدافع دکتر: فایل جمع اوری شده هم موجوده خواستید بدم خدمتتون

من: عرض کردم الان

مدافع دکتر: بله

مدافع دکتر: قبل از ارسال خوندم

من: خوب ببینید آقا داره در رابطه با نقد ادبی

من: هنری

من: موسیقی

من: رمان

من: حرف میزنه

من: بعد وابستگی

من: به ادبیات

من: غرب رو میگه

من: بعد یک دفعه شروع کنه

من: از عرفان

من: و حکمت فردوسی بگه ؟

من: خوب داره آقا

مدافع دکتر: صحبت های اقا

مدافع دکتر: حالا من یکیش رو براتون فرستادم

مدافع دکتر: شما سرچ کنید فردوسی

مدافع دکتر: چندین صحبت اقا هست

مدافع دکتر: که میخواد این رو بگه که

من: آقا ۴۲ بار از سال ۶۸تا ۸۸  کلمه فردوسی رو به کار برده

من: دقیقش رو عرض کردم

مدافع دکتر: خب

مدافع دکتر: تعدادش مهم نیست

مدافع دکتر: ببینید چی گفتن

مدافع دکتر: همش درباره حکمت بوده که با ابزار شعر

مدافع دکتر: و ادبیات ارائه شده

من: اما شما در کجای حرف های آقا حرفی پیدا میکنید که ذره ای نزدیک به حرف های دکتر باشه

مدافع دکتر: من حرفای دکتر رو هم در همین راستا میبینم

مدافع دکتر: احساس عزت ملی

مدافع دکتر: خودباوری و دیگر چیزایی که گفتید

مدافع دکتر: همه حرفاییه که خود دکتر قبلا گفته که

مدافع دکتر: اهداف ما از بحث ایران چیه

مدافع دکتر: در این بحث هم به نظر من بحث تاثیرگذاری حکمت فردوسی روی مردمه

مدافع دکتر: که گفتم نیاز به بحث تاریخی داره

من: من عرض می کنم آقا در تمام سخنرانی ها یی که به فردوسی اشاره کرده در جمع هنرمندان و صاحبان قلم و ادبیات بوده

من: این بماند

مدافع دکتر: من حتما تحقیق میکنم و میگم

من: اما اینکه فردوسی پرچم اسلام رو به دست ایران داده

مدافع دکتر: چون فردوسی به عنوان یک شخصیت ادبی مشهوره

مدافع دکتر: نه سیاسی

من: یا اینکه فردوسی افتخار پرجم داری اسلام رو به ایران داده فقط در ادبیات آقای دکتر قابل پیداشدنه

مدافع دکتر: به نظر من حرف شازی نیست

مدافع دکتر: من خودم عقیده دارم که این سرزمین

من: خوب من نگفتم فردوسی سیاسی بوده من عرض کردم آقا همیشه از فردوسی به عنوان استوره ادبی نام میبره

مدافع دکتر: تکوینا برای ماندگاری دین حقیقی اسلام

مدافع دکتر: و تفکر شیعی اماده شده

مدافع دکتر: میگن ایران قبلش زرتشتی بوده

مدافع دکتر: شهید اوینی میگه قبل از زرتش تفکراتشون بسیار شبیه به شیعیه بوده

من: خوب اینتا حدودی قبوله چراکه در این ایران حوزه علمیه جا داره عارفان و ادیبان جا دارن علما فقها جادارن

مدافع دکتر: من فکر میکنم عوامل بسیاری دست به دست هم دادن تا امروز پرچم اسلام ناب در دستان ایران باشه

من: نه اینکه فردوسی نجات دهنده باشه

من: خوب احسنت

مدافع دکتر: اگر فردوسی هم

من: خدا خیرت بده

مدافع دکتر: در مقطع حساسی

مدافع دکتر: به تفکر شیعی کمک کرده باشه

مدافع دکتر: که ظاهرا کرده

مدافع دکتر: این هم جزو همون عوامل محسوب میشه

من: خدا خیر بده اگر کمک کرده جزع اون دسته محسوب میشه

مدافع دکتر: خب بحث سر همینه دیگه

من: اما تک یل نام آور اسلام در ایران نیست

مدافع دکتر: حکمت که گفته شده همین تفکر شیعی منظوره

مدافع دکتر: در زمان خودش که هست

من: باز داری بر میگردی سره حرف اول

مدافع دکتر: ای بابا در برهه ای از زمان تفکر شیعی رو کمک کرده

من: با این تفاوت که دکتر قید زمان نمی زاره شما میگی در زمان خودش اینم جای شکر داره

