© تمامی حقوق برای بسیجیان محفوظ است.
کپی برداری از مطالب این سایت نیاز به اجازه ندارد ، فقط یک صلوات برای تعجیل در فرج مولا و سلامتی امام خامنه ای خرج دارد .
دشتی پر از شقایق پرپر هنوز هست
فرق دو نیم گشته حیدر هنوز هست
تشت طلا پراست زخون جگر هنوز
در قتلگاه یک تن بی سر هنوز هست
ما سوگوار آل رسولیم تا ابد
در ما هزار چشم ز خون تر هنوز هست
ما را توان داغ دگر نیست بعد از این
دیدند دشمنان که در این خطه لاف نیست
شمشیر دوستان علی در غلاف نیست
در این قبیله نخل تناور همیشه هست
مقداد هست مالک اشتر همیشه هست
اینجا که کوفه نیست خوارج علم شوند
سلمان نمرده است اباذر همیشه هست
همواره دست ها به علمداریت بلند
آسوده خاطرت که برادر همیشه هست
صف بسته اند این همه سردارها به شوق
یعنی برای پیشکشت سر همیشه هست
روشن ترین روایت عمار می شویم
در عشق مقتدا همه تمار می شویم

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران
آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان
…
قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا
اصلا به این نوشته بگویید « داستان«
من خسته ام فقط از «خاک»، از زمین
از طعنه های «آتش» و از آخرالزمان!
آقا اجازه! سیر شد از ما خدای عشق
از بس به جای داغ تو خوردیم حرص نان!
آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بگو که باز ببارد از آسمان
- اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو؟
اقا اجازه هست؟! نه در این و نه در آن
«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
در زیر دستهای نجیبت بده امان!
آقا اجازه……………………….!
…………………………………!
باشد صبور می شوم اما تو لا اقل !
دستی برای من بده از دورها تکان
مژگان عباسلو

میلاد امام رضا (ع)
…وزائـــــرم به دیار حبیب آمــده ام
به پای بوسی شــــاهی غریب آمـــــده ام
به ملک عشق خراسان بهشت خوبیها
به مشهـــد شهـــــــدایی نجیب آمــــــــــده ام
به آســـــــتان ملک پاســـــــبان حبیب
به بوستــــــــــــــان معطــــــــربه سیب آمـــــــــــده ام
به میهمانی هشتم سریرملک رضا(ع)
به بارگاه امامی غــــــــــریب آمـــــــــــــــــده ام
زهجریوسف زهـرا دلم چولاله کبود
به شــــوق نالهُ«اَمّـــــن یُجیب» آمــده ام
صـدای بال ملائک رسـدبه اهــل نظر
به کوی دلشـــــــــــــــدگان حبیب آمـــــــــده ام
واز فــراز سپهر بلنـــد اختــــرعشق
ومن به عشــــــق رضــــای غــریب آمــــــــــــــــــــده ام
ســـروده
(م . اولیـــــــاء)
منبع : در انتظار گل نرگس مهدی موعود (عج)
دوباره سرفه یک مرد و خس خس سینه
و دست و پای پر از تاول و پر پینه
دوباره آتش زخمی که شعله ور گشته
و ترکشی که بسر داشت دردسرگشته
…
نشسته یک زن غمگین کنار بستر او
کنار بستر مردی که بود بی بازو
کنار بستر مردی که خسته بود از درد
همان دلاور مجنون جبهه های نبرد
زکلبه دلشان عطر سیب می آید
صدای ناله امن یجیب می آید
و او ز صوت دعای زنش خدایی شد
به یاد آن شب حمله که شیمیایی شد
همان شبی که طلوعش پراز عبادت بود
همان شبی که دعایش فقط شهادت بود
تداعی شب حمله،تداعی شب غم
شب وداع رفیقان،شبی پر از ماتم
به یاد جبهه و شب زنده داری سنگر
به یاد حاجی و بیسیم و رمز یا حیدر
به یاد فکه ،دوکوهه،جزیره مجنون
به یاد دشت پر از خون، چفیه ایی گلگون
به یاد گرمی دل ها،به یاد سردی خاک
به یاد آنهمه رزمنده بدون پلاک
دلش گرفت نگاهی به عکس رهبر کرد
دعا به جان ولی و به جان دلبر کرد
دعا تمام شدو عقده دلش وا شد
و عاقبت سند بندگیش امضاءشد
صدای خس خس سینه تمام شد ،آری
و اشکهای زن یک شهید شد جاری
حسین وکیلی زارچ