پیام تسلیت امام خامنه ای در پی شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان شهید مصطفی احمدی روشن

پیام تسلیت رهبر معظم
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.
متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریک غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم. این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد.
اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی کشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریک و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سکینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میکنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای ۲۲/دیماه/۱۳۹۰
ادامه نوشته پیام تسلیت امام خامنه ای در پی شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان شهید مصطفی احمدی روشن .

بیداری اسلامی

دیدار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های سیاسی ایران در خارج از کشور با رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار وزیر، مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی، بیداری اسلامی در منطقه و حوادث کشورهای غربی را بی‌سابقه و بسیار مهم دانستند و تأکید کردند: دستگاه دیپلماسی کشور در این اوضاع پیچیده و حساس، باید با تبیین حرف نو نظام اسلامی یعنی حضور توأمان مردم و ارزش‌های الهی در جامعه، به نقش‌آفرینی مؤثر بپردازد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی را فعالان خط مقدم پیکار عظیم بین‌المللی در عرصه دیپلماسی خواندند و خاطرنشان کردند: دیپلماسی، به علت اصطکاک منافع کشورها، عرصه مقابله و چالش است اما فعالیت در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی، فراتر از فعالیت متعارف دیپلماسی در جهان است چرا که سفیران ایران، نماینده نظامی هستند که ذات مستکبران با ماهیت اسلامی آن در تضاد عمیق است.
رهبر انقلاب با یادآوری نگرانی و وحشت جبهه استکبار از نام اسلام افزودند: اسلام با پایه‌ها و مبانی استکبار یعنی ظلم و تجاوز و اشغالگری مبارزه می‌کند به همین علت زورگویان جهانی از نفسِ گرایش ملت‌ها به اسلام متوحش می‌شوند، همچنان‌که در حوادث ماه‌های اخیر منطقه، از ظواهر و نشانه‌های اسلامی بودن تظاهرات ملت‌ها و پیروزی اسلام‌گرایان در انتخابات، علناً ابراز نگرانی کرده‌اند.
ایشان در تبیین بیشتر خصومت گسترده مستکبران جهان با نظام اسلامی، نقش اسلام را در شکل‌گیری جمهوری اسلامی و پیشرفت‌های ۳ دهه اخیر ملت ایران، نقشی بی‌همتا دانستند و خاطرنشان کردند: نظام منتخب ملت ایران، با نام اسلام و با برجسته کردن شعارهای اسلامی به پیش رفته است به گونه‌ای که اکنون دانشمندان جوان این سرزمین در علوم و صنایع بسیار پیشرفته نظیر هسته‌ای و نانو، با افتخار از بسیجی بودن خود سخن می‌گویند و استکبار نیز به همین علت یعنی به دلیل نقش‌آفرینی مبنایی اسلام در این سرزمین، به مقابله با جمهوری اسلامی مشغول است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، خصومت زورگویان جهانی با ایران اسلامی را موجب بروز چالش‌هایی فراتر از چالش‌های معمول در مسیر دیپلماسی کشور برشمردند و با استناد به این واقعیت، به فعالان دستگاه سیاسی خارجی تأکید کردند: فعالیت مؤثر در این عرصه، در درجه اول نیازمند قوت قلب، اعتماد به نفس و عزم راسخی است که جز با اخلاص و توکل، اعتماد به پروردگار، حسن ظن به وعده‌های صادق الهی و استحکام درونی ساختار دستگاه دیپلماسی، بدست نخواهد آمد.
ایشان، استحکام درونی دستگاه دیپلماسی کشور را به تقویت معنوی هرچه بیشتر عناصر فعال و مرتبط با دستگاه سیاست خارجی و سفارت‌خانه های ایران منوط دانستند و افزودند: این استحکام درونی همچنین به مراقبت معنوی و افزایش روزافزون رابطه خانواده‌های سفیران با پروردگار متعال و حسن ظن حقیقی و همگانی به وعده‌های خداوند نیازمند است ضمن اینکه اگر استحکام درونی در هر جامعه ای به دست آید، هیچ چیز توانایی مقابله با این جامعه را ندارد..
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جایگاه کنونی جمهوری اسلامی را از نشانه‌های آشکار تحقق وعده‌های الهی به مؤمنان مجاهد خواندند و خاطرنشان کردند: در پرتو ایمانِ توأم با تلاش و مجاهدت ملت و مسئولان، تهی دستی و غربت اوایل انقلاب اکنون به سربلندی و عزت تبدیل شده است به گونه‌ای که شعارهای ملت ایران اکنون در کشورهایی شنیده می‌شود که ۳۰ سال با این ملت دشمنی کرده‌اند و این، معنای حقیقی پیشرفت و استحکام و قدرت است.
رهبر انقلاب، با اشاره به فریادهای الله اکبر و دیگر شعارها و نشانه‌های اسلامی در مصرِ حسنی مبارک و انور سادات افزودند: مهم نیست که این شعارها از کجا الهام گرفته است مهم این است که حرف‌ها، شعارها و خواسته‌های ۳۰ ساله ملت ایران، اکنون در خاورمیانه، خلیج فارس و شمال افریقا، سبز شده است و این حقیقت، مصداق روشن وعده پروردگار کریم در یاری رساندن به ملت مؤمن ایران است که با تحمل سختی‌ها، در صراط مستقیم الهی تلاش و مبارزه کرده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تکیه بر واقعیات یاد شده را مبنای ضروری حرکت در عرصه ظریف، خطیر و بسیار مؤثر دیپلماسی برشمردند و در نگاهی آسیب‌شناسانه، خاطرنشان کردند: در برخی دوره‌ها، بعضی افراد در عرصه دیپلماسی و غیردیپلماسی، تصور می‌کردند پایبندی به ارزش‌ها اجازه و امکان موفقیت نخواهد داد اما تجربه نشان داد که هر قدر پایبندی به اصول و آرمان‌ها بیشتر باشد هیبت و احترام جمهوری اسلامی در نظر طرف مقابل بیشتر خواهد شد.
رهبر انقلاب با بیان مصداقی دیگر از آسیب‌های عرصه دیپلماسی افزودند: در مقاطعی، برخی مسئولان، خیال می‌کردند اگر در ملاقات‌های بین‌المللی، همان حرف‌های صد سال اخیر طرف مقابل را به شکل دیگری تکرار کنند نتیجه بخش خواهد بود اما این کار، آنها را عملاًٌ در چشم طرف مقابل، تضعیف و سبک می‌کرد چرا که نشان می‌داد از خودشان چیزی ندارند.
ایشان، ایستادگی بر حرفهای مبنایی، منطقی و مستدل را موجب تقویت موضع در عرصه دیپلماسی و عامل اصلی مدیریت چالش‌ها و طرف‌های مذاکره‌کننده دانستند و افزودند: پیروزی در میز مذاکره، نیازمند هوشمندی، ظرافت، اعتماد به نفس، استحکام عقلانی و تحمیل استدلال برطرف مقابل است که دست‌یابی حقیقی به این عوامل، با اخلاص و توکل و معنویت امکان پذیر است.
رهبر انقلاب در تشریح عوامل بروز آسیب‌های احتمالی، مراقبت معنوی از خانواده و هوشیاری در مقابل رخنه‌های به ظاهر کوچک را مورد توجه قرار دادند و در مصداقی تاریخی خاطرنشان کردند: به فرموده امیرمؤمنان، زبیر در مجاهدت‌ها و سختی‌ها نیز همراه ایشان بود اما وقتی پسرش بزرگ شد، این صحابه بزرگ تحت تأثیر خواست‌ها و حرفهای پسر، به تدریج در مقابل حق ایستاد و برروی امیرمؤمنان شمشیر کشید و این واقعیت نشان می‌دهد که رخنه‌های کوچک، گاه به انحرافات بزرگ می انجامد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان در جمع وزیر و مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر، آرایش سیاسی دنیا را در حال تغییر اساسی برشمردند و افزودند: حوادثی بزرگ در منطقه، اروپا و در جهان در حال وقوع است که باید با هوشیاری کامل آنها را رصد کرد.
ایشان، حوادث ماه‌های اخیر در کشورهای اسلامی و عمدتاً عربی را انقلاب‌هایی حقیقی اما در اندازه‌های متفاوت خواندند و افزودند: در دهه ۶۰ میلادی، تحولاتی در بعضی از کشورهای عربی منطقه رخ داد و در دهه ۹۰ نیز اروپای شرقی شاهد رویدادهای بزرگی بود اما حوادث کنونی در منطقه و اعتراض‌های زنجیره‌ای در غرب، در عمق و عظمت، تفاوت‌های بسیار اساسی با آن تحولات دارد.
رهبر انقلاب، حضور حقیقی، پیش برنده و هدایت‌گر مردم و مخالفت امریکا با بروز این حوادث را دو تفاوت اساسی تحولات کنونی منطقه و جهان با رویدادهای مشابه در دهه‌های گذشته برشمردند و خاطرنشان کردند: برخی تصور می کنند امریکا در پشت صحنه، در حال مدیریت این تحولات است اما این تحلیل توهم محض است، همچنان‌که ۳۰ سال پیش نیز بعضی‌ها، با نگاه متوهم فکر می‌کردند انقلاب اسلامی طراحی امریکا بوده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مواضع متناقض امریکا در قبال حوادث اخیر در مصر و دیگر کشورها خاطرنشان کردند: البته امریکایی‌ها بدشان نمی‌آمد به جای مبارک، یک عنصر دمکرات و مردمی در اختیار داشتند، اما این امکان‌پذیر نبود چرا که اگر فردی مردمی، میهن‌پرست و حقیقتاً دمکرات روی کار آید حتماً به مخالفت با امریکا و صهیونیست‌ها می‌پردازد.
ایشان، نگاه واقع‌بینانه به صحنه منطقه و جهان را ضرورت حضور قوی و مؤثر در عرصه دیپلماسی دانستند و افزودند: حرکت عظیم ملت‌ها، نشانه بیداری آنهاست و این بیداری به استناد واقعیات گسترده و تردیدناپذیر، صبغه اسلامی دارد البته این بیداری اسلامی به معنای آن نیست که همه آنها حکومت اسلامی می خواهند و یا مدل حکومت اسلامی ایران را قبول دارند.
رهبر انقلاب اذعان رسانه‌های غربی به پیروزی اسلام‌گرایان در انتخابات حال و آینده کشورهای منطقه را نشانه دیگری از اسلامی بودن انقلاب‌های منطقه برشمردند و افزودند: در این اوضاع پیچیده و حساس، دستگاه سیاست خارجی کشور، در عرصه گسترده و مؤثر دیپلماسی جهانی، باید حرف نویِ جمهوری اسلامی را برای ملت‌ها و برای جهان تبیین کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور توأمان مردم و ارزش‌های الهی در جامعه و ارزش‌های معنوی و الهی همراه با اراده مردم و نه تحمیل بر مردم را، حرف نو و اساسی جمهوری اسلامی خواندند و تأکید کردند: دستگاه دیپلماسی باید با حکمت و منطق، مواضع طرف‌های دیگر را به تدریج به مواضع خود نزدیک کند و با تکیه بر حکمت، عزت و مصلحت و  حفظ عزت ملی و عزت هویتی، به وظایف سنگین خود عمل نماید که در این مسیر هیچگونه تسلیم و کوتاهی نه در مرحله باورها و نه در مرحله عمل، نباید وجود داشته باشد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به پیشرفت‌های مستمر کشور افزودند: البته در این حرکت عمومی رو به جلو، کمبودها و نواقصی در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و دیگر زمینه‌ها وجود دارد اما مهم این است که می‌خواهیم آنها را برطرف کنیم ضمن اینکه این نواقص به مراتب کمتر از آن است که دشمن با بزرگ‌نمایی مطرح می‌کند، تا نقاط قوت را بپوشاند.
ایشان در پایان سخنانشان تأکید کردند: باید حوادث بی‌سابقه و عمیق منطقه و جهان را با هوشیاری رصد و با تصمیمات و اقدامات هوشمندانه و حکمت آمیز، در این عرصه نقش مؤثر ایفا کرد.
در این دیدار پیش از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، وزیر امور خارجه با بیان گزارشی از گردهمایی سفیران و رؤسای نمایندگی‌های خارج از کشور، تحت عنوان دیپلماسی و بیداری اسلامی افزود: تلاش دستگاه دیپلماسی، حرکت در جهت اصول و مبانی انقلاب اسلامی، از جمله گفتمان مبتنی بر اندیشه های حضرت امام(ره) و رهبری در جهت پیشبرد سیاست خارجی است.