مدافع دکتر: اون زمان اگر کس دیگه ای بوده بگید اینم بوده

مدافع دکتر: چرا میذار

مدافع دکتر: ه

من: آره قبول کمک کرده

مدافع دکتر: الان بهت میدم

من: اما تک تاز میدون نیست

مدافع دکتر: ملت ایران پس از پذیرش اسلام مشاهده کرد که حکومت دوباره به دست امویان و عباسیان افتاد که بویی از راه و مرام پیامبر نبرده بودند و آنها بر ملت ایران نیز حاکم شده ، شخصیت ملت را تحقیر و استعدادهایش را لگد مال کردند و در این شرایط این فردوسی بود که هویت موحد ،‌عدالت خواه ، آزادی طلب و انسانی ملت ایران را مجدداً احیا کرد.

من: که افتخار پرچم داری اسلام رو به ایران داده باشه

من: این فردوسی بود که هویت موحد ،‌عدالت خواه ، آزادی طلب و انسانی ملت ایران را مجدداً احیا کرد.

من: این کجاش قید شمان داره

من: ?

مدافع دکتر: قید ایران داشت یا نه؟

مدافع دکتر: می

مدافع دکتر: داره درباره ایران صحبت میکنه ها

من: شما جمله های بالایی رو بخون

من: ببین چی گفتی

من: همین دوتا جمله بالاتر

من: من میگم دکتر قید زمان نمی زاره شما گفتی میزاره

مدافع دکتر: داره میگه

مدافع دکتر: ملت ایران پس از پذیرش اسلام مشاهده کرد که حکومت دوباره به دست امویان و عباسیان افتاد که بویی از راه و مرام پیامبر نبرده بودند

مدافع دکتر: در این شرایط این فردوسی بود که هویت موحد ،‌عدالت خواه ، آزادی طلب و انسانی ملت ایران را مجدداً احیا کرد

من: ببین الان من هدفم این نیست که فردوسی رو خورد و خاکشیر کنم

من: بابا فردوسی برای من هم استوره است

من: اما دکتر داره همون مکتب ایرانی خودش رو اینجوری مطرح میکنه

مدافع دکتر: بذارید بحث رو علمی تر و دقیق تر پیش ببریم

من: می دونی این حرف مثل چیه ؟

مدافع دکتر: یه مطالعه تاریخی روی فکر فردوسی بکنیم

مدافع دکتر: بعد ادامه بدیم

مدافع دکتر: که بحث مفید فائده باشه

مدافع دکتر: اشکالی نداره که؟

من: باشه مشکل نیست خوبه

من: اما این حرف آخر من رو داشته باش

مدافع دکتر: بله

من: ببین دکتر دیروز میگفت به جای مکتب اسلامی بگیم مکتب  ایرانی

من: مکتب ایرانی رو معرفی کنیم

من: بهتره

من: دید جواب نمی گیره

مدافع دکتر: نه چنین حرفی نزده

من: مشایی گفت دیگه

من: مشایی نژاد

من: اینا که فرقی باهم ندارن

مدافع دکتر: مشایی هم همچین حرفی نزد

مدافع دکتر: از شما بعیده اینطوری تبیین کنید

من: حرف مکتب ایرانی که معروفه

مدافع دکتر: معروف رو ولش کنید

من: خوب اجازه بدید من حرفم رو تموم کنم

من: بعد جمله اصل رو تقدیم میکنم

مدافع دکتر: اقا قم فرمودند که من فکر نمیکم این حرف مکتب ایران در مقابل مکتب اسلام باشد

