دروصف دانشمندشهید احمدی روشن

امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است
 یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است
 گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست
 در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است
باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
 این شبستان کهن ، با نور ایمان روشن است
 کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است
 مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
 مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است
ادامه نوشته دروصف دانشمندشهید احمدی روشن .

روضه حضرت رقیه(س)

با تار تازیانه

با پود کعبه نی ها

بر پیکرم تنیدن

نقش حصیریم را

من را ببخش اگر که

 لکنت زبان گرفتم

 آخر شکسته دستی

 دندان شیریم را

موی سرم به همره

معجر کشیده شد

کی گفته من بی کس و کارم

کی گفته من بابا ندارم

 بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست

حتی اگه تو آسموناست

خوب میدونه رقیه تنهاست

ادامه نوشته روضه حضرت رقیه(س) .

ویژه شهادت حضرت رقیه(س)

دیگه سحر اومد خدا

جون به لب اومد خدا

بابام نیومد بابام نیومد خدا

خوب میشه زخمام خدا

کنار بابام خدا

تو بغل بابام خدا

شفا نمی خوام خدا

ببین گلای پیرهنم

پر از ستاره است تنم

فدایی تو فدایی تو منم

امشب شب مهمونی

همه ی تنم خونی

در انتظارم یه ابر بارونی

زخمی و اسیرم خدا

ضعیف و پیرم خدا

نیاد می میرم خدا

ادامه نوشته ویژه شهادت حضرت رقیه(س) .

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!

یا مهدی

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!

قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان

دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا

اصلا به این نوشته بگویید « داستان«

من خسته ام فقط از «خاک»، از زمین

از طعنه های «آتش» و از آخرالزمان!

آقا اجازه! سیر شد از ما خدای عشق

از بس به جای داغ تو خوردیم حرص نان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر

باران بگو که باز ببارد از آسمان

- اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو؟

اقا اجازه هست؟! نه در این و نه در آن

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»

در زیر دستهای نجیبت بده امان!

آقا اجازه……………………….!

…………………………………!

باشد صبور می شوم اما تو لا اقل !

دستی برای من بده از دورها تکان

مژگان عباسلو

ادامه نوشته آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان! .

آقـــــا سلام…..

آقـــــا سلام ، عاشقـــم و دل شکسته ام
از شاعــــران نسل پریشـــانِ خسته ام
زخمی ترین مســــافـــــر درد آشنای تو
با یک سبد سـتاره ی غم دسته دسته ام
هر وقــــت آمدم ز ره دور…تــا حــــــرم
جز کولـــــه بار گریــــه برایت نبسته ام
قابــل نبوده ام که نخـواندی دوبـــاره ام
چندی است در هوای زیــارت نشسته ام
بر گنبد طلائی تو بــــــــــــا طواف دل
عاشق ترین کبوتر این خـــــیل بسـته ام
چندی است با تمام غــم و درد بی کسی
من نیز چون نمــــــاز مسافر شکسته ام
ای آشنای ضـــــــــــــــامن آهو نگاه کن
من هم اسیر و زخمی و هم دلشکسته ام
آقا بحق مـــــــــــــــادر پهلو شکسته ات
من نیز در خیال شفــــــــاعت نشسته امسید محمدرضا هاشمی زاده

ادامه نوشته آقـــــا سلام….. .

دیدار صمیمانه جانبازان قطع نخاعی با امام خامنه ای

حسینیه امام خمینی، دیروز در دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با شماری از جانبازان قطع نخاعی، به عطر جهاد، ایثار و سرافرازی معطر شد.
در این دیدار لبریز از معنویت حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) ضمن دیدار و گفتگو با جانبازان سرافراز از صبر، استقامت و مجاهدت آنان تجلیل کردند.

ادامه نوشته دیدار صمیمانه جانبازان قطع نخاعی با امام خامنه ای .