ادامه نوشته بیداری اسلامی .

تابوت خالی…

زینب الحصنی

زینب الحصنی

بترسید از قوم که بیدار شود

پوستر تابوت خالی شرحی بر ماجرای کشته سازی در جریان انقلاب های ساختگی توسط آمریکا و سرمایه داران رژیم غاصب اسرائیل

جهت دریافت پوستر در سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

ادامه نوشته تابوت خالی… .

کلیپ صوتی بیداری اسلامی

غزل با موضوع بیداری اسلامی با نوای گرم کربلایی حجت رحیمی در هیئت نورالائمه شهرستان باغملک

دریافت فایل صوتی با لینک غیر مستقیم

ادامه نوشته کلیپ صوتی بیداری اسلامی .

سلامی بیداری بین الاقوامی کانفرنس سے خطاب

بسم‌الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین و صحبه المنتجبین
قال ‌الله العزیز الحکیم: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ ‌اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(۱) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى‏ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (۲) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً (۳) [احزاب]

اسلامی بیداری بین الاقوامی کانفرنس سے خطابحاضرین محترم اور مہمانان عزیز کو خوش آمدید کہتا ہوں۔ اس جگہ ہم سب کو جس چیز نے یکجا کیا ہے وہ اسلامی بیداری ہے۔ یعنی امت اسلامیہ کے اندر پیدا ہونے والی آگاہی اور انگڑائی جو اس وقت علاقے کی قوموں میں عظیم تبدیلی پر منتج ہوئی ہے اور انقلابوں اور عوامی تحریکوں کا سرچشمہ قرار پائی ہے جس کا علاقائی اور بین الاقوامی سطح کے شیطانوں کو قطعی کوئی اندازہ نہیں تھا، ایسی عوامی تحریکیں جنہوں نے استبداد اور استکبار کے حصار کو توڑ دیا اور ان کی طرف سے نگہبانی پر مامور قوتوں کو ہزیمت سے دوچار کر دیا۔
اس میں کوئی شک و شبہ نہیں کہ عظیم سماجی تغیرات ہمیشہ تاریخی اور ثقافتی بنیادوں پر استوار اور علم و آگہی اور تجربات کے ثمرات ہوتے ہیں۔ گزشتہ ڈیڑھ سو سال کے دوران مصر، عراق، ایران ہندوستان اور ایشیا و افریقہ کے دیگر ممالک میں اسلامی تحریکیں چلانے والی عظیم فکری و جہادی شخصیات کا ظہور عالم اسلام کی آج کی صورت حال کا مقدمہ تھا۔
جس طرح سنہ انیس سو پچاس اور ساٹھ کے عشرے کے تغیرات بعض مذکورہ ممالک میں مادہ پرست مکاتب فکر اور نظریات والی حکومتوں کی تشکیل کا باعث بنے تھے اور اپنے فطری تقاضوں کے مطابق دیکھتے ہی دیکھتے مغرب کی استکباری اور استعماری طاقتوں کے دام میں گرفتار ہوتے چلے گئے وہ بڑے سبق آموز تجربات ہیں جن کا عالم اسلام کے موجودہ عوامی فکری رجحان کی سمت کے تعین میں اہم کردار ہو سکتا ہے۔
ایران میں اسلامی انقلاب کی فتح کا واقعہ جس میں بقول امام خمینی رضوان اللہ علیہ کے، شمشیر پر خون کو فتح حاصل ہوئی، اسی طرح پائیدار، مقتدر، شجاع اور مسلسل ارتقائی منزلیں طے کرنے والے اسلامی نظام کی تشکیل اور آج اسلامی بیداری میں اس کی گہری تاثیر بجائے خود بڑی طویل اور بحث و تحقیق طلب داستان ہے جو عالم اسلام کی موجودہ صورت حال کے تجزئے اور اس کی تاریخ نگاری کا انتہائی اہم باب ثابت ہوگی۔
خلاصہ یہ کہ عالم اسلام میں اس وقت تیزی کے ساتھ پھیلنے والے حقائق ایسے نہیں ہیں کہ تاریخی بنیادوں اور فکری و سماجی مقدمات سے جن کا کوئی تعلق نہ ہو کہ دشمن اور سطحی فکر کے لوگ انہیں وقتی ہیجان اور سطحی حادثہ قرار دیں اور اپنے متعصبانہ اور گمراہ کن تبصروں سے قوموں کے دلوں میں روشن ہونے والی امید کی شمع کو خاموش کر دیں۔ میں اس برادرانہ گفتگو میں تین بنیادی نکات کا جائزہ لینا چاہوں گا؛
۱: ان انقلابوں اور عوامی تحریکوں کی ماہیت پر اجمالی تبصرہ
۲: سر راہ پیش آنے والے خطرات اور اندیشے
۳: ان خطرات کی پیشگی روک تھام اور ان سے نجات کے طریقوں سے متعلق تجاویز
۱: پہلے موضوع کے سلسلے میں، میری نظر میں جو چیز ان انقلابات کے تعلق سے سب سے اہم ہے میدان عمل اور مجاہدت کے پلیٹ فارم پر خود عوام کی براہ راست موجودگی ہے، صرف خواہش و ایمان و ایقان کی صورت میں نہیں بلکہ باقاعدہ جسمانی طور پر۔ اس شراکت اور ان قیاموں میں بہت فرق ہے جو کسی فوجی گروہ یا مسلح تنظیم کے ذریعے لوگوں کی نظروں کے سامنے انجام پاتے ہیں یا عوام کی رضامندی بھی ان میں شامل ہوتی ہے۔
افریقہ اور ایشیا کے بعض ممالک میں سنہ انیس سو پچاس اور ساٹھ کے عشرے میں جو واقعات رونما ہوئے ان میں ان ممالک کے مختلف عوامی طبقات اور نوجوانوں کے دوش پر انقلاب آگے نہیں بڑھا بلکہ کچھ باغی گروہوں اور چھوٹی مسلح تنظیموں نے اس مہم کی کمان سنبھالی تھی۔ انہوں نے فیصلہ کیا اور وارد عمل ہو گئیں، پھر جب یہ تنظیمیں یا ان کے بعد آنے والی نسل نے کچھ خاص عوامل اور محرکات کی بنیاد پر اپنا راستہ بدل لیا تو ان کے ذریعے کامیاب ہونے والے انقلابوں کی ماہیت بھی دگرگوں ہوکر رہ گئی، نتیجتا ان ممالک پر دشمن نے دوبارہ اپنے پنجے گاڑ لئے۔
اس میں اور عوام کے دوش پر آگے بڑھنے والی تحریک میں بہت فرق ہے۔ اس وقت عوام دل و جان سے میدان عمل میں مصروف پیکار ہیں اور اپنی مجاہدت و فداکاری سے دشمن کو پسپائی اختیار کرنے پر مجبور کر رہے ہیں۔
