سرنوشت رژیم اشغالگر

ابتدا نیت بر این بود که در رابطه با رژیم اشغال گر قدس و ترفند های جدیدی که برای رهاندن خود از دام خشم ملت ها به خصوص ایران اسلامی مورد استفاده قرار داده اند بنویسم شاید محتوای این نوشته طنز می بود اما حیفم آمد که یک پست از وبلاگم که تقذسش برای من به مثال تقدس سنگر های نبرد برای مجاهدان فی سبیل الله است را به این موضوع اختصاص دهم همین شد که با توکل به خداوند عز وجل  و توسل به حضرت مهدی (روحی فدا) نگاهی به منابع شیعه و سنی ، اسلام و غیر اسلام و منابع اهل کتاب انداختم تا مطلبی در رابطه با سرنوشت قوم یهود در پاسخ به حیله ها و مکر های گسترده دشمن جمع آوری کنم و قطعا بند به بند این نوشته تن دشمنان به خصوص رژیم اشغالگر قدس عزیز را خواهد لرزاند .

در ضمن هنوز لرزه هایی که جنبش بزرگ ما همه حاج قاسم هستیم به اندام دشمن انداخته آرام نشده دشمن در پی فتنه انگیزی جدید است ولی بداند که ما واقعا همه حاج قاسم هستیم . (حاج قاسم که معرف حضور هستند ان شا الله)

بسم الله الرحمن الرحیم

در کتاب زکریای نبی ـ که یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور  یگانه منجی عالم چنین آمده است:
«اینک روز خداوند می آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع اُمّتها را به ضدّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهم کرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی عصمت خواهند کرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند بیرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان که در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پایهای او بر کوه زیتون که از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد… و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود… و یَهْوه (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»کتاب زکریای نبی، ص ۱۳۸۲، باب ۱۴، بندهای ۱ ـ ۱۰
در اینجا لازم است این نکته را توضیح دهم که در کتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) کلمه «خداوند» بیشتر در مورد حضرت عیسی (علیه السلام) به کار می رود، که در اینجا نیز چنین شده است. و جالب این که در این فراز بشارت که از تورات نقل کردم، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد.
و البته این وعده  طبق وعده های صریح قرآن کریم و نویدهای ظهور مبارک حضرت مهدی (علیه السلام) در «یوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستین قبله مسلمانان برای همیشه از اشغال یهودیان رهایی خواهد یافت و در تمامی جهان خدای یکتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامی نقاط زمین ندای دلنواز وحدت به گوش خواهد رسید. البته این از بدیهیات است و همانطور که مشاهده کردید در منابع تورات به وضوح به آن اشاره شده است اما  ابن کثیر دمشقی در کتاب «البدایة و النهایة» در باره درگیری مسلمانان با یهود و این که این درگیری هر روز شدید و شدیدتر خواهد شد تا جایی که به پیروزی مسلمین و نابودی یهود منجر شود، در حدیثی از پیغمبر اکرم نقل کرده است که فرمود:
«لا تقوم السّاعة حتّی یقاتل المسلمون الیهود، فیقتلهم المسلمون حتّی یختبئ الیهودی من وراء الحجر و الشجر فیقول الحجر ـ أو الشجر ـ: یا مسلم! یا عبدالله! هذا الیهودی من خلفی، فتعال فاقتله، إلاّ الغرقد، فإنّه شجر الیهود».  البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج ۱، ص ۱۴۳
«قیامت بر پا نمی شود تا این که مسلمانان با یهود به مبارزه برخیزند و آنها را بکشند تا جایی که اگر یک نفر یهودی در پشت سنگ یا درختی پنهان شود، آن سنگ یا درخت ـ به قدرت خدای تعالی به زبان آمده ـ بگوید: ای مسلمان! ای بنده خدا! این که خود را پنهان کرده است یهودی است، بیا او را به قتل برسان. مگر درخت «غرقد» که درخت یهود است و از معرفی یهودی خودداری می کند».

