سرنوشت رژیم اشغالگر

ابتدا نیت بر این بود که در رابطه با رژیم اشغال گر قدس و ترفند های جدیدی که برای رهاندن خود از دام خشم ملت ها به خصوص ایران اسلامی مورد استفاده قرار داده اند بنویسم شاید محتوای این نوشته طنز می بود اما حیفم آمد که یک پست از وبلاگم که تقذسش برای من به مثال تقدس سنگر های نبرد برای مجاهدان فی سبیل الله است را به این موضوع اختصاص دهم همین شد که با توکل به خداوند عز وجل  و توسل به حضرت مهدی (روحی فدا) نگاهی به منابع شیعه و سنی ، اسلام و غیر اسلام و منابع اهل کتاب انداختم تا مطلبی در رابطه با سرنوشت قوم یهود در پاسخ به حیله ها و مکر های گسترده دشمن جمع آوری کنم و قطعا بند به بند این نوشته تن دشمنان به خصوص رژیم اشغالگر قدس عزیز را خواهد لرزاند .

در ضمن هنوز لرزه هایی که جنبش بزرگ ما همه حاج قاسم هستیم به اندام دشمن انداخته آرام نشده دشمن در پی فتنه انگیزی جدید است ولی بداند که ما واقعا همه حاج قاسم هستیم . (حاج قاسم که معرف حضور هستند ان شا الله)

بسم الله الرحمن الرحیم

در کتاب زکریای نبی ـ که یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور  یگانه منجی عالم چنین آمده است:
«اینک روز خداوند می آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع اُمّتها را به ضدّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهم کرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی عصمت خواهند کرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند بیرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان که در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پایهای او بر کوه زیتون که از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد… و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود… و یَهْوه (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»کتاب زکریای نبی، ص ۱۳۸۲، باب ۱۴، بندهای ۱ ـ ۱۰
در اینجا لازم است این نکته را توضیح دهم که در کتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) کلمه «خداوند» بیشتر در مورد حضرت عیسی (علیه السلام) به کار می رود، که در اینجا نیز چنین شده است. و جالب این که در این فراز بشارت که از تورات نقل کردم، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد.
و البته این وعده  طبق وعده های صریح قرآن کریم و نویدهای ظهور مبارک حضرت مهدی (علیه السلام) در «یوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستین قبله مسلمانان برای همیشه از اشغال یهودیان رهایی خواهد یافت و در تمامی جهان خدای یکتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامی نقاط زمین ندای دلنواز وحدت به گوش خواهد رسید. البته این از بدیهیات است و همانطور که مشاهده کردید در منابع تورات به وضوح به آن اشاره شده است اما  ابن کثیر دمشقی در کتاب «البدایة و النهایة» در باره درگیری مسلمانان با یهود و این که این درگیری هر روز شدید و شدیدتر خواهد شد تا جایی که به پیروزی مسلمین و نابودی یهود منجر شود، در حدیثی از پیغمبر اکرم نقل کرده است که فرمود:
«لا تقوم السّاعة حتّی یقاتل المسلمون الیهود، فیقتلهم المسلمون حتّی یختبئ الیهودی من وراء الحجر و الشجر فیقول الحجر ـ أو الشجر ـ: یا مسلم! یا عبدالله! هذا الیهودی من خلفی، فتعال فاقتله، إلاّ الغرقد، فإنّه شجر الیهود».  البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج ۱، ص ۱۴۳
«قیامت بر پا نمی شود تا این که مسلمانان با یهود به مبارزه برخیزند و آنها را بکشند تا جایی که اگر یک نفر یهودی در پشت سنگ یا درختی پنهان شود، آن سنگ یا درخت ـ به قدرت خدای تعالی به زبان آمده ـ بگوید: ای مسلمان! ای بنده خدا! این که خود را پنهان کرده است یهودی است، بیا او را به قتل برسان. مگر درخت «غرقد» که درخت یهود است و از معرفی یهودی خودداری می کند».