آج عوام خود نعروں کا تعین کر رہے ہیں، اہداف کی نشاندہی کر رہے ہیں، دشمنوں کی شناخت اور ان کے تعاقب کا اہم کام انجام دے رہے ہیں، مطلوبہ مستقبل کا اجمالی ہی سہی ایک خاکہ تیار کر چکے ہیں، یہی وجہ ہے کہ وہ “سازشی خواص” کو اور خاص طور پر دشمن سے وابستہ داخلی عناصر کو انحراف پیدا کرنے، دشمن سے ساز باز اور سمت کو مکمل طور پر دگرگوں کر دینے کا موقع نہیں دے رہے ہیں۔
عوامی تحریک کی صورت میں ممکن ہے کہ انقلاب کا عمل سست رفتاری سے آگے بڑھے لیکن بے ثباتی اور سطحی فکر سے دور رہے گا، یہ ا ایسا کلمہ طیبہ ہے جو اس کلام خداوندی کا مصداق ہے:
أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ (ابراهیم ـ ۲۴)
میں نے جیسے ہی ٹیلی ویزن سے التحریر اسکوائر پر مصر کی مایہ ناز قوم کی شجاعت کا مشاہدہ کیا، مجھے پورا یقین ہو گیا کہ کامیابی اس انقلاب کا مقدر ہے۔ میں ایک حقیقت آپ کے سامنے بیان کرنا چاہتا ہوں: ایران میں اسلامی انقلاب کی کامیابی اور اسلامی نظام کی تشکیل مغرب و مشرق کی دنیا پرست حکومتوں کے اندر عظیم زلزلے کا باعث بنی اور جس نے مسلمان قوموں کے اندر عدیم المثال جوش و جذبہ بھر دیا، ہمیں یہ توقع تھی کہ مصر دوسرے ملکوں سے پہلے قیام کرے گا۔ مصر میں جہاد، روشن خیالی اور عظیم مجاہد و مدبر شخصیات کی تربیت کی وجہ سے ہمارے دلوں میں یہ امید پیدا ہوئی تھی لیکن مصر سے ہمیں کوئی واضح آواز سنائی نہیں دے رہی تھی۔ میں مصری عوام کے لئے اپنے دل ہی دل میں ابو فراس کا یہ شعر گنگنایا کرتا تھا کہ
اَراکَ عَصِیَّ‌ الدَّمعِ شیُمتُک الصبر ـ اَما لِلهوی نهیٌ علیک و لا امرٌ ..؟
جب میں نے التحریر اسکوائر اور مصر کے دیگر شہروں کے مناظر دیکھے تو مجھے میرے سوال کا جواب مل گیا۔ مصری قوم نے اسی دل کی آواز سے مجھے جواب دیا کہ
بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ ولکنَّ مِثلی لایُذاعُ لهُ سِرٌّ ..
یہ مقدس راز یعنی قیام کا عزم اور جوش و جذبہ بتدریج مصری قوم کے ذہن میں پروان جڑھتا رہا، خاص قالب میں ڈھلتا رہا اور مناسب تاریخی موڑ پر آکر بڑے پرشکوہ روپ میں پردہ راز سے نکل کر میدان میں آ گیا۔ تیونس، یمن، لیبیا اور بحرین کا بھی یہی انجام ہونے والا ہے۔
و مِنهم مَن یَنتظِر و ما بدّلوا تبدیلاً
اس طرح کے انقلابات میں اصول، اقدار اور اہداف جماعتوں اور تنظیموں کے پہلے سے مدون منشور میں نہیں بلکہ میدان عمل میں موجود عوام کے ذہن و دل اور خواہشات کے صفحے پر لکھے جاتے ہیں اور ان کے نعروں اور اقدامات کی صورت میں سامنے آتے اور خود کو تسلیم کرواتے ہیں۔
اس نقطہ نگاہ کے تحت بآسانی سمجھا جا سکتا ہے کہ مصر اور دیگر ممالک کے انقلابوں کے اصول یہ ہیں؛
• اس قومی وقار کا احیاء اور بازیابی جو بدعنوان حکام کے آمرانہ اقتدار یا امریکہ و مغرب کے سیاسی تسلط کے نتیجے میں پامال ہوکر رہ گیا تھا۔
• اسلام کے پرچم کی سربلندی جو عوام الناس کی دیرینہ دلی آرزو اور ان کے پختہ ایمان کا ایک پہلو ہے، ذہنی و فکری آسودگی اور پیشرفت و شکوفائی جو اسلامی شریعت کے سائے میں ہی حاصل ہو سکتی ہے۔
• امریکہ اور یورپ کے تسلط اور نفوذ کے مقابلے میں، جس نے دو صدیوں کے دوران ان ممالک کے عوام کو سب سے زیادہ نقصان پہنچایا ہے اور ان کی توہین کی ہے، استقامت و پائیداری
• جعلی اور غاصب صیہونی حکومت سے مقابلہ جسے استعمار نے کسی خنجر کی طرح علاقے کے ملکوں کے پہلو میں پیوست کر دیا ہے اور اپنے شیطانی تسلط کو جاری رکھنے کے لئے ایک حربہ بنا رکھا ہے اور ایک قوم کو اس کی اپنی سرزمین سے بے دخل کر دیا ہے۔
• بلا شبہ یہ حقیقت کہ علاقے کے ان انقلابات کی بنیاد یہی اصول ہیں اور علاقہ ان پر عملدرآمد کا خواہشمند ہے امریکہ، مغرب اور صیہونزم کو گوارا نہیں ہے اور وہ اس حقیقت کا انکار کرنے کے لئے اپنی تمام تر توانائیاں بروئے کار لا رہے ہیں لیکن ان کے انکار سے حقیقت بدلنے والی نہیں ہے۔
ان انقلابوں کا عوامی ہونا ان کی اہم ترین شناخت ہے۔ بیرونی طاقتیں جو اپنی تمام تر توانائیوں اور چالوں کو بروئے کار لاتے ہوئے یہ کوشش کر رہی تھیں کہ ان ممالک میں بدعنوان، استبدادی اور ان کے اشاروں پر کام کرنے والی حکومتوں کی حفاظت کریں اور انہوں نے اس وقت یہ حمایت بند کی جب عوام کے قیام اور قوت ارادی نے ان کے لئے کوئی امید باقی نہیں چھوڑی، ان طاقتوں کو کوئی حق نہیں پہنچتا کہ خود کو ان انقلابوں کی کامیابی کا سہر اپنے سر باندھیں۔ لیبیا میں بھی امریکہ اور نیٹو کی دراندازی اور مداخلت اس حقیقت کو مشتبہ نہیں بنا سکتی۔ لیبیا میں نیٹو نے ناقابل تلافی المیئے رقم کئے ہیں۔ اگر نیٹو اور امریکہ کی فوجی مداخلت نہ ہوتی تو بے شک یہ ممکن تھا کہ عوام کو کچھ تاخیر سے فتح ملتی لیکن اتنی بنیادی تنصیبات مسمار ہونے سے بچ جاتیں، اتنی بے گناہ جانیں، عورتیں اور بچے تلف نہ ہوتے اور برسہا برس سے قذافی کی مدد میں پیش پیش رہنے والے یہ دشمن اس جنگ زدہ مظلوم ملک میں دخل اندازی نہ کرتے۔
عوام اور ممتاز عوامی شخصیات اور عوام کے بیچ سے اٹھ کر آنے والے رہنما اس انقلاب کے معمار، اس کے محافظ، اس کے مستقبل کی سمت کا تعین کرنے والے ہیں اور آئندہ بھی رہیں گے، انشاء اللہ۔
۲: جہاں تک خطرات اور اندیشوں کا تعلق ہے تو سب سے پہلے میں اس بات پر تاکید کروں گا کہ خطرہ بے شک موجود ہے لیکن اس سے بچنے کا راستہ بھی ہے۔
خطرات کی طرف توجہ قوموں میں خوف و ہراس پھیلنے کا باعث نہیں بننا چاہئے بلکہ آپ کے دشمنوں پر خوف طاری ہونا چاہئے۔