و همچنین نویسنده کتاب «عقائد الامامیّه» در مورد قیام یهود در خاور میانه و تشکیل دولتی به نام «اسرائیل» در سرزمین فلسطین، و بالاخره متلاشی شدن حکومت آنان، با شرکت اعراب و مسلمین به کمک یکدیگر، و به ویژه ارتش نیرومندی که از طریق عراق برای سرکوبی یهود عازم فلسطین می شود. در حدیث بسیار جامع و جالبی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) چنین نقل کرده است:
«قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): وستأتی الیهود من الغرب لإنشاء دولتهم بفلسطین.
قال النّاس: یا أبا الحسن! أنّی تکون العرب؟
أجاب (علیه السلام): أنذاک تکون مفکّکة القوی، مفکّکة العری، غیر متکاتفة وغیر مترادفة.
ثمّ سئل (علیه السلام): أیطول هذا البلاء؟
قال: لا، حتّی إذا أطلقت العرب أعنّتها ورجعت إلیها عوازم أحلامها، عندئذ یفتح علی یدهم فلسطین، و تخرج العرب ظافرة و موحّدة، وستأتی النجدة من العراق، کتب علی رایاتها القوّة، و تشترک العرب والإسلام کافّة لتخلّص فلسطین، معرکة و أیّ معرکة فی جلّ البحر، تخوض النّاس فی الدماء و یمشی الجریح علی القتیل.
ثمّ قال (علیه السلام): و ستفعل العرب ثلاثاً، وفی الرابعة یعلم الله ما فی نفوسهم من الثبات والإیمان، فیرفرف علی رؤوسهم النصر.
ثمّ قال: وأیم الله یذبحون ذبح النّعاج حتّی لا یبقی یهودیّ فی فلسطین». عقائد الامامیّه، ج ۱ ص ۲۷۰٫
«امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: یهود برای تشکیل دولت خود در فلسطین، از غرب ـ به منطقه عربی خاور میانه ـ خواهند آمد.
عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عربها در آن موقع کجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عربها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.
از آن حضرت سئوال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زمانی که عربها زمام اُمور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیمهای جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عربها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهای کمکی از ـ طریق ـ سرزمین عراق به آنان خواهد رسید*** که بر روی پرچمهایشان نوشته شده: «القوّة»**** و عربها و سایر مسلمانان همگی مشترکاً برای نجات فلسطین قیام خواهند کرد ـ و با یهودیان خواهند جنگید ـ و چه جنگ بسیار سختی که در وقت مقابله با یکدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد کشته ها عبور کنند.
آنگاه فرمود: و عربها سه بار با یهود می جنگند، و در مرحله چهارم که خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه می افکند.

علاّمه مجلسی ( اعلی الله مقامه )در کتاب نفیس «بحار الانوار» در باب رجعت، در این مورد که یهود و نصاری از سرزمینهای اسلامی اخراج خواهند شد در حدیثی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام)چنین نقل کرده است:
«عن عبایة الأسدی قال: سمعت أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و هو متّکِئ و أنا قائم علیه: لأبنین بمصر منبراً منیراً، و لأنقضنّ دمشق حجراً حجراً، و لأخرجنّ الیهود و النّصاری من کلّ کور العرب، و لأسوقنّ العرب بعصای هذه.
قال: قلت له: یا أمیر المؤمنین! کأنّک تخبر أنّک تحیی بعد ما تموت!
فقال: هیهات یا عبایة! ذهبت فی غیر مذهب، یفعله رجل منّی».بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۵۹، ح ۴۷ ـ معانی الاخبار، ص ۴۰۷٫
«عبایه اسدی گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) تکیه داده بود و من بالای سر آن حضرت ایستاده بودم، در این هنگام شنیدم که فرمود: من در آینده در مصر منبری روشنی بخش بنیان خواهم نمود، و دمشق را ویران خواهم نمود، و یهود و نصاری را از سرزمینهای عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود ـ به طرف حق ـ سوق خواهم داد.
عبایه می گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می شوید و این کارها را انجام می دهید!
فرمود: هیهات ای عبایة! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست; مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد».
از جمله آخر این حدیث که حضرت فرموده است: «این کارها را مردی از دودمان من انجام خواهد داد»، استفاده می شود که مقصود از او شخص امام قائم و حجّت منتظر (علیه السلام) است.

*** این بخش از حدیث مرا به شدت به یاد جمله معروف امام خمینی (ره) می اندازد که فرمودند : راه قدس از کربلا می گذرد

****ظاهراً این کلمه اشاره به همان آیه شریفه: (وَأَعِدُّوُا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة)می باشد

 

ادامه نوشته سرنوشت رژیم اشغالگر .