مدافع دکتر: بله بفرمایید

مدافع دکتر: اونم باید یه بار صحبت کنیم

من: حتما

من: آره دید که اون جوری جواب نمیگره

من: الان مکتب ایرانی رو

من: بعلاوه چاشنی اسلامی داره عرضه میکنه

من: ان شا الله فردا که

من: آماده شدیم

من: دوباره میاد میگه که

من: مگر فردوسی اسلام رو زنده نکرد

من: فردوسی فلان

من: سعدی

من: بسیار

من: مولانا

من: این طور

من: پس مکتب ایرانی

من: که گفتم

مدافع دکتر: خب این در حد یه حرف هستش

من: نه تحلیله

مدافع دکتر: با شناختی که من از تفکرات و مبانی فکری دکتر دارم

من: این رویه رو خیلی دیدم

مدافع دکتر: به شما قول میدم در حالت طبیعی هیچ وقت چنین حرفی رو نزنه

مدافع دکتر: خیالتون راحت

من: این رویه بارها مشاهده شده

من: من خودم شاهدش بودم

من: نمونه بدم ؟

مدافع دکتر: شما با حذف صحبت های دکتر درباره معصومین پیامبر و اسلام حقیقی

مدافع دکتر: این برداشت غلط رو میکنید

من: بله من منکر اون حرف ها نیستم

مدافع دکتر: حالا الان دیر وقته

من: اما نمونه تقدیم کنم ؟

مدافع دکتر: بذارید سر فرصت

من: باشه

من: ممنون

خوب این متن بحث ما بود اما چون بحث دیروقت شروع شد (حدود ساعت ۱:۱۰ بامداد) اون دوست عزیز خواست بیشتر مطالعه کنه بحث در همینجا ختم شد .

اما چند نکته در مورد وبلاگ ” جدی گفتم چرا می خندی “  به زودی …

 

ادامه نوشته حکیم ابوالقاسم فردوسی .

رسانه ملی در عید نوروز

من اگر قرار باشه در یک نظر سنجی با موضوع برنامه های رسانه ملی در ایام نوروز شرکت کنم یا اینکه قرار باشه رتبه ای نمره ای چیزی به این برنامه ها بدم بدون شک بالاترین نمره رو به برنامه کلاه قرمزی خواهم داد فکر میکنم سال گذشته هم گفتم که بهترین برنامه همین کلاه قرمزی است که به احتساب سال گذشته به همراه امسال برنامه کلاه قرمزی بهترین برنامه در ایام نوروز بود . D:

این هم قسمتی کوتاهی از مجموعه کلاه قرمزی که تقدیم حضور گردید .

البته از حق نگذریم واقعا برنامه های شبکه چهار سیما به نسبت الباقی شبکه ها بسیار بهتر و بلکه عالی بود به خصوص برنامه های مربوط به سخنرانی های اساتید که معمولا در تایم های مناسبی قرار گرفته بود .

حالا که بحث تایم برنامه ها شد باید عرض کنم که واقعا برای مدیران بعضی از شبکه ها متاسفم چراکه از نوع برنامه ریزی هایی که در چینش زمان پخش برنامه ها و یا محتوای بسیاری از برنامه ها دیده می شد ، مدیران محترم بر این باور هستند که وظیفه رسانه ملی جلب نظر افرادی است که علاقه مند هستند به شبکه های ماهواره ای و باید با ساخت چرندیات آن دسته از مخاطبان ماهواره را در پای آنتن رسانه ملی نشاند . بحث این موضوع جای خود اما موضوع اصلی تر اینکه بنده با این حرف که هر فردی علاقه ای دارد و نظر و عقیده و سلیقه اش برای خود محترم مشکلی ندارم اما بنده این سوال را دارم که چرا افراد هم سلیقه من که دیدن یک سری برنامه ها را ترجیه می دهند مجبورند برای رسیدن به علاقه اشان یا ساعت ۵ صبح از خواب برخیزند و پای تلویزیون بنشینند یا در کل هر چه زمان مرده و کم بیننده است متعلق به سلیقه ماست ؟ سخنرانی ها و برنامه های فلسفی تاریخی مذهبی معمولا زمانی پخش میشود که خوده مدیران و کار کنان رسانه هم برنامه را نمی بینند :) یعنی در کل روی دکمه پخش می کوبند و می روند دونبال استراحتشان ! :) ) بگذریم اشکال ندارد ما که از حق خود گذشتیم کار به کار شما نداریم از فردا و نهایتا پس فردا تعطیلات ما تمام می شود و ماهی یک بار هم فرصت برنامه دیدن نمی کنیم لرزش های در قبر امواتتان هم به خوده شما مدیران عزیز مربوط که خانواده ها هنگام دور زدن بین شبکه های بی خود شما (غیر از شبکه چهار و شبکه خبر تا حدودی) چه حرف هایی نثار اموات جنابتان می کنند :) ) ولی در کل این رسمش نیست !!!