انّ کید الشیطان کان ضعیفا
اللہ تعالی صدر اسلام کے مجاہدین کے ایک گروہ کے سلسلے میں فرماتا ہے کہ
الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ.
خطروں کی شناخت کرنا چاہئے تاکہ اس کا سامنا ہونے پر اضطراب اور پس و پیش کی کیفیت پیدا نہ ہو بلکہ راہ حل پہلے سے معلوم رہے۔ اسلامی انقلاب کی کامیابی کے بعد ان خطرات سے ہم بھی دوچار ہو چکے ہیں۔ ہم نے انہیں پہچان لیا، ان کے سلسلے میں تجربہ حاصل کر لیا۔ اللہ تعالی کی مرضی، امام خمینی رضوان اللہ علیہ کی قیادت اور عوام کی بصیرت و فداکاری کے ذریعے ہم ان کا سامنا کرنے میں کامیاب ہوئے۔ البتہ دشمن کی جانب سے سازشیں اور ہماری قوم کا استقامت آج بھی جاری ہے۔
میں ان خطرات کو دو قسموں میں تقسیم کرتا ہوں۔ ایک تو وہ خطرات ہیں جن کی جڑیں ہماری اندرونی صفوں میں موجود ہیں اور ان کا سرچشمہ خود ہماری کمزوریاں ہیں اور دوسرے وہ خطرات جن کی منصوبہ بندی براہ راست دشمن کر رہے ہیں۔
اول الذکر خطرات کے زمرے میں اس احساس اور تصور کا حوالہ دیا جا سکتا ہے کہ ڈکٹیٹر حکومت کے گر جانے کے بعد معرکہ سر ہو گیا۔ فتح کے احساس سے پیدا ہونے والا اطمینان اور اس کے بعد جوش و جذبے کا کم ہونا اور ارادوں کا کمزور پڑنا سب سے پہلا خطرہ ہے۔ یہ خطرہ اس وقت اور بھی ہولناک ہو جاتا ہے جب کچھ افراد حاصل ہونے والے مال غنیمت میں اپنا حصہ حاصل کرنے کی کوشش کرنے لگتے ہیں۔ جنگ احد کا واقعہ اور درے پر تعینات سپاہیوں کا مال غنیمت پر ٹوٹ پڑنا جو مسلمانوں کی شکست کا باعث بنا اور اللہ تعالی نے فوجیوں کی سرزنش کی ایک ایسی یادگار مثال ہے جو کبھی بھی فراموش نہیں کیی جانی چاہئے۔ مستکبرین کی ظاہری ہیبت سے مرعوب ہو جانا اور امریکہ اور دیگر مداخلت پسند طاقتوں سے خوفزدہ ہو جانا اسی زمرے میں آنے والا دوسرا بڑا خطرہ ہے جس کی طرف سے ہوشیار رہنا چاہئے۔ شجاع دانشوروں اور نوجوانوں کو چاہئے کہ دلوں سے یہ خوف مٹا دیں۔ دشمن پر بھروسہ کرنا اور اس کے وعدوں، مسکراہٹوں اور حمایت کے دام میں آ جانا بھی بہت بڑا خطرہ ہے جس سے خاص طور پر رہنماؤں اور اہم شخصیات کو محتاط رہنے کی ضرورت ہے۔ دشمن چاہے جیسا لبادہ اوڑھ کر آئے خاص نشانیوں کی بنیاد پر اسے پہچان لینا چاہئے اور اس کے مکر و حیلے سے، جو بسا اوقات ظاہری دوستی اور امداد کی آڑ میں چھپے ہوتے ہیں، قوم اور انقلاب کی حفاظت کرنا چاہئے۔ اس کا دوسرا رخ خود فریبی میں مبتلا ہوکر دشمن کو غافل سمجھ لینا ہے۔ شجاعت کے ساتھ ساتھ تدبر سے کام لینا چاہئے۔ شیاطین جن و انس کے مقابلے میں ضروری ہے کہ انسان اپنے وجود میں ودیعت کر دی جانے والی اللہ تعالی کی نعمتوں کو بروئے کار لائے۔ انقلابیوں کے درمیان اختلاف بھڑکانا، انہیں ایک دوسرے کے خون کا پیاسا بنا دینا اور مجاہدین کے محاذ میں رخنہ اندازی کرنا بھی بہت بڑی تشویش کی بات ہے جس سے بچنے کی ہر ممکن کوشش کرنا چاہئے۔
دوسرے قسم کے خطرات کا جہاں تک تعلق ہے تو علاقے کی قوموں نے مختلف واقعات میں ان کا تجربہ کیا ہے۔ سب سے پہلا خطرہ ان عناصر کو اقتدار میں پہنچانا ہے جو امریکہ اور مغرب کے بڑے وفادار ہیں۔ مغرب کی چال یہ ہے کہ جب اس کے اشارے پر کام کرنے والے مہروں کا ایک ایک کرکے گرنا ناگزیر ہو گیا ہے تو نظام کی بنیادی شکل اور اقتدار کے اصلی ستونوں کو اسی طرح برقرار رکھے اور اس جسم پر بس ایک نیا چہرہ لگا دے جس سے اس کے تسلط کی بساط بچھی رہے۔ یہ در حقیقت انقلابیوں کی مجاہدت و مساعی کے رائیگاں چلے جانے کے معنی میں ہے۔ اس مرحلے میں اگر مغرب کو عوام کی ہوشیاری و پائیداری کا سامنا کرنا پڑے تو وہ عوام کے سامنے مختلف گمراہ کن متبادل راستے پیش کرنے لگتا ہے۔ اس ڈرامے میں ممکن ہے کہ ایسے آئین اور حکومتی ڈھانچے کی تجویز پیش کی جائے جو اسلامی ممالک کو ایک بار پھر مغرب کے سیاسی، ثقافتی اور اقتصادی چنگل کا اسیر بنا دے۔ یہ بھی ممکن ہے کہ انقلابیوں کی صفوں میں داخل ہوکر غیر مطمئن حلقوں کو تقویت پہنچانے اور انقلاب کے اصلی حلقوں کو حاشئے پر ڈالنے کی کوشش کی جائے۔ یہ بھی در حقیقت مغربی تسلط کی بحالی اور انقلاب کے اصولوں سے بیگانہ اور ملمع کاری شدہ انہی مغربی طرز کے ڈھانچوں کی واپسی کی راہ ہموار کرنے اور سرانجام حالات پر مغرب کا کنٹرول بحال ہو جانے سے عبارت ہے۔
اگر یہ چال بھی ناکام ہو گئی تو تجربات ہمیں بتاتے ہیں کہ بد امنی پھیلانے، دہشت گردانہ کارروائیاں کروانے، مختلف ادیان کے پیروکاروں، قومیتوں، قبائل، پارٹیوں حتی ہمسایہ قوموں اور حکومتوں کے درمیان جنگ کی آگ بھڑکانے جیسی روشیں اختیار کی جا سکتی ہیں اور ان کے ساتھ ہی ساتھ اقتصادی پابندیوں، قومی سرمائے کو سیل کرنے اور چاروں طرف سے تشہیراتی یلغار کا راستہ اپنایا جا سکتا ہے۔ ان کا مقصد عوام کو مایوس اور خستہ حال بنا دینا اور مجاہدت پر نظر ثانی کے لئے مجبور کر دینا ہے۔ کیونکہ انہیں معلوم ہے کہ ایسا ہو جانے کی صورت میں انقلاب کو شکست دینا ممکن اور آسان ہو جاتا ہے۔ مقبول عام نیک عمل شخصیات کی ٹارگٹ کلنگ یا ان میں بعض کو بدنام کرنا اور کمزور افراد کو خریدنا بھی مغربی طاقتوں اور تہذیب و اخلاق کے بلند بانگ دعوے کرنے والی حکومتوں کے جانے پہچانے حربے ہیں۔
اسلامی جمہوریہ ایران میں جاسوسی کے اڈے کے جو دستاویزات انقلابیوں کے ہاتھ لگے، ان سے پتہ چلا کہ یہ سازشیں پوری منصوبہ بندی کے ساتھ ریاستہائے متحدہ امریکہ کی حکومت کی جانب سے ایرانی قوم کے خلاف تیار کی گئی تھیں۔ ان کے لیے انقلابی ممالک میں رجعت پرستی اور پٹھو حکومتوں کو بحال کرنا ایک ایسا اصول ہے جو ان تمام شرمناک طریقوں کو جائز بتاتا ہے۔
۳- اپنی بات کے آخر میں میں ایران میں ہم لوگوں کے ذاتی تجربے اور مشاہدے نیز دیگر ممالک میں رونما ہونے والے واقعات کے بغور جائزے کے سبب حاصل ہونے والی معلومات کی بنیاد پر کچھ نصیحتیں آپ کی صوابدید اور انتخاب اور آرا کی نذر کرنا چاہتا ہوں۔ بلاشبہ ہر چیز میں اقوام اور ممالک کے حالات یکساں نہیں ہیں تاہم کچھ ایسی واضح باتیں ہیں جو سب کے لیے مفید ہو سکتی ہیں۔ سب سے پہلی بات تو یہ ہے کہ اللہ تعالی پر توکل کر کے، قرآن مجید میں کیے جانے والے نصرت الہی کے ٹھوس وعدوں پر حسن ظن رکھ کر اور عقل، عزم اور شجاعت سے استفادہ کرکے ان تمام رکاوٹوں کو عبور کیا جا سکتا ہے اور کامیابی کے ساتھ ان پر فتح حاصل کی جا سکتی ہے۔ البتہ آپ لوگوں نے جس کام کے لیے کمر ہمت باندھی ہے وہ بہت عظیم اور فیصلہ کن ہے بنابریں اس کے لیے بڑی بڑی مشکلات بھی برداشت کرنی ہوں گی۔ امیرالمومنین حضرت علی علیہ السلام نے فرمایا ہے کہ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَر.. اہم نصیحت یہ ہے کہ اپنے آپ کو ہمیشہ عمل کے میدان میں سمجھیں:

فاذا فرغت فانصب،

خداوند متعال کو ہمیشہ حاضر اور اپنا مددگار سمجھیے:

و الی ربک فارغب،

کامیابیاں ہمیں گھمنڈ اور غفلت میں مبتلا نہ کر دیں،

اذا جاء نصرالله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً فسبح بحمد ربک

یہ ساری باتیں ایک مومن قوم کی حقیقی پشتپناہ ہیں۔
دوسری نصیحت، انقلاب کے اصولوں کا مسلسل اعادہ ہے۔ نعروں اور اصولوں کو اسلام کے بنیادی اصولوں اور تعلیمات کے مطابق اور خالص بنایا جانا چاہیے۔ خودمختاری، آزادی، انصاف پسندی، سامراج اور استعمار کے سامنے گھٹنے نہ ٹیکنا، قومی، نسلی اور مذہبی امتیازی سلوک کا انکار، صیہونزم کا واضح طور پر انکار یہ سب اسلامی ملکوں کی آج کی تحریکوں کے بنیادی اصول ہیں اور سب کے سب اسلام اور قرآن سے ماخوذ ہیں۔
اپنے اصولوں کو کاغذ پر لکھیے۔ اپنی اصلی پہچان کی پوری توجہ کے ساتھ حفاظت کیجئے۔ ہرگز اس بات کی اجازت نہ دیجئے کہ آپ کے آئندہ نظام کے اصول آپ کے دشمن تیار کریں۔ اسلامی اصولوں کو وقتی مفادات کی قربانی نہ بننے دیجئے۔ انقلاب میں انحراف، نعروں اور اہداف کے انحراف سے شروع ہوتا ہے۔ امریکہ، نیٹو، اسی طرح برطانیہ، فرانس اور اٹلی کی جرائم پیشہ حکومتوں پر جو طویل عرصے سے آپ کی سرزمین کو آپس میں بانٹ کر مزے سے لوٹ رہی تھیں ہرگز اعتماد نہ کیجئے۔ انہیں شک کی نگاہ سے دیکھئے اور ان کی مسکراہٹوں پر نہ جائیے۔ ان مسکراہٹوں اور وعدوں کے پیچھے ان کی سازشیں اور خیانتیں پوشیدہ ہیں۔ اسلام کے مسلسل ابلتے چشمے سے فیضیاب ہوتے ہوئے اپنے مسائل کا حل خود تلاش کیجئے اور غیروں کے پیش کردہ نسخے انہی کو لوٹا دیجئے۔
ایک اور اہم سفارش مذہبی، قومیتی، نسلی، قبائلی اور سرحدی اختلافات سے پرہیز ہے۔ تنوع کو تسلیم کیجئے اور اس کے لئے صحیح انتظامی بندوبست کیجئے۔ اسلامی مکاتب فکر کے درمیان ہم فکری کامیابی کی کنجی ہے۔ جو لوگ کبھی کسی کو اور کبھی کسی اور کو کافر قرار دیکر اختلافات کی آگ بھڑکاتے ہیں وہ شیطان کے خدمت گار ہیں لیکن شاید انہیں اس کا اندازہ نہ ہو۔
نظام کی تشکیل آپ کا سب سے اہم اور اصلی کام ہے۔ یہ بہت پیچیدہ اور دشوار کام ہے۔ ایسا نہ ہو کہ آپ پر الحادی مکتب فکر، مغربی لبرلزم، انتہا پسندانہ نیشنلزم یا مارکسی نظریات آپ کے ذہن پر مسلط کر دیئے جائیں۔
مشرقی محاذ منہدم ہو گیا جبکہ مغربی بلاک تشدد، جنگ اور فریب دہی کی بنیاد پر باقی رہ گیا ہے لیکن اس کے لئے کسی اچھے انجام کی امید نہیں ہے۔
جیسے جیسے وقت گزر رہا ہے حالات سامراجی طاقتوں کے خلاف اور اسلامی تحریک کے موافق ہوتے جا رہے ہیں۔
حتمی ہدف، متحدہ امت اسلامیہ اور دین و عقل و علم و اخلاق کی بنیاد پر جدید اسلامی تمدن کی تعمیر ہونا چاہئے۔
درندہ صفت صیہونیوں کے چنگل سے فلسطین کی رہائی بھی بہت بڑا ہدف ہے۔ بلقان، قفقاز اور مغربی ایشیا کے ممالک اسی سال کے بعد سابق سوویت یونین کے چنگل سے آزاد ہوئے تو مظلوم فلسطین ستر سال بعد ظالم صیہونیوں کے چنگل سے کیوں نہیں آزاد کرایا جا سکتا؟
اس وقت اسلامی ممالک کی نوجوان نسل میں یہ صلاحیت ہے کہ بڑے کارنامے سرانجام دے۔ آج کی نوجوان نسل اپنے اسلاف کے لئے باعث افتخار ہے۔ بقول ایک عرب شاعر کے؛

قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم کلاّ لَعمَری ولکن منهُ شیبانٌ
وَ کَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُری شَرَفٍ کما عَلا برسول الله عدنانٌ