منتظران گل نرگس

ای رهبر آزاد و نصوح/ بر عهد خود استاده ایم چون کوه

دانلود مدحی برای امام خامنه ای (لینک غیر مستقیم )

قرار بود مخاطب این پست نمرودیان باشند و تمام عقده های کنه شده را بر سرشان خالی کنم و بیادشان بیاورم که چطور یک روز با اردنگی از این کشور بیرون افتادند ، چطور امام خمینی (ره) در مقابلشان ایستاد و گفت هیچ غلطی نمی توانید بکنید ، خواستم بنویسم که چند بار پیکر پاک شهیدان بر روی دستان گرم این امت تقدیم مادرانشان شد ، می خواستم بنویسم که چرا امام می گفت هرچه مارا بکشند این نهضت بیدار تر می شود و بشمارم شهدارا تا ببینم مگر چقدر برادران و خواهران مان را کشتند که امروز بیداری اسلامی بهار خود را به نظاره نشسته است . حتی می خواستم سال به سال انقلاب را بشمارم و بیاد فرعونیان بیاورم هر آنچه فراموش کرده اند از درد سیلی هایی که روز در میان به صورت هر آنکه پیش فرستادن تا مارا از پای در آورد نواختیم بنویسم ؛ هنوز هم نوشته بودم خیلی چیز ها نوشته بودم ، وقتی از (؛) استفاده میکنی یعنی جمله تمام شده اما توضیح ادامه دارد اما دیگر نمی خواهم از تلاش های دشمن بگویم برای فرستادنمان به شعب ابی طالب می خواهم با (بهترین)،حرف تکراری بزنم و بر رخ امامم حضرت خامنه ای (روحی فدا) نظر از آینه ی پاک اندازم چرا که چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است .

۳۳ سال بر انقلاب ما گذشت ؛ ده سال اولش را نبودیم اما باز هم انقلاب را انقلاب خود می دانیم برایمان سخت نیست که بگویم انقلاب کردیم ، چون خود را جدا از نسل قبلمان نمی دانیم البته دشمنی با ما هم کم نبوده چراکه هر روز که از انقلاب ما می گذشت یک عده تلاش می کردند که تکلیف ما و نسلمان را از شما جدا کنند ،کم کاری هم نمی کردند، یک روز با عکس های پر زرق و برق  و تصاویر ماشین های آمریکایی و بازیگران هالیودی می خواستند جای عکس شما و هم رزمانتان را بر دیوار های اتاق هایمان بگیرند اما نمی دانست که عکس شما بر دیوار دلمان است و یاد شهدا در خاطر ما ، هر چقدر هم که جنس کاغذ پوستر هایشان را مرغوب تر کردند جای عکس های قدیمی و ساده شهدا را نگرفت . هر روز که بر انقلاب ما گذشت خواستند تا اوضاع را به گونه ای جلوه دهد که کودکان ایران عاشق بن تن (Ben 10) و  هستند اما  والت دیزنی غافل بود که نسل ما  کولون در خونه ی علی کوچولو را به هزار تا از  قصر های میکی موس  نمی فروشد. هر روز که از انقلاب ما گذشت خواستند تا به یک شکلی میان ما و شما را شکر آب کند آخر دلشان می سوزد که چرا رهبر این مملکت با فرزندانش این قدر ندار است و آن وقت ما به زور ماشین ضد گلوله و محافظین گردن کلفت و آن سپری های فلفل جان سالم از معرکه بدر می بریم !  