
مجموعه عکس های روز شمار فتنه ۸۸ آماده دریافت
در یافت قسمت اول از تاریخ ۱۷ شهریور سال ۸۷ الی ۲۵ اردیبهشت ۸۸ با حجم ۲۰ mg از مدیا فایر
قسمت های بعدی به زودی تا چند دقیقه دیگر …

مجموعه عکس های روز شمار فتنه ۸۸ آماده دریافت
در یافت قسمت اول از تاریخ ۱۷ شهریور سال ۸۷ الی ۲۵ اردیبهشت ۸۸ با حجم ۲۰ mg از مدیا فایر
قسمت های بعدی به زودی تا چند دقیقه دیگر …
دلی که خانه مولا شود حرم گردد
کز احترام علی کعبه محترم گردد
من از شکستن دیوار کعبه دانستم
که هر کجا که علی پا نهد حرم گردد
هنوز روز خوش دشمن است تا آن روز
که ذوالفقار زبان علی دو دم گردد
دلی که جام بلا را کشیده تا خط جور
چه احتیاج که دنبال جام جم گردد
قبول خاطر خون خدا شدن شرط است
نه هر که مرثیهای ساخت محتشم گردد
عزای ماست که هر سال میشود تکرار
وگرنه حیف محرم که خرج غم گردد
نه هر که کشته شود میتوان شهیدش گفت
نه هر سری که به نی میرود علم گردد
حدیث عشق و وفا ناسروده میماند
مگر که دست علمدار ما قلم گردد
هنوز شعلهور از خیمههای عاشوراست
ز شور شیونی دل مباد کم گردد
قسم به سینۀ مجروح مادرت زهرا
تو بر ظهـور دعـای فـرج بخـوان مولا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز
شــرار دود ز بیــت علــی رود بــالا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که علی
بــود هنــوز عـذادار مـادرت زهرا
تو بر ظهور دعای فرج بخـوان که هنوز
علی است مثل تو مظلوم و بیکس و تنها
تو بر ظهور دعـای فرج بخـوان که کند
همیشه مــادر پهلـو شکسته بـر تو دعا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسن
بـه زیـر ضـرب لگـد دیـد مـادر خـود را
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسین
فتــاد پشـت در خانــه، مـادرش از پـا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز
صدای نالۀ محسن رسد به عرش خدا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که به نی
بوَد هنـوز سـر پـاک سیدالشهدا
غرق عزا و ماتم است
امشب همه کاشانه ی حیدر
عالم شده مانند کوفه
باز ماتم خانه ی حیدر
زهرا به سینه میزند
بهر عزای حضرت حیدر
دیگر نمی آید ز کوفه
ناله های حضرت حیدر
زینب کفن می آورد
آخر برای حضرت حیدر
کم کم شود آرام و بی جوهر
صدای حضرت حیدر
دست دعا بالا گرفته عالمی
بهر شفای حضرت حیدر
در کوچه های کوفه مانده
جای پای حضرت جیدر
کاش من گردم خدا امشب
فدای حضرت حیدر
جمع اند گرد بستر
بچه های حضرت حیدر
ارباب ما می گیرد اشک غم
از چشم های حضرت حیدر
با یاد زهرا گریه های
های های حضرت حیدر
آتش گرفته خیمه گاه حضرت حیدر
بغض نگاهش را به خون نشانده
دیگر رمق در چشم او نمانده
گل های او گریان کنار بستر
دریای خونی در نگاه دختر
…عباسش گرفته این بار
می گوید ای بابا خدانگهدار
از این دم جدایی
دل ها شکسته میشد
وقتی که دیدگانش
آرام بسته می شد
حیدر آقام حیدر آقام
راهی اعلا شاه عالمین است
اشک یتیمی بر رخ حسین است
آنکه به ذرات جهان امام است
می گوید اکنون کار من تمام است
زینب گرفته نوحه ای شرر بار
می گوند ای بابا خدا نگهدار
واویلا و واویلا