اپنی نوجوان نسل پر اعتماد کیجئے۔ اس کے اندر خود اعتمادی بڑھائیے، اسے تجربہ کار اور کہنہ مشق افراد کے تجربات سے بہرہ مند کیجئے۔
یہاں دو اہم نکات ہیں؛
ایک تو یہ کہ انقلاب لانے والی اور آزادی حاصل کرنے والی قوموں کی ایک اہم ترین خواہش ملک کا نظم و نسق چلانے میں عوام کا موثر کردار ہے اور چونکہ وہ اسلام کو مانتی ہیں لہذا ان کی پسند اسلامی جمہوری نظام ہے۔ یعنی عہدیداروں کا انتخاب عوام کے ذریعے ہوگا اور معاشرے میں ان اصولوں اور اقدار کی بالادستی قائم کی جائے گی جو اسلامی تعلیمات اور شریعت سے ماخوذ ہیں۔ یہ ہدف مختلف ممالک میں حالات کے تقاضوں کے مطابق مختلف شکلوں اور انداز میں حاصل کیا جا سکتا ہے لیکن اس سلسلے میں مکمل احتیاط رکھنے کی ضرورت ہے کہ غلطی سے مغرب کی لبرل ڈیموکریسی اس کی جگہ نہ لے لے۔ ان دونوں مکاتب فکر کے درمیان فرق کو اور بھی واضح کرنا چاہئے۔ انتہا پسندانہ مذہبی تعصب جو کورانہ تشدد سے جڑا ہوتا ہے پسماندگی اور انقلاب کے اعلی اہداف سے دوری کا باعث ہے اور یہ چیز عوام کو برگشتہ اور نتیجے میں انقلاب کو شکست خوردہ بنا دیتی دی۔
خلاصہ یہ ہے کہ اسلامی بیداری کی بات کوئی غیر واضح اور مبہم بات نہیں ہے جس کی منمانی تفسیر کر دی جائے۔ یہ صاف طور پر نظر آنے والی اور محسوس کی جانے والی عینی حقیقت ہے جو فضا میں پھیل چکی ہے، عظیم انقلابات برپا کر رہی ہے اور دشمن محاذ کے خطرناک مہروں کو سرنگوں کرکے میدان سے باہر کر چکی ہے۔ اس کے باوجود تغیرات جاری ہیں جنہیں صحیح سمت دینے اور درست انجام تک پہنچانے کی ضرورت ہے۔ گفتگو کے آغاز میں جن آیات کی تلاوت کی گئی وہ ہمیشہ کے لئے اور خاص طور پر موجودہ حساس اور تقدیر ساز دور کے لئے انتہائی کارساز اور کامل دستور العمل ہے جو پیغمبر اکرم صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کو مخاطب کرکے بیان کیا گیا ہے لیکن در حقیقت یہ خطاب ہم سب سے بھی ہے۔ ان آیات میں سب سے پہلے تقوی کی اس کی معنوی رفعت و گیرائی کے ساتھ سفارش کی گئی ہے۔ اس کے بعد کافروں اور منافقوں کی سرپیچی و خودسری، وحی الہی کی پیروی اور سرانجام اللہ پر توکل اور اعتماد کا ذکر ہے۔
میں ان آیتوں کو ایک بار اور دوہرانا چاہوں گا؛

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

 یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ ‌اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(۱) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى‏ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (۲) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً.

والسلام علیکم و رحمةالله

ادامه نوشته سلامی بیداری بین الاقوامی کانفرنس سے خطاب .

L’intervention du Guide suprême à la Conférence de l’éveil islamique

Au Nom de Dieu Clément et Miséricordieux

بسم‌الله الرحمن الرحیم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین و صحبه المنتجبین قال ‌الله العزیز الحکیم: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ ‌اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(۱) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى‏ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (۲) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً (۳) [احزاب]

( O Prophète! Crains Allah et n’obéis pas aux infidèles et aux hypocrites, car Allah demeure Omniscient et Sage. (1) Et suis ce qui t’est révélé émanant de Ton Seigneur. Car Allah est Parfaitement Connaisseur de ce que vous faites. (2) Et place ta confiance en Allah. Allah te suffit comme protecteur. (3))

L’intervention du Guide suprême à la Conférence de l’éveil islamique Je tiens tout d’abord à souhaiter la bienvenue à tous les chers invités. Ce qui nous a réuni ici c’est l’éveil islamique c’est-à-dire cet élan et cette prise de conscience de l’Oumma islamique qui se manifestent à travers les grands bouleversements que connaissent les pays de notre région et aui suscitent des soulèvements et des révolutions discréditant tous les calculs des satanes dominateurs régionaux et internationaux, des grands mouvements qui brisent les murs du despotisme et de l’arrogance et imposent la défaite à leur forces prétoriennes.

Il ne fait aucun doute que les grandes évolutions sociales dans notre monde s’appuient sur des précédents historiques et civilisationelles et sont la résultante des connaissances et des expériences accumulées tout au long des siècles. Dans le monde musulman, depuis près de cent cinquante ans, l’apparition de grandes personnalités intellectuelles et combattantes islamiques en Egypte, en Irak, en Iran, en Inde et dans d’autres pays asiatiques et africains a contribué à préparer les conditions de l’éveil actuel.

Le monde musulman a également profité de l’expérience des régimes politiques à tendance matérialiste qui ont gouverné dans les années cinquante et soixante et qui à cause de leur nature après quelques années sont tombés dans le piège des puissances hégémonistes et impérialistes occidentales, ce qui a grandement contribué à cette prise de conscience générale et profonde des musulmans.

L’avènement de la grande Révolution islamique en Iran qui suivant une expression de l’Imam Khomeiny fut une victoire du sang sur le sable , a donné naissance à un Etat courageux, puissant, progressiste et stable, la République islamique, dont l’influence sur l’éveil islamique actuel demande une vaste recherche ouvrant un nouveau chapitre dans l’historiographie du monde musulman contemporain.

En effet, les événements croissants du monde musulman à nos jours, ne sont pas coupés de leurs racines historiques ainsi que du contexte social et intellectuel de leur émergence, pour que les ennemis les présentent superficiellement comme des accidents éphémères et une vague passagère et d’essayer d’éteindre dans le cœur des nations la flamme de l’espoir par leur analyse tendancieuse et trompeuse.

Dans cet exposé fraternel, je tiens à me concentrer sur trois points essentiels :

1. Un regard succinct sur la nature de ces soulèvements et révolutions

2. Les dangers et périls sur leur chemin

3. Quelques propositions pour trouver des solutions préventives contre ces dangers et menaces.

1) A mon sens la principale caractéristique de ces révolutions c’est la présence réelle et généralisée de la population sur l’arène de l’action et de la lutte et le Jihad. Non seulement le cœur, la volonté et la foi y est mais aussi le corps et la présence physique y participent pleinement. Il existe une grande différence entre un mouvement de cette nature et un autre déclenché par un groupe de militaire ou un groupe de lutte armée se déroulant devant le regard indifférent et passif de la population.

Dans les événements des années 50 et 60 survenus dans un certain nombre de pays en Afrique et en Asie, le poids de la révolution n’était pas sur le dos des différentes couches de la population notamment de la jeunesse, ils ont été l’œuvre des groupes de putschistes ou des petits noyaux limités et armées. Ce sont eux qui décidaient et agissaient. Mais après quelques temps, ils, eux-mêmes ou la nouvelle génération, changeaient de chemin pour diverses raisons, transformant ainsi la révolution en une contre-révolution permettant à l’ennemi de dominer à nouveau ces pays.

Ceci diffère de beaucoup des mouvements portés par des masses populaires qui sacrifient leur vie, corps et âme, et qui par leur lutte et leur dévouement chassent l’ennemi. Dans ces cas ce sont les peuples qui improvisent spontanément des slogans, fixent les objectifs, identifient l’ennemi et le poursuivent, tracent l’avenir -même si ce n’est que l’esquisse- et par leur soins ne permettent pas aux élites opportunistes et aux éléments infiltrés à la solde de l’ennemi de dévier la révolution de son chemin, et de se compromettre avec l’ennemi.

Dans un mouvement populaire il se peut que la révolution se fasse graduellement et plus lentement mais elle sera à l’abri des visions superficielles et inconstantes. C’est l’exemple de la parole divine dans le passage suivant :

(أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء)

( N’as-tu pas vu comment Allah propose en parabole une bonne parole pareille à un bel arbre dont la racine est ferme et la ramure s’élançant dans le ciel? (24) )

Quand j’ai vu à la télévision le peuple courageux et héroïque de l’Egypte sur la place Al-Tahrir, j’ai été persuadé que la révolution égyptienne triomphera. Je voudrai vous dire une vérité : après la victoire de la révolution islamique en Iran et l’instauration du régime islamique qui a produit l’équivalent d’un tremblement de terre pour les gouvernements matérialistes de l’Est et de l’Ouest et suscité un enthousiasme sans précédent dans les pays musulmans, nous attendions à ce que l’Egypte réagisse plus que tout autre pays. L’histoire des luttes du peuple égyptien, ses penseurs et ses grandes personnalités, nous incitaient à penser ainsi. Mais l’écho que nous attendions de l’Egypte ne nous parvenait pas. Dans mon cœur je me rappelais ce poème d’Abu-Forras qui dit :

أراک عصیّ الدمع شیمتک الصبر أما للهوی نهی علیک و لا أمر ؟

Quand j’ai vu le peuple égyptien sur la place Al-Tahrir et sur d’autres places des villes du pays, j’ai trouvé ma réponse. Le peuple égyptien me disait du fond de son cœur :

بلی أنا مشتاق و عندی لوعة ولکن مثلی لایذاع له سرُّ

Cette confidence sacrée c’est-à-dire cette motivation et cette volonté de se révolter se sont progressivement formées dans l’esprit des égyptiens et à un moment propice s’est manifesté dans toute sa splendeur sur la scène de l’histoire.