به همین خاطر یک روز کوی دانشگاه را بر پا میکنند  یک بار فتنه میکنند و یک بار هم ترور و هر دفعه نتیجه اش می شود باز محبت بیشتر بین ما و شما ! حضرت آقا شما بهتر از ما می دانید درد دشمن چیست درد دشمن اول حسادت است  دوم هم اینکه مارا نشناخته فکر می کند اگر سکه را گران کند ما دست از جنگ بدر و خیبر می کشیم و به سوراخ شعب ابی طالب فرار می کنیم نمی داند که نسل ما به خاطر یک لبخند زیبا بر لبان شما روز ها شهر و دود و زرق و برق الکی اش را ول میکند و می رود روستا و تازه زندگی میکند ، که چی ! شما گفته اید به مناطق محروم برسید؛ به خاطر اینکه یک لحظه غم به رخ زیباتان نیاید خبر شهادت شهید روشن را که می شنود میرود درخواست تغییر رشته میدهد تا خدایی نکرده جای خالی دانشمندان جوان را حس نکنید . آن وقت دشمن باید انگشت به دهان باز حسرت بخورد که چقدر امام و امت باهم ندارن! حضرت آقا ما کار به یک مشت نفوذی نداریم که می آیند و وظبفه دارند ملت را به سوی شعب ابی طالب سرازیر کنند ، ما پا به پایتان تا فتح خیبر می آییم تا باز هم چشم همه بد خواهانتان را کور کنیم. فردا هم که ۲۲ بهمن است از امشب آماده ایم که فردا خواب نمانیم ، که خدایی نکرده وقتی شما تصاویر را می بینید نکند ما نباشیم . حضرت آقا فقط یک چیز ما را کشته آن هم شناختی که شما از ما دارید ، همه می آیند می گویند جوانان امروز تنبل اند و معتاد و بی غیرت ، شما می گویید جوان های ما از جوان های نسل پیش هیچ کم ندارند که هیچ ، حتی شاید… D:  (تعریف از خود نباشد، بگذریم) خلاصه حضرت آقا عمرتان طولانی و سایه اتان مستدام تا زمانی که ما شما را داریم غم نداریم ، ان شا الله که خدا توفیق دهد شما هم تا مارا داشته باشید غم نداشته باشید . به قول خودتان آن یک مشت پیر از انقلاب بریده را فراموش کنید . نمی گذاریم که آب در دلتان تکان بخورد ، فقط یک مقدار بصیرتمان که چشم ان شا الله شاگردی میکنیم ، تا یادم نرفته از انتخابات هم بگویم : من به نمایندگی از نسل جوان از طرف رسانه به خصوص صدا و سیما عذر خواهی می کنم ، تاجایی که یاد می آید بارها گفته اید که از این مجموعه انتقاد دارم اما فکر کنم این بنده خدا ها حواسشان معلوم نیست کجاست ، فکر میکنند انتخابات هم مثل فیلم های آبکیشان است که وقتی به قول ما نمی گیرد ، مخاطب ندارد برای حل مشکل یک میکروفون بدهند دست یک مجری برود توی کوچه های اطراف جام جم از این و آن بپرسد در انتخابات شرکت می کنید؟ ، انتخابات وظیفه شرعی است یا حق ملی و انسانی ؟! حضرت آقا شما زیاد ناراحت نباشید کسی به این چیز ها توجهی نمی کند ما گوشمان به حرف شماست که می گویید مردم حظور حد اکثری خواهند داشت یعنی اینکه اکثر مردم شرکت میکنند ! من خودم به شخصه این برنامه های درپیت و آبکی را که نگاه نمی کنم ! ما حتی به این رسانه معترضیم که چرا سر و ته برنامه شما را می زنند تا مردم ابراز احساسات فرزندانتان را با شما نبینند . اشکال ندارد ما می دانیم که چه خبر است . ما برای بصیرتمان به تلویزیون که کار نداریم خودمان می دانیم از کجا باید پیدایش کنیم، انتخابات هم ان شا الله به کوری چشم همه دشمنان حد اکثری است .

