دلی که خانه مولا …….(محمد علی مجاهدی)

دلی که خانه مولا شود حرم گردد
کز احترام علی کعبه محترم گردد
من از شکستن دیوار کعبه دانستم
که هر کجا که علی پا نهد حرم گردد
هنوز روز خوش دشمن است تا آن روز
که ذوالفقار زبان علی دو دم گردد
دلی که جام بلا را کشیده تا خط جور
چه احتیاج که دنبال جام جم گردد
قبول خاطر خون خدا شدن شرط است
نه هر که مرثیه‌ای ساخت محتشم گردد
عزای ماست که هر سال می‌شود تکرار
وگرنه حیف محرم که خرج غم گردد
نه هر که کشته شود می‌توان شهیدش گفت
نه هر سری که به نی می‌رود علم گردد
حدیث عشق و وفا ناسروده می‌ماند
مگر که دست علمدار ما قلم گردد
هنوز شعله‌ور از خیمه‌های عاشوراست
ز شور شیونی دل مباد کم گردد

ادامه نوشته دلی که خانه مولا …….(محمد علی مجاهدی) .

قسم به سینۀ مجروح……(غلامرضا سازگار)

قسم به سینۀ مجروح مادرت زهرا

تو بر ظهـور دعـای فـرج بخـوان مولا

تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز
شــرار دود ز بیــت علــی رود بــالا

تو بر ظهور دعای فرج بخوان که علی

بــود هنــوز عـذادار مـادرت زهرا

تو بر ظهور دعای فرج بخـوان که هنوز

علی است مثل تو مظلوم و بیکس و تنها

تو بر ظهور دعـای فرج بخـوان که کند

همیشه مــادر پهلـو شکسته بـر تو دعا

تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسن

بـه زیـر ضـرب لگـد دیـد مـادر خـود را

تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسین

فتــاد پشـت در خانــه، مـادرش از پـا

تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز

صدای نالۀ محسن رسد به عرش خدا

تو بر ظهور دعای فرج بخوان که به نی

بوَد هنـوز سـر پـاک سیدالشهدا

ادامه نوشته قسم به سینۀ مجروح……(غلامرضا سازگار) .

روی دستای یتیم ها…..(مرثیه)

روی دستای یتیم ها کاسه های پر شیره

از نگاشون میشه فهمید باباشون داره میمیره

یکیشون با گریه میگه دیگه هم بازی ندارم

بی تو امشب رو خاکها غریبونه سر میزارم

هر که اومده عیادت رو لبش ام  یجیب

دیگه خوب نمیشه مولا آخرین حرف طبیب

کنار بستر مولا صدای گریه بلنده

حسنش دست لرزون داره زخمش میبنده

همگی بی تابن اما امان از گریه ی دختر

مرحم زخم باباشه چادر خاکی مادر

قطره اشک حسین و وقتی که باباش میبینه

ادامه نوشته روی دستای یتیم ها…..(مرثیه) .

بغض نگاهش را به خون نشانده(سینه زنی)

بغض نگاهش را به خون نشانده

دیگر رمق در چشم او نمانده

گل های او گریان کنار بستر

دریای خونی در نگاه دختر

…عباسش گرفته این بار

می گوید ای بابا خدانگهدار

از این دم جدایی

دل ها شکسته میشد

وقتی که دیدگانش

آرام بسته می شد

حیدر آقام حیدر آقام

راهی اعلا شاه عالمین است

اشک یتیمی بر رخ حسین است

آنکه به ذرات جهان امام است

می گوید اکنون کار من تمام است

زینب گرفته نوحه ای شرر بار

می گوند ای بابا خدا نگهدار

واویلا و واویلا

 

ادامه نوشته بغض نگاهش را به خون نشانده(سینه زنی) .

یا اسد الله علی علی علی(سینه زنی)

یا اسد الله علی علی علی

یا غیرت الله علی علی علی

کیست این شیر نژاد غیرت الله

ببین گره بر ابرو زد

جنگ در محضر او زانو زد

کاش میشد که کسی تاب نگاهش را داشت

تا بدانند همه معنی جنگیدن چیست

تا ببینند همه چیست غریدن شیر

رزم بازیچه ی اوست

این جوانی علی است

پهلوانی علی است

عباس شبه المرتضی

مرتضی هیبت اوست

همه جای صحبت اوست

این جوانی علی است

پهلوانی علی است

مرتضی هیبت اوست

همه جای صحبت اوست

صاحب فضل و علم

باز آمد به حرم

تا که از مرکب خود زد به سرخاک قدم

عباس نجل المرتضی

روی بازوی یل ام البنین در کار زار

لا فتا الا علی لا سیف الا ذوالفقار

کودکان باز دویدن به سویش نا گاه

کودکی دامن او می گیرد

کودکی انگشتش

همگی حلقه شده اند

مثل هر بار چه غوغا شده است

یک نفر گفت آرام

که علی در خواب است

محکم بگیر رشته ی قنداغه اش به دست

باب الحوایج است اگر شیر خواره است

تا که از مرکب خود زد به سرخاک قدم

باز کلثوم و رباب و زینب

نفس راحتی از سینه کشیدن

خداوندا شکر

چه پناهی داریم

چه سپاهی داریم

عباس علم دار حسین

میر و سپه دار حسین

یگانه سردار حسین

عباس علم دار حسین

ولی عباس دلش عقده دیگر دارد

با خودش زیر لبی صحبت مادر دارد

اشک در گوشه چشمش گل کرد

زیر لب با خود گفت

کاش در کوچه به همراه حسن می بودم

ای که بستی راه بر زهرا میان کوچه ها

گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود

به خودش آمد و دید حلقه ی اشکش را

با سر انگشت رقیه می گفت

لاله ی چشمش را

گل لبخند عمو پیدا شد

چقدر زیبا شد

ادامه نوشته یا اسد الله علی علی علی(سینه زنی) .