La Tunisie, le Yémen et le Bahreïn se soumettront au même verdict de l’histoire :

وَمِنْهُمْ مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُواْ تَبْدِیلاً

( Ils n’ont varié aucunement (dans leur engagement); (23))

Dans ce genre de révolutions, les principes, les valeurs et les objectifs découlent de l’esprit, du cœur et des revendications de tout le peuple présent sur le terrain et s’expriment dans les slogans et dans les attitudes spontanées des manifestants et non dans des manifestes préfabriqués des groupes et des partis politiciens.

Aussi, est-il dès lors aisé d’identifier les principes des révolutions de la région, de l’Egypte et des autres pays. En voici quelques uns :

- Le renouveau de la dignité et la fierté nationales bafouées et piétinées tout au long de la dictature des gouvernants corrompus à la solde de la domination politique américaine et occidentale,

- Relever l’étendard de l’Islam qui constitue la croyance profonde et l’attachement du peuple, garantir la sécurité intellectuelle, la justice, le progrès et l’épanouissement, objectifs qui ne se réaliseront que grâce à l’Islam et à ses préceptes,

- Résister devant l’influence et la mainmise de l’Amérique et de l’Europe qui depuis deux siècles a causé le plus de dommage au pays et abaisser son peuple.

- Lutter contre le régime usurpateur et falsifié sioniste planté comme un couteau par le colonialisme dans le cœur des pays de la région comme un instrument au service de sa domination démoniaque en chassant un peuple de son territoire historique et ancestral.

Dire que les révolutions récentes survenues dans la région s’assignent de tels principes et demandes n’est évidemment pas au gout des Etats-Unis, de l’Occident et du sionisme et ces derniers feront tout pour les nier mais ce n’est certainement pas leur déni qui changera la réalité.

Le caractère populaire de ces révolutions constitue l’élément le plus important de leur identité. Les puissances étrangères s’efforcent de maintenir les dirigeants despotes, corrompus et dépendants de ces pays en utilisant les moyens et les stratagèmes les plus efficaces dont ils disposent ; elles ne les ont lâché que lorsque la révolte des peuples ne leur a laissé aucun espoir de retour en arrière. Ces puissances n’ont pas le droit de demander leur part dans ces victoires. Dans un pays comme la Libye, l’intervention des Etats-Unis et de l’OTAN ne doit pas prêter à l’équivoque, car ces interventions ont causé des pertes irréparables. S’il n’était pas l’intervention militaire de l’OTAN et de l’Amérique, les Libyens auraient certes parvenu à la victoire plus tard mais le pays n’aurait pas été aussi ruiné et détruit et tant de personnes innocentes, femmes et enfants, ne seraient pas péri, pour qu’ensuite des ennemis qui des années durant ont soutenu Kadhafi, retournent leur veste et interviennent dans ce pays opprimé et dévasté.

Le peuple et son élite engagé et tous ceux qui représentent le peuple sont les vrais détenteurs de leur révolution et doivent la protéger et la perfectionner en traçant le chemin de l’avenir. انشاءالله

۲) S’agissant des dangers et des menaces qui guettent … Tout d’abord il faut savoir que les dangers existent mais il y a aussi des solutions pour les prévenir. L’Evocation des dangers ne doit pas inquiéter la population. Faites en sorte que vos ennemis vous craignent :

إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا

( Eh bien, combattez les alliés du Diable, car la ruse du Diable est, certes, faible. (76))

Au sujet d’un nombre de Moudjahides du début de l’Islam, Dieu nous dit :

الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ

Certes ceux auxquels l’on disait: «Les gens se sont rassemblés contre vous; craignez-les» – cela accrut leur foi – et ils dirent: «Allah nous suffit; Il est notre meilleur garant». (۱۷۳) ils revinrent donc avec un bienfait de la part d’Allah et une grâce. Nul mal ne les toucha et ils suivirent ce qui satisfait Allah. Et Allah est Détenteur d’une grâce immense. (174)

Il faut bien connaitre les dangers pour les contrer le moment venu sans effarement ni hésitation en ayant les solutions les plus appropriées à l’avance.

Nous avons été après la victoire de la révolution islamique en Iran confronté aux mêmes dangers, nous les avons identifié et grâce à la direction de l’Imam Khomeiny et à la bienveillance et le sacrifice de notre peuple nous avons réussi à les surpasser, cependant les complots continuent et la volonté de notre peuple pour les combattre aussi reste intacte.

Je divise ces dangers en deux parties : ceux qui découlent de nous-mêmes et trouvent leur sources dans nos faiblesses et d’autres qui sont directement programmé par l’ennemi.

La première partie comprend des dangers et des menaces tels que croire qu’avec la chute du dictateur corrompu, à la solde de l’étranger, le travail est fini. Se croire tranquille et à l’abri après la victoire et se désengager dans l’indifférence en perdant la motivation et la volonté voilà le premier des dangers et ce danger devient encore plus menaçant quand certains se mettent à se départager le butin…

L’histoire de la guerre d’Ohod et la précipitation des musulmans défenseurs du passage, pour s’emparer du butin, auxquels Dieu a reproché leur attitude, constitue un exemple symbolique que nous devons constamment nous rappeler. Il faut également éloigner de soi la crainte de la puissance artificielle des arrogants, de l’Amérique et des autres pays hégémonistes.

L’élite courageuse et la jeunesse de vos pays doivent se défaire de cette appréhension. Il ne faut pas non plus tomber dans le piège de la confiance à l’ennemi, ses sourires, ses promesses et ses soutiens, ce qui constitue justement un danger vis-à-vis duquel surtout l’élite et les leaders doivent garder la vigilance. Il faut reconnaitre l’ennemi avec ses signes sous n’importe quel habit qu’il se cache en immunisant le peuple et la révolution contre ses duperies dissimulées souvent sous des apparences trompeuses d’amitié et d’aide. L’autre face est l’orgueil, sous-estimer l’ennemi ; le courage doit être accompagné de sagesse et de vigilance. Face au Satan, Djinn et homme, il faut employer tous les trésors divins qui nous ont été confiés. Semer la discorde entre les révolutionnaires et infiltrer leur rang sur le front de la lutte constitue également un autre grand danger qu’il convient de combattre avec tous les moyens.

Les menaces de la deuxième catégorie sont celles dont la plupart des pays de la région en ont fait l’expérience : la première sera celle qui consiste à laisser prendre le pouvoir par ceux qui sont engagés vis-à-vis de l’Amérique et de l’Occident. Car L’Occident s’efforce, après la chute de leur valet, de préserver l’essentiel du système et principaux leviers du pouvoir en changeant la tete mais en conservant le corps pour maintenir sa domination. Cela signifie la perte de tous les efforts et de tous les sacrifices. A cette étape si ces puissances se trouvent face à la résistance du peuple, s’efforceront de proposer différentes alternatives pour dénaturer le mouvement et tromper le peuple. Leur scénario pourrait consister à proposer des modèles de gouvernement et des constitutions qui conduiront vos pays musulmans, à nouveau, dans le piège de la dépendance culturelle, économique et politique à l’égard de l’Occident. Il peut également consister à infiltrer les révolutionnaires en vue de marginaliser les principaux courants authentiques de la révolution et de renforcer sur les plans financier et médiatique un courant suspect et incertain. Cela signifiera également le retour à la domination occidentale et la consolidation des modèles périmés occidentaux et étrangers par rapport aux principes révolutionnaires entrainant au terme la mainmise des occidentaux sur la destinée des pays. Dans le cas où cette tactique aussi échouerait, d’après notre expérience, elles commenceront à employer des méthodes qui consistent à provoquer le chaos, le terrorisme et la guerre entre les confessions, entre les ethnies, tribus, entre les partis politiques et même entre les nations et les gouvernements voisins accompagnée de sanctions économiques, embargo et blocage des avoirs et d’une agression tous azimut sur le plan médiatique, l’objectif principal étant d’abord de fatiguer et de désespérer le peuple et ensuite de faire vaciller et dissuader les combattants. Car ces pays hégémonistes savent parfaitement que dans ce cas il serait possible et beaucoup plus facile de vaincre les révolutionnaires. L’assassinat des figures influentes et de bonne réputation, souiller la renommée des autres et enfin acheter des éléments faibles et tergiversant constituent également d’autres méthodes auxquelles ont recours ces puissances occidentales et prétendants à une civilisation morale.