سخن آخر هم با دشمن حضرت آقا: تا کور شود هر آن که نتواند دید . ما با رهبرمون این حرفا رو نداریم لب تر کنن سر و جانمون رو هم فداشون می کنیم .

ادامه نوشته منتظران گل نرگس .

آقای هاشمی در نماز جمعه ی دیروزهم نبودید!؟

آقای هاشمی در نماز جمعه دیروز خبری از شما نبود! البته خیلی وقته از شما خبری نیست!!نگرانتان شدم البته نه زیاد چون می دانم که با فرزندان به شما بد نمی گذرد ،بلاخره همه بودند.احمد،محمود، علی، حسین،مش رحیم، محمد،حتی آقای دوربینی و…. ولی شما نبودید!! میدانم شاید هم چشم بصیرت میخواهد دیدن شما،یا اینکه چشمان من شما را ندید!!لابد عیب از من است که شمارا ندیدم.دلمان برایتان تنگ شده است نه برای هاشمی سازندگی ! بلکه برای هاشمی زمان امام و زمان جنگ البته باز هم نه برای همه اش برای خیلی اش ولی نه برای همه اش ،وقتی شمارا در نماز جمعه در کنار همقطاران نمیبینیم ناراحت می شویم بلاخره شما روزی در کنار بعضی ها بودید ، خوب یا بد کاری ندارم فقط یادم می آید که بودید.هرچه در عکسها به ردیف اول نگاه میکردم شما را نیافتم،گفتم لابد اینقدر اخلاصتان بالاست که حتما در ردیف های بعدی نشسته اید یا اینکه از سرما خود را اینقدر مثل بعضی ها پوشانیده ایید که لنز دوربین نشان از بیخبری شما را بدهد،ولی بازهم شما را در ردیف های بعدی ندیدم هرچند شمارا فقط در ردیف اول میتوان پیدا کرد!! شاید هم چون محافظین شما را با جلیقه ضد گلوله راه نداده اند شما هم نیا مده اید ؟ آقای هاشمی این عکسها ببنید خودتان را میتوانید پیدا کنید و به من نشان بدهید!!؟ بله می دانم بعضی دغدغه های  دیگر نه کمری برای شما گذاشته و نه پایی و نفس کم اورده اید ولی هرچه باشد شما مسئولید و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظامید!! خب همه ی سران لشگری و کشوری در نماز جمعه ی باشکوه دیروز حضور داشتند ولی شما نبودید!! کم کم دارد باور می شود که مجمع تشخیص مصلحت رئیسش فقط مصلحت بعضی ها را تشخیص میدهد ، آقای هاشمی نظام ،دیروز فقط مجمع تشخیص مصلحت کم داشت شاید هم کم نداشت ، فرقی ندارد تصمیم با خودتان است چون نظام چه با تشخیص شما باشد چه نباشد پیش میرود فقط حواستان باشد زیاد جانمانید  !!!خلاصه جایتان همچنان خالیست و اگر این روال همچنان بر قرار باشد شما هم به تاریخ خواهد رفت!! حرف از تاریخ زدم!!همیشه از درس تاریخ بدم می آمد مخصوصا دوران قاجاریه و پهلوی به خصوص پهلوی  را به زور میخواندم و حفظ میکردم ولی نمرات خوبی از آن میگرفتم هرچند معلمش بی بصیرت و فتنه گر بود.ولی به کوری او هم که شده بود میخواندم و نمرات خوبی برای تو دهنی به او ازش میگرفتم، آخرش هم سلطنتش ناپایدار ماند معلم تاریخ را میگویم ، خیلی جالب است که تاریخ دان هم می تواند خطای گذشتگان را تکرار کند و بصیرت نداشته باشد !!ولی خواندن تاریخ هم زیباست برای یادآوری!! آقای هاشمی یادتان که نرفته یا یادتان بیاوریم که در انقلاب شما در کنار چه کسانی بودید و جایگاهتان کجا بود و چه میکردید!؟عکس ها و فیلم های آن شاهد حضور شما در صف اول انقلاب بود. ولی آخر شما را چه شد که امام روح الله اینقدر به شما امید و علاقه داشت و شمارا یکی از فرزندان این انقلاب خطاب می کردند. این همه فعالیت و تلاش برای پیروزی انقلاب اسلامی کجا رفت!!!؟ نکند شماهم رفتید جز ان افرادی که میزانشان حال فعلیشان است!!!؟نکند این همه فعالیت و تلاش برای خدا و انقلاب نبوده است چرا اگر بوده، پس چرا در نماز جمعه شرکت نمیکنید!؟مارا با فتنه گران و ساکتین کاری نیس آنها بحثشان جداس و چیزی که عیان است دیگر نیاز به بیان نیست ولی چرا باید همه در نماز جمعه حضور داشته باشند وشما نباشید آنهم یک مسئولی که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است!!! آن موقع هم که رییس خبرگان رهبری بودید هم حضور نداشتید!!! آقای هاشمی اشکال در کجاست!؟ شما با شخص یا گروه یاکسی یا کسانی مخالفت دارید!؟ با مردم!؟ با نظام!؟ با ولایت فقیه!؟ با دین و نماز جمعه؟! باچی …!؟ این همه خاطرات درزمان انقلاب درقالب کتاب از شما به چاپ رسیده است و شما در خاطرات خود گفته اید که من این کار را کرده ام و من ان کار را کرده ام و حال این من ، من کردن های شما کجا رفت!؟نتیجه اش شد همین نیامدن در نمازجمعه ها!!شما راچه شده است!! اگر برای خدا قدم برداشتید در آن ایام و آن زمانها و برای او فعالیت کردید پس چرا به قول حسین این قدر دامت برکاته شدید !! آقای هاشمی این انقلاب برای همه است نه مسئولی میشناسد و نه غیر مسئول!! *به فرموده ی امام خامنه ایی در خطبه های نماز جمعه ی دیروز، این انقلاب راه خودش را تا الان با همه ی ضعف ها و قوتها ادامه داده است. *آقای هاشمی ما انقلاب کردیم تا حکومت سلطنتی را از بین ببریم و دست ظالمان را از این کشور قطع کنیم نه اینکه انقلاب کنیم تا یک عده بیایند و دراین انقلاب حکومت سلطنتی برای خود راه بیاندازند و مردم هم دست روی دست خود بگذارند و ساکت بنشینند. آقای هاشمی آن بالاتر گفتم که شاید دغدغه ها کمرتان را شکسته و از نفس افتاده اید ولی مانده ام که  پس چرا در جلسات تغییر رئیس دانشگاه آزاد آنچنان تازه نفس شرکت کردید . از شما که این همه فعالیت سیاسی برای این نظام و کشور دارید بعید است که به نماز جمعه نیایید(برای مطالعه گوشه ای از فعالیت های خود به نامه ی حسین مراجعه کنید )!! دیروز چه زیباسوال کرد آن خبرنگار از آن جوان ایرانی که گفت برای چه در این سرما به نماز جمعه آمدید خب بهتر نبود در خانه به سخنرانی حضرت آقا گوش میکردید و کمتر سرما میکشید،که چه زیبا گفت آن جوان که اگر نمی آمدم برایم سخت بود و این سختی کشیدن ها در برابر سختی های آن زمان چیزی نیس و جانم فدای رهبر!!!!