و همچنین نویسنده کتاب «عقائد الامامیّه» در مورد قیام یهود در خاور میانه و تشکیل دولتی به نام «اسرائیل» در سرزمین فلسطین، و بالاخره متلاشی شدن حکومت آنان، با شرکت اعراب و مسلمین به کمک یکدیگر، و به ویژه ارتش نیرومندی که از طریق عراق برای سرکوبی یهود عازم فلسطین می شود. در حدیث بسیار جامع و جالبی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) چنین نقل کرده است:
«قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): وستأتی الیهود من الغرب لإنشاء دولتهم بفلسطین.
قال النّاس: یا أبا الحسن! أنّی تکون العرب؟
أجاب (علیه السلام): أنذاک تکون مفکّکة القوی، مفکّکة العری، غیر متکاتفة وغیر مترادفة.
ثمّ سئل (علیه السلام): أیطول هذا البلاء؟
قال: لا، حتّی إذا أطلقت العرب أعنّتها ورجعت إلیها عوازم أحلامها، عندئذ یفتح علی یدهم فلسطین، و تخرج العرب ظافرة و موحّدة، وستأتی النجدة من العراق، کتب علی رایاتها القوّة، و تشترک العرب والإسلام کافّة لتخلّص فلسطین، معرکة و أیّ معرکة فی جلّ البحر، تخوض النّاس فی الدماء و یمشی الجریح علی القتیل.
ثمّ قال (علیه السلام): و ستفعل العرب ثلاثاً، وفی الرابعة یعلم الله ما فی نفوسهم من الثبات والإیمان، فیرفرف علی رؤوسهم النصر.
ثمّ قال: وأیم الله یذبحون ذبح النّعاج حتّی لا یبقی یهودیّ فی فلسطین». عقائد الامامیّه، ج ۱ ص ۲۷۰٫
«امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: یهود برای تشکیل دولت خود در فلسطین، از غرب ـ به منطقه عربی خاور میانه ـ خواهند آمد.
عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عربها در آن موقع کجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عربها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.
از آن حضرت سئوال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زمانی که عربها زمام اُمور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیمهای جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عربها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهای کمکی از ـ طریق ـ سرزمین عراق به آنان خواهد رسید*** که بر روی پرچمهایشان نوشته شده: «القوّة»**** و عربها و سایر مسلمانان همگی مشترکاً برای نجات فلسطین قیام خواهند کرد ـ و با یهودیان خواهند جنگید ـ و چه جنگ بسیار سختی که در وقت مقابله با یکدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد کشته ها عبور کنند.
آنگاه فرمود: و عربها سه بار با یهود می جنگند، و در مرحله چهارم که خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه می افکند.

علاّمه مجلسی ( اعلی الله مقامه )در کتاب نفیس «بحار الانوار» در باب رجعت، در این مورد که یهود و نصاری از سرزمینهای اسلامی اخراج خواهند شد در حدیثی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام)چنین نقل کرده است:
«عن عبایة الأسدی قال: سمعت أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و هو متّکِئ و أنا قائم علیه: لأبنین بمصر منبراً منیراً، و لأنقضنّ دمشق حجراً حجراً، و لأخرجنّ الیهود و النّصاری من کلّ کور العرب، و لأسوقنّ العرب بعصای هذه.
قال: قلت له: یا أمیر المؤمنین! کأنّک تخبر أنّک تحیی بعد ما تموت!
فقال: هیهات یا عبایة! ذهبت فی غیر مذهب، یفعله رجل منّی».بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۵۹، ح ۴۷ ـ معانی الاخبار، ص ۴۰۷٫
«عبایه اسدی گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) تکیه داده بود و من بالای سر آن حضرت ایستاده بودم، در این هنگام شنیدم که فرمود: من در آینده در مصر منبری روشنی بخش بنیان خواهم نمود، و دمشق را ویران خواهم نمود، و یهود و نصاری را از سرزمینهای عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود ـ به طرف حق ـ سوق خواهم داد.
عبایه می گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می شوید و این کارها را انجام می دهید!
فرمود: هیهات ای عبایة! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست; مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد».
از جمله آخر این حدیث که حضرت فرموده است: «این کارها را مردی از دودمان من انجام خواهد داد»، استفاده می شود که مقصود از او شخص امام قائم و حجّت منتظر (علیه السلام) است.

*** این بخش از حدیث مرا به شدت به یاد جمله معروف امام خمینی (ره) می اندازد که فرمودند : راه قدس از کربلا می گذرد

****ظاهراً این کلمه اشاره به همان آیه شریفه: (وَأَعِدُّوُا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة)می باشد

 

ادامه نوشته سرنوشت رژیم اشغالگر .