En Iran islamique, les documents du nid d’espionnage (ambassade des Etats-Unis) sont tombés aux mains de la révolution et ont montré que tous ces complots ont été minutieusement préparés par ce pays contre le peuple iranien. Pour eux le retour des réactionnaires, du despotisme et du pouvoir a leur solde justifient l’usage de toutes ces méthodes abjectes dans les pays révolutionnaires.

3) Dans la dernière partie de ma présentation, sur la base de notre expérience vécue en Iran et de l’étude d’autres pays, je tiens à soumettre à votre appréciation et jugement quelques recommandations. Il va sans dire que la situation et les conditions changent d‘un pays à l’autre mais il existe néanmoins des points de repère, utiles pour tout un chacun.

Le premier point c’est qu’en se confiant à Dieu, en faisant confiance à ses promesses répétées de victoire dans le Coran, en se servant de sa raison, en s’appuyant sur sa volonté et son courage, notre Oumma est en mesure d’aplanir les difficultés et de remporter de grandes victoires. Cependant la tâche que vous avez entreprise est gigantesque et déterminante pour l’avenir, aussi, faut-il s’attendre à ce qu’à la mesure de celle-ci, les efforts soient également lourds et pesants. L’Emir des croyants, Ali ibn Abi Taleb (que la paix de Dieu soit sur lui) nous dit :

فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَر…

Je vous recommande aussi de vous considérer toujours en plein champ de bataille : فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ Quand tu te libères, donc, lève-toi, (7) de vous rappeler constamment la présence de Dieu et son soutien infaillible : وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ, afin que les victoires ne nous entrainent pas dans l’orgueil et dans la négligence :

اِذا جاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَاَیْتَ النّاسَ یَدْخُلُونَ فی دینِ اللهِ اَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ کانَ تَوّاباً

( Lorsque vient le secours d’Allah ainsi que la victoire, (1) et que tu vois les gens entrer en foule dans la religion d’Allah, (2) alors, par la louange, célèbre la gloire de ton Seigneur et implore Son pardon. Car c’est Lui le grand Accueillant au repentir. (3))

Voici les vrais soutiens pour un peuple croyant.

Une autre recommandation consiste à relire en permanence nos principes. Les mots d’ordre et les principes de la révolution doivent être confrontés constamment aux préceptes et aux directives de l’Islam. L’indépendance, la liberté, la justice, la résistance devant le despotisme et le colonialisme, la lutte contre les discriminations ethniques, raciales et religieuses, le rejet catégorique du sionisme, qui constituent à nos jours les convictions de tous les peuples musulmans trouvent leur source dans l’Islam et dans le Coran.

Ecrivez vos principes sur le papier et appliquez-vous à les conserver avec du zèle ; ne laissez pas à vos ennemis d’écrire votre avenir à votre place, ne permettez pas que les principes islamiques soient sacrifiés sur l’autel des intérêts éphémères et passagers. La déviation dans les révolutions commence par le détournement des mots d’ordre et des idéaux. Ne faites jamais confiance à l’Amérique et à l’Otan, aux régimes criminels tels que l’Angleterre, la France et l’Italie qui durant de longues périodes ont pillé et partagé entre eux vos richesses ; soupçonnez-les et ne vous fiez pas à leur sourires, derrière ces sourires et ces promesses, il y a des complots et la trahison. Retrouvez votre chemin en mettant à profit les sources inépuisables de l’Islam et rendez-leur leurs prescriptions étrangères.

Une autre recommandation importante c’est d’éviter les conflits confessionnels, ethniques, raciaux et frontaliers. Reconnaissez les différences entre vous afin de les gérer au mieux. L’entente entre les confessions islamiques est la clé du salut. Ceux qui attisent le feu de la divergence confessionnelle par anathème et apostat envers des uns et des autres, consciemment ou inconsciemment agissent en mercenaires et agents du Satan. Construire un nouveau régime politique est votre principale tâche. Il s’agit d’un travail difficile et compliqué. Ne vous laissez pas intimider par des modèles laïques du libéralisme occidental ou par des nationalismes extrémistes ou encore par des tendances gauchistes et marxistes. Le bloc de l’Est s’est effondré et le bloc de l’Ouest ne se tient debout que par la violence, la guerre et la ruse, son avenir étant dors et déjà scellé.

Le temps est avec l’Islam, contre eux.

Le but ultime de l’Oumma unifiée de l’Islam doit être la création d’une nouvelle civilisation islamique sur la base de la religion et de la rationalité, sur la base de la science et de la morale.

La libération de la Palestine des griffes voraces du sionisme constitue un grand objectif. Les pays du Balkan, du Caucase et de l’Asie occidentale se sont libérés du joug de l’Ex-Union Soviétique après 80 années de lutte ; pour quelle raison après 70 ans d’occupation sioniste le peuple opprimé de la Palestine ne serait-il pas capable de se libérer de la geôle des sionistes arrogants?

La nouvelle génération des pays musulmans ont la capacité de réaliser de tels destins. La jeunesse musulmane d’aujourd’hui fait l’honneur aux générations précédentes. D’après un poète arabe:

قالوا:أبو الصخر من شیبان قلت لهم کلا لعمری و لکن منه شیبانُ

و کم أبٍ قد علا بابنٍ ذُری شَرَفٍ کما عـلا برسولِ الله عدنانُ

Faites confiance à la jeune génération, ravivez chez eux la confiance en soi et faites les bénéficier de l’expérience des plus âgés.

Il ya à ce niveaux deux points importants qui méritent l’attention :

D’abord le fait qu’après la révolution et la libération, l’une des revendications les plus insistantes est la présence du peuple, son rôle et sa participation à la gestion du pays. Parce que nos peuples sont musulmans, ils souhaitent ‘ une démocratie islamique » c’es-à-dire un régime politique dans lequel les dirigeants, élus par le peuple, respectent et appliquent les valeurs, les principes et les lois islamiques. Cela peut revêtir différentes formes en fonction des conditions de chaque pays mais il faut rester très vigilent pour qu’il n’y ait pas de confusion avec des démocraties libérales occidentales. Les démocraties laïques, et dans bien des cas antireligieuses, de l’Occident n’ont rien de commun avec la démocratie islamique, engagée à mettre en application les valeurs et les principales lignes de l’Islam dans le système politique du pays.

Le deuxième point c’est que l’islamisme ne doit pas être confondu avec la réaction, le dogmatisme et le fanatisme ignorant et extrémiste. Il faut par ailleurs tracer une frontière nette et claire entre ces deux conceptions et visions. Les extrémismes religieux qui sont très souvent accompagnés d’une violence aveugle, est un facteur de sous- développement et d’éloignement vis-à-vis des idéaux transcendants de la révolution, ce qui à son tour pourrait causer le désintéressement de la population et l’échec de la révolution.

Je résume ; parler de l’éveil islamique n’est pas discourir sur une notion floue, incernable, ambigüe se prêtant à l’interprétation et au commentaire. Il s’agit d’une réalité concrète, palpable et objective qui a rempli l’espace de notre temps et qui produit des grands mouvements et des révolutions écartant de la scène un nombre important d’éléments dangereux du camp ennemi. Cependant le champ reste encore fluide et nécessite des efforts pour donner la forme qui convient et finir le travail. Les versets cités au début de la présente contribution restent pour nous à l’ordre du jour, complet et efficace, pour toujours, mais surtout pour la période sensible et décisive dans laquelle nous agissons… ces versets s’adressent au prophète de l’Islam (que le salut de Dieu soit sur lui et sa descendance), mais ils nous interpellent à plus forte raison, nous les Musulmans. Dans ces versets, l’accent est mis sur la vertu dans sa plus haute signification en tant que la première recommandation, puis vient la nécessité pour les croyants de désobéir aux dirigeants impies et hypocrites, obéir à la révélation divine et enfin avoir confiance en Dieu et s’abandonner à sa volonté…

Nous relisons une nouvelle fois ces versets :

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ ‌اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(۱) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى‏ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (۲) وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً (۳) [احزاب]

( O Prophète! Crains Allah et n’obéis pas aux infidèles et aux hypocrites, car Allah demeure Omniscient et Sage. (1) Et suis ce qui t’est révélé émanant de Ton Seigneur. Car Allah est Parfaitement Connaisseur de ce que vous faites. (2) Et place ta confiance en Allah. Allah te suffit comme protecteur. (3) )

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ادامه نوشته L’intervention du Guide suprême à la Conférence de l’éveil islamique .