ادامه نوشته آقای هاشمی در نماز جمعه ی دیروزهم نبودید!؟ .

پیام تسلیت امام خامنه ای در پی شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان شهید مصطفی احمدی روشن

پیام تسلیت رهبر معظم
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.
متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریک غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم. این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد.
اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی کشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریک و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سکینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میکنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای ۲۲/دیماه/۱۳۹۰
ادامه نوشته پیام تسلیت امام خامنه ای در پی شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان شهید مصطفی احمدی روشن .

دروصف دانشمندشهید احمدی روشن

امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است
 یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است
 گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست
 در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است
باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
 این شبستان کهن ، با نور ایمان روشن است
 کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است
 مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
 مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است
ادامه نوشته دروصف دانشمندشهید احمدی روشن .

گزیده سخنان امام خامنه ای در مورد زن و خانواده

مادر، مادر شهید، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید؛ شوخى نیست؛ اینها به زبان آسان مى‌آید. بچه‌ى انسان سرما میخورد، دو تا سرفه میکند، چقدر نگران میشویم؟ یک بچه‌ى انسان برود کشته بشود، دومى برود کشته بشود، سومى برود کشته بشود؛ شوخى است؟ و این مادر با همان احساسات مادرانه‌ى سالم و جوشان و پرفوران، آنچنان نقشى ایفاء کند که صد تا مادر دیگر تشویق بشوند بچه‌هاشان را بفرستند میدان جنگ. اگر این مادرها آن وقتى که جنازه‌ى بچه‌هاشان مى‌آمد یا حتّى نمى‌آمد، آه و ناله میکردند، گله میکردند، یقه چاک میزدند، اعتراض به امام و اعتراض به جنگ میکردند، مطمئناً جنگ در همان سالهاى اول و در همان مراحل اول زمینگیر میشد. نقش مادران شهدا این است.

 

امام نقش زنان را فهمید

امام نقش زنان را فهمید؛ والّا بودند بزرگانى از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زنها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آنها میگفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمى که انسان به او تکیه میداد، خاطرجمع میشد، تا بتواند در مقابل اینجور نظراتى که از مراکز مهمى هم ارائه میشد، بایستد، حصار رأى امام و فکر امام و عزم امام بود. رحمت خداى متعال تا ابدالآبدین بر این مرد بزرگ باد.

