پیروزی برد!

تقدیم به خطیب نماز جمعه این هفته حضرت امام خامنه ای

دنیا عوض شده است ! همه چیز عوض شده است ؛بچه تو می دونی جنگ چیه داری اینجوری خاطره می گی ؟ بچه تو چند سالته داره اینجوری واسه بزرگای این انقلاب که قبل انقلاب رفتن زندان جزع مبارزین بودن تعیین کلیف می کنی ؟
بچه تو می فهمی که حالا تحلیل سیاسی هم میکنی ؟
بچه این چه حرفیه که میزنی کی گفته ما باید به رهبر بگیم امام، امام فقط روح الله .
بچه برو حرف نزن سرم رفت ! مسخره کردین خودتون رو با این جنگ نرمتون.
ای بابا ، ما رفتیم جنگ ، ما نسل ما انقلاب کرده ، حالا این بچه اومده واسه من از خیانت میگه !
بچه جان یک جوری حرفات رو بگو که حد اقل خیال نکنیم محسن رضایی هستی !
چی میگی ؟ من ریزش های انقلاب رو قبول ندارم ؟ من؟ بچه اینا رو امثال من به تو یاد دادن حالا اومدی تحویل خودم میدی ! کجا بودی من توی گرمای دکوهه می جنگیدم ! تو حالا می خوای بگی به من کی ریزش کرده کی رویش !
بچه برو بزرگتر بشو بعد بیا اینجوری حرف بزن !
می بینید والا ملت رو چطور سره کار میزارن ؟
مسخره بازی در آوردن ! من میگم دلار گرون شده ! زمین ها و ویلای شمال ما داره روزی ۱۰ میلیون ضرر می زاره روی دست ما ، بابا رفتم سیبزمینی بخرم قد خونه باباش از من پول گرفته ! از اون طرف هم امثال این خل و چل افتادن به جون ملت ،
بدبخت این بچه ها از بس که این حرف هارو مثل میخ توی مغز اینا فرو کردن اینجوری شدن ، یکی نیست بگه آخه بچه تو خود مگر عقل نداری ؟ برو یک سر بازار ببین سکه چقدر شده قیمتش ! همین دیروز رفتم ۳۳ تا سکه رو بفروشم ، مگر کسی میخره ؟
بابا تا شکم ما سیر نشه که نمی شه کشور نگه داشت ! خودشون که توی جای گرم و نرم نشستن بعد این بچه هارو فرستادن مثل این خل و چلا ! یک روز ۲۲ بهمنه ، یک روز ۱۳ آبانه ، کارو زندگی ندارن؟ جدیدا هم دیدن تقویم مناسبت کم داره ۹ دی رو هم اضافه کردن .
بچه:
حاجی ما که مخلص همه رزمنده ها هم هستیم ولی خوب مگر وحی نازل شده که فقط اونایی که جبهه بودن می تونن از جبهه بگن ؟ حاجی ماکه به این سن رسیدیم هنوز که هنوزه نشنیدیم این تلوزیون ما بیاد بگه کاوه کی بود ؟ بعد از کلی سرو صدا فیلم دختر شهید تندگویان رو می سازن با هزار تا آب و رنگ تحویل ملت میدن می گن این سرگزشت وزیر نفت اسیر .
حاجی ما که روزی هزار بار شکر میکنیم که اگر همون جانباز ها و بسیجی های لب خط برو یک تعدادیشون باقی نمی موند ما فکر کنم اصلا خبر دار نمی شدیم که روزی توی این کشور دفاع مقدس بوده ! حاجی مگر همون بچه نوه شما نیست ؟ باور کن اسم نوه های جومونگ رو با سرگزشت هفت نسل از جمونگ رو مثل اسم و فامیلش بلده ! شرط می بندم که نمی تونه دوتا نه یکی از شهدایی رو اسم ببره که هم سن خودش بودن! حاجی شما دکوهه می جنگیدی ؟ خدا خیرت بده اما بابای من توی جزیره بود که موج گرفتش ! جانباز اعصاب و روانه ! خیلی مهربونه ها ولی وقتی بیماریش عود میکنه هرچی به دستش برسه پرت میکنه ! تا حالا هم ندیدم که ۳۳ تا سکه داشته باشه بخواد بازار بفروشه آخه بابام می گه این انقلاب ۳۳ ساله با خون  دل امام به اینجا رسیده ، نمی شه به همین راحتی فروختش ! اون بار هم که خبر دادن روز عاشورا یک مشت ارازل اوباش توی خیابون زدن و رقصیدن بابام دوباره همون جور شده بود چنان لیوان آب رو توی دستش فشار داده بود که دستش ۷ تا بخیه خورد ! دیگه عصاشو هم بر نداشت همون جوری رفت خیابون داد میزد که نمی زارم علی تنها بماند ! البته اون همسایه روبه روی ما هم حاجی به بابام میگه دیوانه ولی من که فکر می کنم بابا از همه عاقل تره ، چون من جنگ نبودم اما اینا که میگم رو حد اقل نصفش رو بابام برام تعریف کرد ، راستی حاجی خبر داری که توی دانشگاه همون دوران فتنه چی شد ؟ می دونی توی خیابون ها چه اتفاقی افتاد ؟
راستی حاجی خوب مگر ما گفتیم اما غیر از روح الله ما که از همون اول گفتیم !
راستی یاحاجی جنگ نرم جدی بگیر ! حالا اگر همینجا به ایستی می گم چرا ولی یادم نمی ره اون دفعه امام خامنه ای میگفت جنگ نرم ،  راسته ! این یک حقیقته ! البته این حرف رو من الان نمی گم از همون بعد از جنگ از سال ۶۸ دارم میگم .
حاجی کجا داری میری ؟ می خواستم از حرف بابام بگم واسه جنگ نرم ! خدا بیامرزه همه رفتگانتون رو آخرین لحظه بابام وقتی داشت شهید میشد آورده بودیمش خونه ! آخه دکترا گفته بودن که دیگه خوب نمی شه ببرین خونه تا راحت باشه ! بابا گفت میثم حلالت نمی کنم اگر بخوای آقا رو تنها بزاری ! آقا توی معرکه جنگ تنهاست ….