 

ادامه نوشته رسانه ملی در عید نوروز .

سرنوشت رژیم اشغالگر

ابتدا نیت بر این بود که در رابطه با رژیم اشغال گر قدس و ترفند های جدیدی که برای رهاندن خود از دام خشم ملت ها به خصوص ایران اسلامی مورد استفاده قرار داده اند بنویسم شاید محتوای این نوشته طنز می بود اما حیفم آمد که یک پست از وبلاگم که تقذسش برای من به مثال تقدس سنگر های نبرد برای مجاهدان فی سبیل الله است را به این موضوع اختصاص دهم همین شد که با توکل به خداوند عز وجل  و توسل به حضرت مهدی (روحی فدا) نگاهی به منابع شیعه و سنی ، اسلام و غیر اسلام و منابع اهل کتاب انداختم تا مطلبی در رابطه با سرنوشت قوم یهود در پاسخ به حیله ها و مکر های گسترده دشمن جمع آوری کنم و قطعا بند به بند این نوشته تن دشمنان به خصوص رژیم اشغالگر قدس عزیز را خواهد لرزاند .

در ضمن هنوز لرزه هایی که جنبش بزرگ ما همه حاج قاسم هستیم به اندام دشمن انداخته آرام نشده دشمن در پی فتنه انگیزی جدید است ولی بداند که ما واقعا همه حاج قاسم هستیم . (حاج قاسم که معرف حضور هستند ان شا الله)

بسم الله الرحمن الرحیم

در کتاب زکریای نبی ـ که یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور  یگانه منجی عالم چنین آمده است:
«اینک روز خداوند می آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع اُمّتها را به ضدّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهم کرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی عصمت خواهند کرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند بیرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان که در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پایهای او بر کوه زیتون که از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد… و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود… و یَهْوه (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»کتاب زکریای نبی، ص ۱۳۸۲، باب ۱۴، بندهای ۱ ـ ۱۰
در اینجا لازم است این نکته را توضیح دهم که در کتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) کلمه «خداوند» بیشتر در مورد حضرت عیسی (علیه السلام) به کار می رود، که در اینجا نیز چنین شده است. و جالب این که در این فراز بشارت که از تورات نقل کردم، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد.
و البته این وعده  طبق وعده های صریح قرآن کریم و نویدهای ظهور مبارک حضرت مهدی (علیه السلام) در «یوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستین قبله مسلمانان برای همیشه از اشغال یهودیان رهایی خواهد یافت و در تمامی جهان خدای یکتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامی نقاط زمین ندای دلنواز وحدت به گوش خواهد رسید. البته این از بدیهیات است و همانطور که مشاهده کردید در منابع تورات به وضوح به آن اشاره شده است اما  ابن کثیر دمشقی در کتاب «البدایة و النهایة» در باره درگیری مسلمانان با یهود و این که این درگیری هر روز شدید و شدیدتر خواهد شد تا جایی که به پیروزی مسلمین و نابودی یهود منجر شود، در حدیثی از پیغمبر اکرم نقل کرده است که فرمود:
«لا تقوم السّاعة حتّی یقاتل المسلمون الیهود، فیقتلهم المسلمون حتّی یختبئ الیهودی من وراء الحجر و الشجر فیقول الحجر ـ أو الشجر ـ: یا مسلم! یا عبدالله! هذا الیهودی من خلفی، فتعال فاقتله، إلاّ الغرقد، فإنّه شجر الیهود».  البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج ۱، ص ۱۴۳
«قیامت بر پا نمی شود تا این که مسلمانان با یهود به مبارزه برخیزند و آنها را بکشند تا جایی که اگر یک نفر یهودی در پشت سنگ یا درختی پنهان شود، آن سنگ یا درخت ـ به قدرت خدای تعالی به زبان آمده ـ بگوید: ای مسلمان! ای بنده خدا! این که خود را پنهان کرده است یهودی است، بیا او را به قتل برسان. مگر درخت «غرقد» که درخت یهود است و از معرفی یهودی خودداری می کند».