از خود گذشتگی زن و قدر دانی به خاطر این ایثار
بعضى میتوانستند بروند کار بگیرند، بعضى میتوانستند تحصیلات عالیه بکنند، بعضى تحصیلات عالیه هم داشتند – من دیدم زنانى را از این قبیل – گفتند ما میخواهیم این بچه را بزرگ کنیم، خوب تربیت کنیم، نرفتیم کار بگیریم. زن نرفته کار بگیرد، آن کار هم زمین نمانده؛ آن ده نفر دیگر رفتند آن کار را گرفتند. باید از اینجور زنى قدردانى شود.
نقش ومسئولیت زن و مرد
چون زن در خانواده عنصر محورى است. اما اینجور نیست که مرد در خانواده وظیفه و مسئولیت و نقشى نداشته باشد. مردهاى بى‌خیال، مردهاى بى‌عاطفه، مردهاى عیاش، مردهاى قدرنشناس زحمات زن خانه، اینها به محیط خانه لطمه میزنند. مرد باید قدردان باشد. جامعه باید قدردان باشد. حتماً بایستى بر روى کار زنهاى خانه‌دار ارزشگذارى ویژه بشود.
مهریه های سنگین
این مهریه‌هاى سنگین به خیال اینکه میتواند پشتوانه‌ى حفظ خانواده و حفظ زوجیت باشد، تعیین میشود؛ در حالى که اینجور نیست. حداکثر این است که شوهر از دادن امتناع میکند، میبرندش زندان؛ یک سال، دو سال زندان میماند. در این اقدام، به زن چیزى نمیرسد؛ او بهره‌اى نمیبرد، جز اینکه کانون خانواده‌اش هم متلاشى میشود. اینکه در اسلام از حضرت امام حسین (علیه‌السّلام) نقل شده که فرمود ما دخترانمان و خواهرانمان و همسرانمان را جز با مهرالسّنه عقد نکردیم، به خاطر این است؛ والّا میتوانستند. اگر امام حسین میخواست مثلاً با هزار دینار هم عقد بکند، میتوانست؛ لازم نبود مثلاً با پانصد درهم – دوازده و نیم اوقیه – مقید به این کار بشود. آنها میتوانستند، اما کمش کردند. این کم کردن، با یک محاسبه است؛ این خیلى خوب است.
مسئله‌ى محرم و نامحرم در اسلام جدى است!
مسئله‌ى محرم و نامحرم در اسلام جدى است. البته بخش عمده‌اى از این قضیه‌ى محرم و نامحرم باز برمیگردد به خانواده. یعنى چشم پاک و دل بى‌وسوسه و ریب براى هر یک از زوجین موجب میشود که محیط خانواده از طرف او تقویت و گرم شود؛ مثل یک کانون گرمابخشى، محیط را گرم میکند. اگر آن طرف مقابل هم همین چشم پاک و دل خالى از وسوسه را داشت، طبعاً این دوجانبه خواهد شد و محیط میشود محیط کانون خانوادگىِ گرم و بامحبت. اگر چنانچه نه، چشم خائن، دست خائن، زبان دو وجه، دل بى‌محبت و بى‌اعتقاد به همسر و همسرى وجود داشت، ولو ظاهرسازى‌هائى هم باشد، محیط خانواده سرد میشود.
اصولی که باید برای حضور زن در اجتماع دیده شود .
زنها نصف جامعه‌اند و خیلى خوب است که اگر ما بتوانیم از این نیمِ جامعه در زمینه‌ى اینگونه مسائل استفاده کنیم؛ منتها دو سه تا اصل را باید ندیده نگرفت. یک اصل این است که این کار اساسى را – که کارِ خانه و خانواده و همسر و کدبانوئى و مادرى است – تحت‌الشعاع قرار ندهد. میشود هم. به نظرم میرسد مواردى داشتیم که خانمهائى اینطور عمل میکردند. البته یک قدرى به آنها سخت میگذرد؛ هم درس خواندند، هم درس دادند، هم خانه‌دارى کردند، بچه آوردند، بزرگ کردند، تربیت کردند. پس ما با آن اشتغال و مشارکتى کاملاً موافق هستیم که به این قضیه‌ى اصلى ضربه و صدمه نزند؛ چون این جایگزین ندارد.
اشتغال بانوان
اشتغال بانوان از جمله‌ى چیزهائى است که ما با آن موافقیم. بنده با انواع مشارکتهاى اجتماعى موافقم؛ حالا چه از نوع اشتغال اقتصادى باشد، چه از نوع اشتغالات سیاسى و اجتماعى و فعالیتهاى خیرخواهانه و از این قبیل باشد؛ اینها هم خوب است.
جنسیت یک امر ثانوى است
هم در مسئله‌ى خود زن، هم در مسئله‌ى خانواده، اسلام حرفهاى جالب، برجسته و مهم دارد. اولاً نگاه اسلام به جنسیت، یک نگاه درجه‌ى دو است؛ نگاه اول و درجه‌ى یک، حیث انسانیت است؛ که در آن، جنسیت اصلاً نقشى ندارد. جنسیت یک امر ثانوى است، یک امر عارضى است؛ در کارکردهاى زندگى معنا پیدا میکند، در سیر اصلى بشر هیچ تأثیرى ندارد و معنائى پیدا نمیکند. حتّى کارهایشان با هم متفاوت است. «جهاد المرأة حسن التّبعّل»؛(۹) یعنى ثواب مجاهدت آن جوانى را که رفته توى میدان جنگ و جان خودش را کف دستش گرفته، به خاطر این کار، به این زن میدهند؛ چون این کار هم زحمتش کمتر از آن نیست. البته شوهردارى خیلى سخت است. با توقعاتشان، با انتظاراتشان، با بداخلاقى‌هاشان، با صداى کلفتشان، با قد بلندترشان؛ خب، زنى بتواند با این شرائط، محیط خانه را گرم و گیرا و صمیمى و داراى سکینه و آرامش – سَکَن – قرار بدهد، خیلى هنر بزرگى است؛ این واقعاً جهاد است؛ این شعبه‌اى از همان جهاد اکبرى است که فرموده‌اند؛ جهاد با نفس است.
زن و مرد هیچ فرقى ندارند. خب، شما ببینید در تقرب الى‌الله، یک زنى مثل حضرت زهرا، مثل حضرت زینب، مثل حضرت مریم هستند؛ رتبه‌شان، رتبه‌هاى فوق تصور امثال ماهاست. در آیه‌ى شریفه‌ى سوره‌ى احزاب، زن و مرد هیچ فرقى با هم ندارند؛ شاید اصلاً این هم به خاطر همین است که خواستند آن تصورات جاهلى مربوط به زن را بکوبند: «انّ المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصّادقین و الصّادقات و الصّابرین و الصّابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدّقین و المتصدّقات و الصّائمین و الصّائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذّاکرین الله کثیرا و الذّاکرات». از اسلام تا ذکر، یک فاصله‌اى است. یک سلسله مدارک متدرّجى هم وجود دارد. آدم در این تعبیرات دقت کند، این را پیدا میکند. «اعدّالله لهم مغفرة و اجرا عظیما».(۳) همه جا مرد، زن: مردِ خاشع، زنِ خاشع؛ مردِ متصدق، زن متصدق؛ با هم هیچ فرقى ندارند.