آقای هاشمی در نماز جمعه ی دیروزهم نبودید!؟

آقای هاشمی در نماز جمعه دیروز خبری از شما نبود! البته خیلی وقته از شما خبری نیست!!نگرانتان شدم البته نه زیاد چون می دانم که با فرزندان به شما بد نمی گذرد ،بلاخره همه بودند.احمد،محمود، علی، حسین،مش رحیم، محمد،حتی آقای دوربینی و…. ولی شما نبودید!! میدانم شاید هم چشم بصیرت میخواهد دیدن شما،یا اینکه چشمان من شما را ندید!!لابد عیب از من است که شمارا ندیدم.دلمان برایتان تنگ شده است نه برای هاشمی سازندگی ! بلکه برای هاشمی زمان امام و زمان جنگ البته باز هم نه برای همه اش برای خیلی اش ولی نه برای همه اش ،وقتی شمارا در نماز جمعه در کنار همقطاران نمیبینیم ناراحت می شویم بلاخره شما روزی در کنار بعضی ها بودید ، خوب یا بد کاری ندارم فقط یادم می آید که بودید.هرچه در عکسها به ردیف اول نگاه میکردم شما را نیافتم،گفتم لابد اینقدر اخلاصتان بالاست که حتما در ردیف های بعدی نشسته اید یا اینکه از سرما خود را اینقدر مثل بعضی ها پوشانیده ایید که لنز دوربین نشان از بیخبری شما را بدهد،ولی بازهم شما را در ردیف های بعدی ندیدم هرچند شمارا فقط در ردیف اول میتوان پیدا کرد!! شاید هم چون محافظین شما را با جلیقه ضد گلوله راه نداده اند شما هم نیا مده اید ؟ آقای هاشمی این عکسها ببنید خودتان را میتوانید پیدا کنید و به من نشان بدهید!!؟ بله می دانم بعضی دغدغه های  دیگر نه کمری برای شما گذاشته و نه پایی و نفس کم اورده اید ولی هرچه باشد شما مسئولید و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظامید!! خب همه ی سران لشگری و کشوری در نماز جمعه ی باشکوه دیروز حضور داشتند ولی شما نبودید!! کم کم دارد باور می شود که مجمع تشخیص مصلحت رئیسش فقط مصلحت بعضی ها را تشخیص میدهد ، آقای هاشمی نظام ،دیروز فقط مجمع تشخیص مصلحت کم داشت شاید هم کم نداشت ، فرقی ندارد تصمیم با خودتان است چون نظام چه با تشخیص شما باشد چه نباشد پیش میرود فقط حواستان باشد زیاد جانمانید  !!!خلاصه جایتان همچنان خالیست و اگر این روال همچنان بر قرار باشد شما هم به تاریخ خواهد رفت!! حرف از تاریخ زدم!!همیشه از درس تاریخ بدم می آمد مخصوصا دوران قاجاریه و پهلوی به خصوص پهلوی  را به زور میخواندم و حفظ میکردم ولی نمرات خوبی از آن میگرفتم هرچند معلمش بی بصیرت و فتنه گر بود.ولی به کوری او هم که شده بود میخواندم و نمرات خوبی برای تو دهنی به او ازش میگرفتم، آخرش هم سلطنتش ناپایدار ماند معلم تاریخ را میگویم ، خیلی جالب است که تاریخ دان هم می تواند خطای گذشتگان را تکرار کند و بصیرت نداشته باشد !!ولی خواندن تاریخ هم زیباست برای یادآوری!! آقای هاشمی یادتان که نرفته یا یادتان بیاوریم که در انقلاب شما در کنار چه کسانی بودید و جایگاهتان کجا بود و چه میکردید!؟عکس ها و فیلم های آن شاهد حضور شما در صف اول انقلاب بود. ولی آخر شما را چه شد که امام روح الله اینقدر به شما امید و علاقه داشت و شمارا یکی از فرزندان این انقلاب خطاب می کردند. این همه فعالیت و تلاش برای پیروزی انقلاب اسلامی کجا رفت!!!؟ نکند شماهم رفتید جز ان افرادی که میزانشان حال فعلیشان است!!!؟نکند این همه فعالیت و تلاش برای خدا و انقلاب نبوده است چرا اگر بوده، پس چرا در نماز جمعه شرکت نمیکنید!؟مارا با فتنه گران و ساکتین کاری نیس آنها بحثشان جداس و چیزی که عیان است دیگر نیاز به بیان نیست ولی چرا باید همه در نماز جمعه حضور داشته باشند وشما نباشید آنهم یک مسئولی که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است!!! آن موقع هم که رییس خبرگان رهبری بودید هم حضور نداشتید!!! آقای هاشمی اشکال در کجاست!؟ شما با شخص یا گروه یاکسی یا کسانی مخالفت دارید!؟ با مردم!؟ با نظام!؟ با ولایت فقیه!؟ با دین و نماز جمعه؟! باچی …!؟ این همه خاطرات درزمان انقلاب درقالب کتاب از شما به چاپ رسیده است و شما در خاطرات خود گفته اید که من این کار را کرده ام و من ان کار را کرده ام و حال این من ، من کردن های شما کجا رفت!؟نتیجه اش شد همین نیامدن در نمازجمعه ها!!شما راچه شده است!! اگر برای خدا قدم برداشتید در آن ایام و آن زمانها و برای او فعالیت کردید پس چرا به قول حسین این قدر دامت برکاته شدید !! آقای هاشمی این انقلاب برای همه است نه مسئولی میشناسد و نه غیر مسئول!! *به فرموده ی امام خامنه ایی در خطبه های نماز جمعه ی دیروز، این انقلاب راه خودش را تا الان با همه ی ضعف ها و قوتها ادامه داده است. *آقای هاشمی ما انقلاب کردیم تا حکومت سلطنتی را از بین ببریم و دست ظالمان را از این کشور قطع کنیم نه اینکه انقلاب کنیم تا یک عده بیایند و دراین انقلاب حکومت سلطنتی برای خود راه بیاندازند و مردم هم دست روی دست خود بگذارند و ساکت بنشینند. آقای هاشمی آن بالاتر گفتم که شاید دغدغه ها کمرتان را شکسته و از نفس افتاده اید ولی مانده ام که  پس چرا در جلسات تغییر رئیس دانشگاه آزاد آنچنان تازه نفس شرکت کردید . از شما که این همه فعالیت سیاسی برای این نظام و کشور دارید بعید است که به نماز جمعه نیایید(برای مطالعه گوشه ای از فعالیت های خود به نامه ی حسین مراجعه کنید )!! دیروز چه زیباسوال کرد آن خبرنگار از آن جوان ایرانی که گفت برای چه در این سرما به نماز جمعه آمدید خب بهتر نبود در خانه به سخنرانی حضرت آقا گوش میکردید و کمتر سرما میکشید،که چه زیبا گفت آن جوان که اگر نمی آمدم برایم سخت بود و این سختی کشیدن ها در برابر سختی های آن زمان چیزی نیس و جانم فدای رهبر!!!!