و همچنین نویسنده کتاب «عقائد الامامیّه» در مورد قیام یهود در خاور میانه و تشکیل دولتی به نام «اسرائیل» در سرزمین فلسطین، و بالاخره متلاشی شدن حکومت آنان، با شرکت اعراب و مسلمین به کمک یکدیگر، و به ویژه ارتش نیرومندی که از طریق عراق برای سرکوبی یهود عازم فلسطین می شود. در حدیث بسیار جامع و جالبی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) چنین نقل کرده است:
«قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): وستأتی الیهود من الغرب لإنشاء دولتهم بفلسطین.
قال النّاس: یا أبا الحسن! أنّی تکون العرب؟
أجاب (علیه السلام): أنذاک تکون مفکّکة القوی، مفکّکة العری، غیر متکاتفة وغیر مترادفة.
ثمّ سئل (علیه السلام): أیطول هذا البلاء؟
قال: لا، حتّی إذا أطلقت العرب أعنّتها ورجعت إلیها عوازم أحلامها، عندئذ یفتح علی یدهم فلسطین، و تخرج العرب ظافرة و موحّدة، وستأتی النجدة من العراق، کتب علی رایاتها القوّة، و تشترک العرب والإسلام کافّة لتخلّص فلسطین، معرکة و أیّ معرکة فی جلّ البحر، تخوض النّاس فی الدماء و یمشی الجریح علی القتیل.
ثمّ قال (علیه السلام): و ستفعل العرب ثلاثاً، وفی الرابعة یعلم الله ما فی نفوسهم من الثبات والإیمان، فیرفرف علی رؤوسهم النصر.
ثمّ قال: وأیم الله یذبحون ذبح النّعاج حتّی لا یبقی یهودیّ فی فلسطین». عقائد الامامیّه، ج ۱ ص ۲۷۰٫
«امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: یهود برای تشکیل دولت خود در فلسطین، از غرب ـ به منطقه عربی خاور میانه ـ خواهند آمد.
عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عربها در آن موقع کجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عربها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.
از آن حضرت سئوال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زمانی که عربها زمام اُمور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیمهای جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عربها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهای کمکی از ـ طریق ـ سرزمین عراق به آنان خواهد رسید*** که بر روی پرچمهایشان نوشته شده: «القوّة»**** و عربها و سایر مسلمانان همگی مشترکاً برای نجات فلسطین قیام خواهند کرد ـ و با یهودیان خواهند جنگید ـ و چه جنگ بسیار سختی که در وقت مقابله با یکدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد کشته ها عبور کنند.
آنگاه فرمود: و عربها سه بار با یهود می جنگند، و در مرحله چهارم که خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه می افکند.

علاّمه مجلسی ( اعلی الله مقامه )در کتاب نفیس «بحار الانوار» در باب رجعت، در این مورد که یهود و نصاری از سرزمینهای اسلامی اخراج خواهند شد در حدیثی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام)چنین نقل کرده است:
«عن عبایة الأسدی قال: سمعت أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و هو متّکِئ و أنا قائم علیه: لأبنین بمصر منبراً منیراً، و لأنقضنّ دمشق حجراً حجراً، و لأخرجنّ الیهود و النّصاری من کلّ کور العرب، و لأسوقنّ العرب بعصای هذه.
قال: قلت له: یا أمیر المؤمنین! کأنّک تخبر أنّک تحیی بعد ما تموت!
فقال: هیهات یا عبایة! ذهبت فی غیر مذهب، یفعله رجل منّی».بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۵۹، ح ۴۷ ـ معانی الاخبار، ص ۴۰۷٫
«عبایه اسدی گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) تکیه داده بود و من بالای سر آن حضرت ایستاده بودم، در این هنگام شنیدم که فرمود: من در آینده در مصر منبری روشنی بخش بنیان خواهم نمود، و دمشق را ویران خواهم نمود، و یهود و نصاری را از سرزمینهای عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود ـ به طرف حق ـ سوق خواهم داد.
عبایه می گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می شوید و این کارها را انجام می دهید!
فرمود: هیهات ای عبایة! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست; مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد».
از جمله آخر این حدیث که حضرت فرموده است: «این کارها را مردی از دودمان من انجام خواهد داد»، استفاده می شود که مقصود از او شخص امام قائم و حجّت منتظر (علیه السلام) است.