زن از نظر جبهه‌ى دشمنان ما

در این سى و دو سال، مسئله‌ى زن از نظر جبهه‌ى دشمنان ما، در یکى از بالانشینهاى جدول اعتراضها به ماست. از اول انقلاب روى مسئله‌ى زن تکیه کردند، به ما اعتراض کردند، در ردیف تروریسم و در ردیف نقض حقوق بشر قلمداد کردند. هنوز هیچ خبرى هم نبود. معلوم هم نبود که جامعه‌ى اسلامى با جنس زن چه کار خواهد کرد. آنها شروع کردند که: اسلام علیه زن است، اسلام چنین است. البته این مسئله تا امروز هم ادامه دارد. خب، ما در این زمینه بایستى مواجهه کنیم، مقابله کنیم. افکار عمومى جهان را نمیشود دست‌کم گرفت. همه که مغرض نیستند، همه که خباثت ندارند؛ خباثت مال یک عده‌ى خاص است، مال سیاستگران و سیاست‌سازان و برنامه‌ریزان و اینهاست؛ ما نباید اجازه بدهیم که عامه‌ى مردم دچار این اغواى بزرگ قرار بگیرند؛ لذا باید وارد شویم.

 

فمینیستها
بزرگترین ضربه و اهانت به کرامت زن را همین سیاست غربى دارد انجام میدهد. همین فمینیستهاى افراطى هم – که خب، لایه‌هاى متعددى دارند – من حیث لایشعر دارند به زن ضربه میزنند.
در همان پروتکلهاى صهیونیسم کاملاً پیش‌بینى شده. یعنى ضایع کردن جنس زن و او را مظهرى براى استفاده‌ى شهوانى مرد قراردادن، در مواد آن پروتکلها هست. حالا ممکن است کسى در اعتبار و صحت سند آن پروتکل خدشه کند، لیکن وقتى آدم دستگاه صهیونیسم و شبکه‌ى تبلیغاتى صهیونیسم را ملاحظه میکند، مى‌بیند عملاً همین کار را میکنند


عرضه‌ى جنسى زن در مقابل مرد…

در غرب، بخصوص در آمریکا و در شمال اروپا – کشورهاى اسکاندیناوى – مراکز مهمى وجود دارد که اصلاً بناى کارش بر عرضه‌ى جنسى زن در مقابل مرد است؛ در روزنامه‌ها و مجلات هم تبلیغ میشود، هیچ کس هم اعتراض نمیکند! این شده عرف، این شده عادت. چه ضربه‌اى براى زن از این بالاتر؟ الگو درست کردن براى زنان به این شکل – زنانِ خودشان را میگویم، و کشورهائى که دنباله‌رو آنهایند، نه زنان ما را – یکى از بزرگترین ضربه‌هائى است که دارند میزنند. بنابراین نباید در مقابل این فرهنگ غلط انفعال داشت. غرب در قضیه‌ى زن و خانواده، در یک گمراهى و ضلالت عمیقى به سر میبرد. فقط خانواده نیست؛ بلکه در مورد شخصیت زن، هویت زن، غرب در یک گمراهى عجیبى است.

زن را ضایع می کنند…

زن را ضایع میکنند. یعنى آنچنان رسم و عرف و عادتِ لایتخلف شده که کسانى جرأت نمیکنند برخلاف آن رفتار کنند. در یک مجلس رسمى، یک مرد باید با لباس رسمى بیاید؛ پاپیون بزند، یقه‌اش بسته باشد، آستینش هم تا سر مچ باشد؛ نه اجازه دارد شلوارک بپوشد، نه اجازه دارد تى‌شرت بپوشد؛ اما یک خانم در همان جلسه‌ى رسمى، حتماً بایستى بخشهاى مهمى از بدنش عریان باشد؛ اگر پوشیده‌ى کامل بیاید، محل اشکال است؛ اگر بدون جذابیتها بیاید، محل اشکال است؛ اگر آرایش‌نکرده بیاید، محل اشکال است! این شده عرف. افتخار هم میکنند.
ادامه نوشته گزیده سخنان امام خامنه ای در مورد زن و خانواده .