ادامه نوشته آقای هاشمی در نماز جمعه ی دیروزهم نبودید!؟ .

فیلم ابراز احساسات جوان بحرینی

اگر روال عادی سایت های بچه هایی که دایه ی ارزشی بودن دارند را مشاهده فرمایید حتما خواهید دید که عکسی از آقایمان گذاشته اند و زیر آن به رسم یادگار این چنین نوشته اند که حیف مولا مردم دنیا تورا نشناختند . اما امروز من تاسف خوردم به حال خود که ناگار این ما هستیم که مولای خود را نشناخته ایم ! سید حسن نصر الله وقتی برترین رهبر مذهبی دنیا شد بر دستان امام خامنه ای بوسه زد تا نشان دهد سرباز کدام مکتب است و در کنفرانس شناخت امام خامنه ای که به یاری دوستانش تشکیل داده بود بر ما تلنگری زد که ایرانیان نشناختند اصل را آن جور که شایسته است …

دریافت فیلم ابراز احساسات جوان بحرینی نسبت به امام خامنه ای

ادامه نوشته فیلم ابراز احساسات جوان بحرینی .

پدر تو همیشه بمان !

یتیمان کوفه زمانی یتیم شدند که مردمشان علی را لبیک نگفتند ، اما ما اهل کوفه نیستیم و کوفیان را رسوا خواهیم کرد که چگونه دندان غضب بر هم می فشرند هنگامی که علی دست بر سر فرزندانش می کشد !

جهت دریافت دریافت پوستر در سایز اصلی صلواتی بفرست بر گل نرگس و روی عکس کلیک کن

ادامه نوشته پدر تو همیشه بمان ! .