ادامه نوشته پیروزی برد! .

دروصف دانشمندشهید احمدی روشن

امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است
 یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است
 گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست
 در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است
باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
 این شبستان کهن ، با نور ایمان روشن است
 کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است
 مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
 مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است
ادامه نوشته دروصف دانشمندشهید احمدی روشن .

مشکی شد پرچم گنبد ثارالله

مشکی شد پرچم گنبد ثارالله

السلام علیک یا ابا عبدالله

با رهبر و با روح خدا

محرم اومد با شهدا

بازم با اذن صاحب عزا

میرم از امشب کرب بلا

اربابم میاد ولی با حرم آل الله

هر کی داره هوس کرب بلا بسم الله

اجرا شده درمحرم ۱۳۹۰

ادامه نوشته مشکی شد پرچم گنبد ثارالله .

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!

یا مهدی

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!

قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان

دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا

اصلا به این نوشته بگویید « داستان«

من خسته ام فقط از «خاک»، از زمین

از طعنه های «آتش» و از آخرالزمان!

آقا اجازه! سیر شد از ما خدای عشق

از بس به جای داغ تو خوردیم حرص نان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر

باران بگو که باز ببارد از آسمان

- اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو؟

اقا اجازه هست؟! نه در این و نه در آن

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»

در زیر دستهای نجیبت بده امان!

آقا اجازه……………………….!

…………………………………!

باشد صبور می شوم اما تو لا اقل !

دستی برای من بده از دورها تکان

مژگان عباسلو

ادامه نوشته آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان! .

تابوت خالی…

زینب الحصنی

زینب الحصنی

بترسید از قوم که بیدار شود

پوستر تابوت خالی شرحی بر ماجرای کشته سازی در جریان انقلاب های ساختگی توسط آمریکا و سرمایه داران رژیم غاصب اسرائیل

جهت دریافت پوستر در سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

ادامه نوشته تابوت خالی… .

دوباره سرفه یک مرد….

دوباره سرفه یک مرد و خس خس سینه

و دست و پای پر از تاول و پر پینه

دوباره آتش زخمی که شعله ور گشته

و ترکشی که بسر داشت دردسرگشته

نشسته یک زن غمگین کنار بستر او

کنار بستر مردی که بود بی بازو

کنار بستر مردی که خسته بود از درد

همان دلاور مجنون جبهه های نبرد

زکلبه دلشان عطر سیب می آید

صدای ناله امن یجیب می آید

و او ز صوت دعای زنش خدایی شد

به یاد آن شب حمله که شیمیایی شد

همان شبی که طلوعش پراز عبادت بود

همان شبی که دعایش فقط شهادت بود

تداعی شب حمله،تداعی شب غم

شب وداع رفیقان،شبی پر از ماتم

به یاد جبهه و شب زنده داری سنگر

به یاد حاجی و بیسیم و رمز یا حیدر

به یاد فکه ،دوکوهه،جزیره مجنون

به یاد دشت پر از خون، چفیه ایی گلگون

به یاد گرمی دل ها،به یاد سردی خاک

به یاد آنهمه رزمنده بدون پلاک

دلش گرفت نگاهی به عکس رهبر کرد

دعا به جان ولی و به جان دلبر کرد

دعا تمام شدو عقده دلش وا شد

و عاقبت سند بندگیش امضاءشد

صدای خس خس سینه تمام شد ،آری

و اشکهای زن یک شهید شد جاری

حسین وکیلی زارچ

ادامه نوشته دوباره سرفه یک مرد…. .