*** این بخش از حدیث مرا به شدت به یاد جمله معروف امام خمینی (ره) می اندازد که فرمودند : راه قدس از کربلا می گذرد

****ظاهراً این کلمه اشاره به همان آیه شریفه: (وَأَعِدُّوُا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة)می باشد

 

ادامه نوشته سرنوشت رژیم اشغالگر .

معرفی جایگزین دو فیلم غیر اخلاقی توسط ارشاد

سجادپور خبرداد: “اسعدیان” و”مهرجویی”کپی نهایی فیلم خود را آماده کنند

“نارنجی پوش” و” بوسیدن روی ماه “جایگزین اکران “گشت ارشاد” و” خصوصی” شدند.

علیرضا سجاد پور،مدیر کل نظارت و ارزشیابی بر آثار سینمایی در گفتگو با خبرنگار حوزه سینما باشگاه خبرنگاران گفت:دو فیلم “بوسیدن روی ماه” و “نارنجی پوش “جایگزین دو فیلم “گشت ارشاد” و “خصوصی” شد.

وی درخصوص دو فیلم انتخاب شده گفت:دو “فیلم بوسیدن روی ماه” و” نارنجی پوش “از گزینه های اکران بعد از نوروز بودند.

سجادپور تصریح کرد:بر اساس بیانیه،هر گونه جابجایی درخصوص این فیلم ها تحت نظارت سازمان سینمایی است.

ادامه نوشته معرفی جایگزین دو فیلم غیر اخلاقی توسط ارشاد .

توقف اکران دو فیلم غیر اخلاقی در در سینما های حوزه هنری

سازمان سینمایی سوره حوزه هنری با انتشار اطلاعیه‌ای نمایش دو فیلم “گشت ارشاد” به کارگردانی سعید سهیلی و “خصوصی” به کارگردانی محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های زیر مجموعه خود در سراسر کشور را متوقف کرد.

به گزارش مهر در متن این اطلاعیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

کلید پیشرفت کشور به میزان زیادی دست سینماگران است، چرا که دست اندر کاران هنر فاخر سینما با توجه به تاثیرگذاری و جهت دهی این هنر می‌توانند با تولیدات خود روح امید، شوق پیشرفت، انگیزه کار و تلاش، اعتماد به ارزش‌های اسلامی و ملی را در جامعه ترویج کنند. ( مقام معظم رهبری)

رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بارها در سخنان خود به نقش موثر سینما در غنای فرهنگی جامعه اسلامی اشاره فرموده‌اند. همچنان که ایشان تاکید داشته‌اند سینمایی مورد تائید است که روح امید و اعتماد را به کشور تزریق کند. سینماگران ایرانی هم بر این باورند و یکی از رسالت‌های خود را حرکت در مسیر رشد و شکوفایی ایران اسلامی می‌دانند.

در آغاز سال تازه و همزمان با شروع اکران ۹۱، نمایش دو فیلم “گشت ارشاد” و “خصوصی” همراه با حاشیه‌هایی بوده است، موضوع و نوع نگاهی که در این آثار مطرح شده حساسیت‌هایی را در جامعه به وجود آورده است. موج نگرانی‌ها بابت نمایش این دو فیلم در اغاز سال این روزها به اوج رسیده و طبیعی است که حوزه هنری به عنوان یکی از نهادهای فرهنگی که وظیفه خود را پاسداری از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌داند، ظرفیت نمایش سالن‌های سینمایی خود را در اختیار فیلم‌های ضد ارزشی قرار ندهد.

سازمان سینمایی سوره حوزه هنری با توجه به فضای موجود و در راستای صیانت از ارزش‌های انقلاب اسلامی، نمایش این دو فیلم را در سالن های سینمایی خود در سراسر کشور متوقف خواهد کرد.

ادامه نوشته توقف اکران دو فیلم غیر اخلاقی در در سینما های حوزه هنری .