قلم‌هایی که طبق تکلیف به حرکت در می‌آیند

وقتی که پای مادیات در مسیر مبارزه با جنگ نرم دشمن باز شد نگاه تکلیفی و معناگرای افسران جنگ نرم به سمت دو دو تا چهار تای دنیا می‌رود. اینجاست که قلم نه برای حفظ نظام که برای گذراندن دو روز دنیا به حرکت درمی‌آید.

این یک حقیقت است که برای شهدا نوشتن و قلم را برای آنهایی که عند ربهم یرزقون‌اند به حرکت در آوردن تنها در پرتو موضوعی به نام لیاقت حاصل می شود. لیاقتی که خود امامزادگان عشق به انسان می‌دهند تا در مسیر احیای عنصر مبارزه، زینب‌وار نقش‌آفرینی کنند.

اما آنهایی که در این خط لیاقت حضور پیدا می‌کنند اگر قلم‌شان آغشته به دنیا شود و نوشتن را نه برای احیای مبارزه در جامعه که برای عقل معاش ‌پندارند، به مرور زمان از این خط دور می‌شوند.

دور شدن از این خط به این معنا است که دیگر لیاقت پیدا نمی‌کنند در رابطه با موضوع شهادت، ایثار و جانبازی و حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران قلمشان را به حرکت در بیاورند. نه اینکه خودشان مایل به این کار نباشند، نه این طور نیست. عرصه تلاششان به سمتی می‌رود که حتی به آنها اجازه فکر کردن به بحث شهادت و انقلاب را نمی‌دهند تا چه برسد که بخواهند در این رابطه متنی را تنظیم کنند.

ذکر این نکته ضرورتا اینجا باید گفته شود که تکلیف‌گرایی نقطه مقابل منفعت‌طلبی است. به بیان گویاتر زمانیکه پای انجام تکلیف مطرح می‌شود شاید مادیات هم در کنارش باشد اما آنچه که انسان تکلیف گرا را موظف به انجام آن تکلیف می‌کند، فراتر از مادیات است و ناشی از احساس وظیفه‌ای است که در فرد ایجاد می‌شود.

این همان اعتقادی است که سرباز عرصه جنگ نرم را در برابر تمام مشکلات اقتصادی که کم هم نیستند پویا و زنده نگه می‌دارد و وی را در راه پاسداری از افکار عمومی ملزم می‌کند.

برای شهدا قلم زدن و برای راهی که آنها رفتند نوشتند نیاز به یک تقوای عملی در زندگی شخصی و اجتماعی دارد.

آری بی‌تقوایی با حرکت در مسیر شهدا قابلیت جمع ندارد. وقتی که پای بی‌تقوایی در محور دفاع از انقلاب اسلامی باز شود افراد گرفتار به آفت بی‌تقوایی در راه دفاع از حق دست به دامن باطل می‌شوند.

اینکه از شهدا می‌گوییم و تلاش داریم ستایش کنیم قلم‌های نویسندگان پاسدار از راه انقلاب را از این بابت است که آنها وظیفه‌ای به مراتب سنگین‌تر از دیگر نگارندگان دارند.

آنها باید به این موضوع ایمان داشته باشند، هر کلمه‌ای را که در صفحه کاغد به تصویر می کشند اگر برخواسته از ایمان درونی‌شان نباشد تاثیر بر جان مخاطب نخواهد گذاشت.

اگر حرف از مبارزه و جهاد می‌زنند اما خودشان معتقد نباشد که انقلاب اسلامی، دشمنی دارد که در هر برهه‌ای از زمان به اشکال مختلف قصد از بین بردن تنها حکومت اسلامی دنیا را دارد مطئنا هر چه بنویسند که تا انقلاب اسلامی است مبارزه هم وجود دارد هیچ تاثیری در ذهن مخاطب نخواهد داشت.

کلمات این متن تماما به خاطر این به نگارش درآمده است که در حد بضاعت نگارنده ستایش کند آنهایی را که در جنگ امروز با توسل به شهدای انقلاب اسلامی در راه پاسداری از این انقلاب قلم هایشان را ضمن تجهیز به عنصر علم با عنصر اخلاص تاثیرگذار کرده‌اند.

ادامه نوشته قلم‌هایی که طبق تکلیف به حرکت در می‌آیند .

انتخابات چیه بابا !

دریافت کاری کاتور در سایز اصلی با کلیک روی عکس بالا

ادامه نوشته انتخابات چیه بابا ! .